امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Monkey به فارسی با مثالهای کاربردی
میمون حیوانی کوچک است که کمی شبیه انسانهای کوچک شده میباشد. بدنش از مو پوشیده شده و معمولاً دُم دارد. گونههای بسیار متفاوتی از میمونها در جهان وجود دارد. آنها بیشتر در مناطق گرم و استوایی زندگی میکنند. در جاهای سردتر دنیا، تنها در باغ وحشها یا سیرکها میتوان میمونها را دید. بعضی افراد سعی میکنند از میمون به عنوان حیوان خانگی نگهداری کنند، اما این حیوانات اغلب وسایل را خراب میکنند و رام کردن آنها کار آسانی نیست.
علاوه بر استفاده از کلمه «میمون» برای نامیدن این حیوان، این کلمه کاربردهای دیگری نیز دارد.
وقتی «میمون» به صورت فعل به کار میرود، به معنای دستکاری کردن، آزمایش کردن یا بازیگوشی با چیزی است:
– چارلز عاشق این است که با انواع موتورها کلنجار برود. او مکانیک است.
– یولاندا به بچههایش گفت با اجاق مایکروویو ور نروند.
– لطفاً با آن چیزی دستکاری نکن.
این کلمه در چندین اصطلاح دیگر هم دیده میشود:
– داری سعی میکنی منو مسخره کنی؟ (یعنی میخواهی من را احمق یا بیعقل نشان دهی؟)
– واقعاً شگفتزده شدم! (ابراز تعجب زیاد)
– سرپرست جدید، تمام شوخیها و بیبرنامگیهای بخش ما را متوقف کرد. (یعنی کارکنان قبلاً کارشان را جدی نمیگرفتند.)
– این روزها همه گوشی هوشمند به دست هستند. هر چی یکی ببینه، یکی هم انجام بده. (یعنی افراد از هم تقلید میکنند، حتی وقتی کار بیهوده یا بیفایده باشد.)
– در مهمانی کلی خوش گذشت. (با این حال، اصطلاح «یک بشکه میمون» گاهی برای مسخره کردن هم به کار میرود، یعنی کاری آنقدرها هم خوشایند نبوده است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کامل واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.
