
انشا درباره تضاد معنایی خشکی و دریا
در آفرینش، دو دنیای کاملاً متفاوت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند: یکی خشکی و دیگری دریا. این دو، با وجود نزدیکی فیزیکی، از هر نظر

در آفرینش، دو دنیای کاملاً متفاوت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند: یکی خشکی و دیگری دریا. این دو، با وجود نزدیکی فیزیکی، از هر نظر

در دنیای کتابها و قصهها، شخصیتهای خیالی زیادی زندگی میکنند. آنها در داستانها به دنیا میآیند و در ذهن ما جاودانه میشوند. من میخواهم در

یک روز پاییزی را به یاد میآورم که برای همیشه در خاطرم ماند. آن روز، آسمان ابری بود و باد خنکی میوزید. با قدم زدن

سکوت شب مانند یک پتوی نرم و آرامشبخش است که همهجا را میپوشاند. وقتی خورشید غروب میکند و تاریکی کمکم میآید، دنیا کمکم به خواب

انشا: شغل آینده من؛ عکاسی اگر از من بپرسند میخواهی در آینده چه کاره شوی، با اطمینان میگویم: “یک عکاس”. عکاسی فقط گرفتن چند عکس

خشم و مهربانی دو احساس مهم در وجود ما انسانها هستند. هر دوی این احساسات بخشی از زندگی ما هستند و هر کدام در جای

انشا: شغل آینده من، پلیس برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا با تضاد معنایی سکوت و فریاد سر بزنید. همه بچهها وقتی بزرگ میشوند

**شغل آینده من: روانشناسی** دوست دارم در آینده روانشناس شوم. چرا این شغل را انتخاب کردهام؟ چون همیشه دوست داشتهام بفهمم آدمها چطور فکر میکنند

صبح زمستانی بود. از خواب که بیدار شدم، هوا هنوز کاملاً روشن نشده بود. وقتی پرده را کنار زدم، با صحنه ای فوق العاده روبرو

شغل مورد علاقه من در آینده، پرستاری است. من دوست دارم وقتی بزرگ شدم، یک پرستار شوم. فکر میکنم این شغل، یکی از زیباترین و