
انشا در مورد علم و دانش
در میان تمامی گنجینههای جهان، هیچ ثروتی ارزشمندتر از علم و دانش نیست. گوهری درخشان که تاریکیهای نادانی را میزداید و چراغ راه زندگی انسان

در میان تمامی گنجینههای جهان، هیچ ثروتی ارزشمندتر از علم و دانش نیست. گوهری درخشان که تاریکیهای نادانی را میزداید و چراغ راه زندگی انسان

در میان شبهای پرستاره سال، یک شب بسیار ویژه وجود دارد که گویی آسمان به زمین نزدیکتر میشود. این شب، شب نیمه شعبان است. در

ماه رمضان، ماهی پر از برکت و رحمت است. در این ماه، روزه داران از اذان صبح تا اذان مغرب از خوردن و آشامیدن و

تابستان، همان فصل پرحرارت و پرجنبوجوش سال است که با آمدنش، همه چیز را دگرگون میکند. خورشید در این فصل با تمام توان میدرخشد و

محیط زیست، همان خانۀ بزرگ و مشترک همهٔ ماست. این خانه فقط به انسانها تعلق ندارد؛ پرندگان در آسمانش پرواز میکنند، ماهیها در رودخانههایش شنا

در انشای امروز میخواهم دربارهٔ جنگل سبز و زیبا بنویسم. جنگل مانند یک فرش بزرگ و سبز رنگ است که زمین را پوشانده. وقتی به

مدرسه رویایی من در مدرسه رویایی من، همه چیز زیبا و دوستداشتنی است. مدرسهای که دوست دارم، ساختمانی بزرگ و رنگارنگ دارد و حیاط آن

رویایی که هرگز فراموشش نمیکنم، شبیه یک فیلم فانتزی بود. در این خواب، دنیای واقعی کاملاً تغییر کرده بود. رنگها زندهتر و درخشانتر از همیشه

همه ما در زندگی با افراد بااستعدادی روبرو شدهایم که کارها را به راحتی و سریع یاد میگیرند. شاید در نگاه اول به نظر برسد

غروب خورشید، صحنهای است که گویی نقاشی چیرهدست، قلموی جادویی خود را بر بوم آسمان کشیده است. خورشید، آن گوی آتشین، آرامآرام از اوج آسمان