امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Inform به فارسی با مثالهای کاربردی

“اطلاع‌رسانی” همان معنی “گفتن” را می‌دهد، اما با این تفاوت که “اطلاع‌رسانی” جدیت و رسمیت بیشتری در خود دارد.

ساده گذشته فعل ماضی
inform

اطلاع رسانی کردن

informed

اطلاع رسانی کرد

informed

اطلاع رسانی کرده

شرکت به کارمندانش گفت که قرار است تعطیل شود.
پزشک به دایان گفت که بیمار است.
مردم این منطقه باید از پروژه‌های ساختمانی که به زودی شروع می‌شوند، باخبر شوند.
ساکنان ساختمان از یک نشت گاز مطلع شدند.
شرکت همه را از خط‌مشی جدید آگاه می‌کند.

کلمه “اطلاعات” یک اسم غیرقابل شمارش است:
چه مقدار اطلاعات لازم داری؟
در کیوسک، مقداری اطلاعات موجود است.
شاهدان، اطلاعات مهمی درباره انفجار به پلیس دادند.
شهرداری اطلاعات بسیار مهمی برای دادن به ساکنان دارد.
ما مطمئن شدیم که همه اطلاعات را دریافت کردند.
ممنون از اطلاعاتتان!
تخته اعلانات جایی است که مردم اطلاعات را روی آن نصب می‌کنند.

یک شکل محبوب و کوتاه‌شده این کلمه، «اِینفو» است.
ممنون بابت اِینفو.
آیا اِینفویی درباره این موضوع داری؟
آیا جعبه تلفن، اِینفویی داخلش بود؟

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *