انشا در مورد بغض من

انشا در مورد بغض من

گاهی در زندگی لحظه‌هایی پیش می‌آید که آدم احساس می‌کند یک دنیا ناراحتی در دلش جمع شده. انگار یک توده سنگین از غم و خشم، جایی در گلویم چنگ انداخته و نمی‌گذارد راحت نفس بکشم. این همان چیزی است که به آن می‌گویند “بغض”. بغض، اشکی است که جرات ریختن پیدا نمی‌کند. خشم آرامی است […]

انشا در مورد موفقیت در زندگی

انشا در مورد موفقیت در زندگی

موفقیت در زندگی موفقیت برای هر کسی معنای متفاوتی دارد. بعضی‌ها فکر می‌کنند موفقیت یعنی پول زیاد یا مقام بالا. اما موفقیت واقعی چیزی فراتر از این حرف‌هاست. به نظر من، موفقیت یعنی بتوانی به آرزوهایت برسی و در کنار آن، آدم خوب و مفیدی باشی. موفقیت یعنی از زندگی‌ات راضی باشی و هر روز […]

انشا در مورد شناسنامه

انشا در مورد شناسنامه

شناسنامه، یک دفترچه کوچک و معمولی نیست. این دفترچه، مهم‌ترین سند زندگی هر فرد ایرانی است. شناسنامه مانند یک کارت شناسایی کامل است که هویت و ملیت ما را ثابت می‌کند. روی جلد این دفترچه، کلمه “شناسنامه” و نشان رسمی کشور ایران دیده می‌شود. با باز کردن آن، اولین چیزی که می‌بینیم، عکس صاحب شناسنامه […]

انشا در مورد حریم شخصی

انشا در مورد حریم شخصی

حریم شخصی یعنی چه؟ حریم شخصی مانند یک خانه امن برای احساسات، افکار و اطلاعات ماست. این حریم به ما این حق را می‌دهد که خودمان تصمیم بگیریم چه کسی، چه زمانی و چگونه به اطلاعات و فضای خصوصی ما نزدیک شود. همه ما دوست داریم چیزهایی داشته باشیم که فقط برای خودمان باشد؛ مثل […]

انشا در مورد همسایه داری

انشا در مورد همسایه داری

**همسایه‌داری و اهمیت آن** همسایه کسی است که در نزدیکی ما زندگی می‌کند. خانه‌اش کنار خانه ماست، در همسایگی ماست و ما با او ارتباط داریم. همسایه‌داری یکی از کارهای بسیار خوب و پسندیده است که در دین ما هم به آن سفارش زیادی شده است. وقتی ما با همسایه‌های خود رابطه خوبی داشته باشیم، […]

انشا در مورد بوی نان تازه

انشا در مورد بوی نان تازه

نان تازه، یکی از زیباترین و دل‌انگیزترین عطرهایی است که می‌توان در زندگی حس کرد. هر بار که از کنار یک نانوایی رد می‌شوم، این بو مانند یک دوست مهربان به استقبالم می‌آید و مرا به داخل مغازه می‌کشاند. این بو، گرم و مطبوع است و بوی مهربانی و زحمت را با خود دارد. وقتی […]

انشا در مورد دیروز، امروز، فردا

انشا در مورد دیروز، امروز، فردا

دیروز، امروز و فردا مانند سه دوست جدا نشدنی هستند که همیشه در کنار ما حضور دارند. هر کدام از آنها برای خود دنیایی دارند و درک این دنیاها به ما کمک می‌کند تا زندگی بهتری داشته باشیم. **دیروز:** دیروز همان روزهایی است که پشت سر گذاشته‌ایم. گاهی پر از خاطرات زیبا و شاد است […]

انشا در مورد روزی که نمره خوبی گرفتم

انشا در مورد روزی که نمره خوبی گرفتم

صبح آن روز، هوا آفتابی و دل‌انگیز بود. انگار تمام جهان برای خبری خوب آماده می‌شد. من با کلی هیجان به مدرسه رفتم، چون می‌دانستم امروز نتیجه امتحان مهممان اعلام می‌شود. وقتی معلم وارد کلاس شد، نفس همه در سینه حبس شد. او برگه‌های امتحان را یکی یکی صدا می‌زد و نمره می‌گفت. دلم تندتر […]

انشا در مورد اگر من دبیر ادبیات بودم

انشا در مورد اگر من دبیر ادبیات بودم

اگر من معلم ادبیات فارسی بودم، سعی می کردم کلاس درس را به جایی پر از شور و شوق تبدیل کنم. دوست داشتم دانش آموزان نه از روی اجبار، بلکه با علاقه و اشتیاق به سراغ کتاب ها و شعرها بیایند. به جای اینکه فقط از بچه ها بخواهم شعرها را از بر کنند و […]

انشا در مورد بزرگترین درس زندگی من

انشای دانش آموزی درباره بزرگترین درس زندگی من     

بزرگترین درسی که زندگی به من داد زندگی مانند یک کلاس درس بزرگ است که هر روز چیزهای تازه‌ای به ما یاد می‌دهد. اما در میان همه این درس‌ها، یکی از همه برای من مهم‌تر و ارزشمندتر بوده است. بزرگترین درسی که زندگی به من آموخت، این بود که **خوشحالی واقعی در چیزهای ساده و […]