امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Childish به فارسی با مثالهای کاربردی
او مثل یک بچه رفتار میکند.
این نوع رفتار، بچهگانه است.
اینقدر بچهنفسی نکن و به سنت عمل کن!
به نظر میرسد آن بازی برای آن نوجوانان کمی بچهگانه است.
شیوهای که او خواستهاش را مطرح کرد، کمی کودکانه بود.
بزرگسالانی که مثل بچهها رفتار کنند، پدر و مادرهای خوبی نمیشوند.
او به شکل کودکانهای رفتار میکند.
طوری که دستبهسینه میایستد، خیلی بچهگانه به نظر میرسد.
کلمه childishly «کودکانه» یک قید است. قیدها معمولاً چگونگی انجام یک کار را توصیف میکنند.
او دارد بچهگانه رفتار میکند.
او با رفتار کودکانهای از جواب دادن به سؤال خودداری کرد.
بزرگسالانی که مشکلات را به شیوهای بچهگانه حل میکنند، الگوی خوبی برای بچهها نیستند.
کلمه «childishness» یک اسم است.
این مرد به خاطر رفتارهای کودکانهاش معروف است.
کودکانهبودن یک ویژگی شخصیتی خوب محسوب نمیشود.
لطفاً این رفتارهای بچهگانه را تمام کن!
کودکانه رفتار کردن در محیط کار، روش خوبی برای جلبتوجه مثبت همکاران و مدیران نیست.
نکته: بین «childish بودن» (رفتار کودکانه داشتن) و «young at heart بودن» (جواندل بودن) تفاوت وجود دارد.
being childish
یعنی بزرگسالی که رفتاری بچهگانه دارد.
being young at heart
یعنی بزرگسالی که در دل، احساس جوانی میکند و شاداب است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
