یکی از ضرب‌المثل‌های شیرین و پرکاربرد در زبان فارسی، “خر از پل گذشتن” است. این عبارت معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که یک اتفاق یا موضوعی تمام شده است، اما برخی افراد همچنان در مورد آن صحبت می‌کنند یا نگرانش هستند.

در واقع وقتی می‌گوییم “خر از پل گذشت”، یعنی آن ماجرا دیگر تمام شده و دیگر نیازی نیست به آن فکر کنیم یا ادامه‌اش دهیم. این مثل یادآور می‌کند که گاهی بهتر است به جای حاشیه‌روی یا بحث بی‌فایده، موضوع را ببندیم و به جلو نگاه کنیم.

این ضرب‌المثل در موقعیت‌های روزمره زیاد استفاده می‌شود. مثلاً وقتی بحثی تمام شده اما کسی همچنان آن را تکرار می‌کند، یا وقتی مشکلی رفع شده ولی دیگران هنوز در مورد آن حرف می‌زنند، با این جمله به آن‌ها یادآوری می‌کنیم که “دیگر تمام شد، رهایش کن”.

معنی خر از پل گذشتن

در این نوشته، شما با مفهوم و معنای واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ضرب المثل خر از پل گذشتن یعنی چه؟

۱- یعنی به خواسته‌اش رسیده و دیگر کسی را به حساب نمی‌آورد.
۲- به کسی گفته می‌شود که وقتی نیاز دارد، برای رسیدن به کمک دیگران تملق می‌کند، اما وقتی کارش راه افتاد، دیگر به آن‌ها توجهی نمی‌کند.
۳- به فردی گفته می‌شود که در شرایط عادی خود را بالاتر از دیگران می‌بیند و با تکبر برخورد می‌کند، اما وقتی نیازمند می‌شود، ناچار است در برابر همان کسانی که قبلاً نادیده می‌گرفت، تواضع کند تا مشکلش حل شود؛ ولی پس از برطرف شدن نیازش، دوباره به رفتار متکبرانه اولیه بازمی‌گردد.

داستان خرت از پل گذشت

روایت شده است که خرِ بارکشی، بار سنگینی حمل می‌کرد و می‌خواست از روی یک پل عبور کند. صاحبش آدم متکبر و بی‌ادبی بود که به هیچ‌کس احترام نمی‌گذاشت و با همه تند و خشن حرف می‌زد. آن مرد مغرور، هرچه تلاش کرد نتوانست خرش را از روی پل بگذراند. شاید به این خاطر که خر از لغزندگی پل می‌ترسید، یا شاید هم از ارتفاع بلند و دره عمیق زیر پل هراس داشت.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” پا به سن گذاشتن “ پیدا کنید.

او، درمانده و ناامید، کناری نشست تا شاید یکی از اهالی روستا از آنجا بگذرد و به او کمک کند. ساعتی نشست تا اینکه خورشید غروب کرد. در این هنگام، یکی از همسایگانش را دید که سوار بر اسب به سویش می‌آید. آن دو با هم آشنا بودند. همان مردی بود که سال پیش به خاطر طلبی که از او داشت، آبرویش را در میان روستاییان برده بود.

برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی “ را مطالعه کنید.

مرد مغرور جلو رفت و با چاپلوسی گفت: «چه اسب قشنگی داری! حالت چطوره رفیق؟ چقدر دلم برایت تنگ شده بود.» مرد روستایی پس از سلام و تعارف معمول، تشکر کوتاهی کرد و می‌خواست با بی‌اعتنایی راهش را ادامه دهد که ناگهان مرد مغرور غرورش را کنار گذاشت و التماس کنان به او التماس کرد. وقتی توجه مرد روستایی جلب شد، داستان گیر کردن خر بر سر پل را برایش تعریف کرد.

مقاله معنی ضرب المثل ” اسب را گم کردن و پی نعلش گشتن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

اگرچه مرد روستایی از رفتار گستاخانه و تکبر او خوشش نمی‌آمد، اما دلش برایش سوخت و در نهایت قبول کرد که کمکش کند. او با یک ترفند ساده، خر را به راحتی از روی پل عبور داد و برگشت. همین که به این سوی پل رسید، مرد مغرور از آن طرف فریاد زد: «فکر نکن با این کارت خیلی لطف بزرگی در حقم کردی و بری برای دیگران لاف بزنی و باز آبروی من را ببری! این وظیفه‌ات بود.»

مرد روستایی که از گستاخی او آزرده شده بود، با خودش گفت: «خدا را شکر که لااقل خرش از پل گذشت!» سپس بدون آن که چیزی بگوید، از آنجا دور شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *