انشا در مورد ویژگی های یک مدرسه خوب

یک مدرسه خوب، جایی است که دانش آموزان با شوق و علاقه به آنجا میروند. در چنین مدرسهای، فضای کلاس ها شاد و پرنشاط است و معلمان با صبر و حوصله درس میدهند. برای مطالعه بیشتر، به انشا در مورد مهاجرت سری سر بزنید. در یک مدرسه خوب، علاوه بر درس خواندن، به رشد اخلاقی […]
انشا در مورد اگر صاحب کل دنیا بودم

اگر من صاحب کل دنیا بودم، اولین کاری که میکردم این بود که فقر و گرسنگی را برای همیشه از بین ببرم. هیچ کس نباید گرسنه بخوابد یا جایی برای زندگی نداشته باشد. برای هر فرد یک خانه گرم و یک سفره پر فراهم میکردم. سپس، به جنگ و نزاع در سراسر جهان پایان میدادم. […]
انشا در مورد پنجاه سال آینده

در انشای خودم، میخواهم درباره دنیایی که در پنجاه سال آینده وجود خواهد داشت، بنویسم. تصور میکنم که در آن زمان، فناوری بخش بزرگی از زندگی ما شده باشد. شاید ماشینها بدون راننده در خیابانها حرکت کنند و رباتها در کارهای خانه به ما کمک کنند. احتمالاً پزشکی آنقدر پیشرفت کرده که بسیاری از بیماریهای […]
انشا در مورد مبل

مبل، دوست خوب خانه ما مبل، این وسیلهٔ راحت و همیشه حاضر، یکی از بهترین قسمتهای خانه است. وقتی از یک روز سخت و طولانی به خانه برمیگردیم، چه چیزی بهتر از اینکه بتوانیم برای دقایقی خودمان را روی آن رها کنیم؟ مبل فقط یک وسیله برای نشستن نیست. آن گوشهٔ دنج در اتاق پذیرایی، […]
انشا در مورد یک روز بدون تلفن همراه

یک روز بدون تلفن همراه را تصور کنید. صبح که بیدار میشوی، به جای چک کردن پیامها یا شبکههای اجتماعی، با آرامش بیشتری روزت را شروع میکنی. دیگر خبری از نور آبی صفحه نمایش نیست که چشمانت را خسته کند. در طول روز، فرصت پیدا میکنی تا به چیزهای سادهتری توجه کنی: به آواز پرندگان […]
انشا طنز در مورد زنگ تفریح

زنگ تفریح، مثل یک نفس تازه در میان ساعتهای درس است. وقتی صدای زنگ به صدا درمیآید، یک تغییر ناگهانی در فضای مدرسه ایجاد میشود. سکوت و سکون کلاس، جای خود را به جنب و جوش و شادی میدهد. دانشآموزان از کلاسها بیرون میریزند و حیاط مدرسه ناگهان پر از زندگی و انرژی میشود. بعضی […]
انشا در مورد ماهی در حوض قالی

در یک روز گرم تابستان، چشمم به حوضی در وسط یک فرش زیبا افتاد. این حوض، واقعی نبود، بلکه نقشبسته بر روی قالی بود. اما ماهیهایی که در آن شنا میکردند، آنقدر زنده و طبیعی به نظر میرسیدند که آدم فکر میکرد میتواند صدای آب را بشنود. رنگهای درخشان ماهیها—آبی فیروزهای، نارنجی آتشین و طلایی […]
انشا در مورد یک روز بدون قانون

یک روز بدون قانون را تصور کنید. صبح که از خواب بیدار می شوی، هیچ چیز سر جای خودش نیست. چراغ های راهنمایی کار نمی کنند و ماشین ها بدون نظم خاصی در حرکتند. هر کسی هر کاری دلش می خواهد انجام می دهد. بعضی ها با سرعت زیاد رانندگی می کنند و عابران پیاده […]
انشا در مورد یک روز در باغ وحش

امروز صبح، خیلی هیجانزده بودم. ما قرار بود به باغ وحش برویم. هوا آفتابی و خوب بود. وقتی به باغ وحش رسیدیم، اول از قفس پرندهها دیدن کردیم. پرندههای رنگارنگ با آوازهای قشنگشان، فضای شادی ایجاد کرده بودند. بعد به قسمت شیرها و ببرها رفتیم. آنها با ابهت و شکوه در محوطه خود راه میرفتند. […]
انشا با تضاد معنایی شکست و پیروزی

در زندگی همه ما، لحظههایی وجود دارد که به نتیجه دلخواه نمیرسیم؛ به این لحظهها «شکست» میگویند. شکست پایان راه نیست، بلکه مانند یک معلم است که به ما درسهای تازهای میآموزد. وقتی در کاری موفق نمیشویم، میفهمیم که چه چیزهایی را باید بهتر انجام دهیم و چگونه قویتر شویم. از طرفی، وقتی پس از […]
