انشا درباره سفر به همدان

سفر به شهر زیبای همدان، یکی از خاطرهانگیزترین سفرهای من بوده است. این شهر کهن، در دامنه کوههای سرسبز قرار گرفته و هوای خنک و مطبوعی دارد. اولین جایی که بازدید کردیم، میدان بزرگ و تاریخی امام خمینی بود. در وسط این میدان، یک شیر سنگی قدیمی قرار دارد که نماد شهر همدان است. بعد […]
انشا درباره سفر به اردبیل

سفر به اردبیل یکی از بهترین خاطرات زندگی من، سفر به شهر زیبای اردبیل بود. این شهر در شمال غربی ایران قرار دارد و آب و هوای بسیار مطبوع و خنکی دارد. ما با خانواده سوار ماشین شدیم و مسیری طولانی اما بسیار دیدنی را رانندگی کردیم. وقتی به اردبیل رسیدیم، اولین چیزی که توجه […]
انشا در مورد حقوق شهروندی

حقوق شهروندی یعنی چه؟ همه ما در یک شهر یا روستا زندگی میکنیم. به هر کدام از ما که در این جامعه زندگی میکنیم، “شهروند” میگویند. همانطور که در خانه، هر یک از اعضای خانواده حقوقی دارند، در جامعه بزرگتر هم هر شهروند، حقوقی دارد. این حقوق، “حقوق شهروندی” نامیده میشود. این حقوق چه چیزهایی […]
انشا در مورد تحمل سختی ها

گاهی در زندگی با روزهای سخت و مشکلاتی روبرو میشویم که مانند یک کوه بزرگ به نظر میرسند. این لحظات ممکن است ما را ناراحت یا ناامید کنند. اما باید بدانیم که این سختیها برای همیشه نمیمانند و مانند یک روز ابری که میگذرد، پایان خواهند یافت. همانطور که قویترین درختان در برابر تندبادها استوار […]
انشا در مورد سفر به رشت

سفر به شهر زیبای رشت یکی از بهترین خاطرات زندگی من، سفر به شهر سرسبز رشت است. این سفر در یک روز بهاری و دلانگیز اتفاق افتاد. وقتی به نزدیکیهای رشت رسیدیم، منظرهای که از پنجره ماشین دیدم، مرا کاملاً مسحور خود کرد. همه جا را مزارع سرسبز برنج و باغهای چای پوشانده بود و […]
انشا در مورد سفر به تهران

سفر به تهران تابستان امسال، تصمیم گرفتیم به تهران سفر کنیم. من و خانوادهام سوار بر ماشین شدیم و راهی پایتخت شدیم. مسیر طولانی بود، اما دیدن کوهها و دشتهای سرسبز حوصلهام را سر نبرد. وقتی به تهران رسیدیم، اولین چیزی که توجه من را جلب کرد، ساختمانهای بلند و خیابانهای شلوغ بود. جمعیت زیادی […]
انشا از زبان حوله

حوله، آن پارچه نرم و جاذب، در واقع یک وسیله شخصی و مهم در زندگی روزمره ماست. شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما وظایف زیادی بر عهده دارد. کار اصلی من، خشک کردن است. بعد از هر بار استحمام یا شستن دست و صورت، خودم را در اختیارتان میگذارم تا قطرههای آب […]
انشا در مورد اگر من یک شبنم بودم

اگر من یک قطره شبنم بودم، چه دنیای قشنگی داشت! من در دل شب و زمانی که همه در خواب عمیقی فرو رفته بودند، به آرامی بر روی گلبرگ یک گل یا نوک یک برگ سبز ظاهر می شدم. مانند یک الماس کوچک و درخشان می درخشیدم و جهان را از دیدگاه خودم تماشا می […]
انشا از زبان شانه

شانه، این همراه همیشگی موهای شما هستم. من شاید در نگاه اول یک وسیله ساده به نظر برسم، اما نقش مهمی در مرتب کردن و زیبایی موها دارم. من همیشه در کنار شما هستم، از وقتی که صبح از خواب بیدار میشوید و موهایتان را شانه میزنید تا وقتی که میخواهید به مهمانی بروید و […]
انشا از زبان جاروبرقی

من یک جاروبرقی هستم. کار من این است که خانه شما را تمیز کنم. من بهترین دوست گردوخاکها نیستم، بلکه بزرگترین دشمن آنها محسوب میشوم! در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره انشای طنز و غیر طنز ایستادن توی صف بیابید. روز من معمولاً در یک گوشه از خانه، در کنار دیوار، در آرامش سپری میشود. […]
