اگر میخواهی ثابت کنی که فردی قوی و با اراده هستی، باید بتوانی دسته این هاون را بشکنی. این ضربالمثل به این اشاره دارد که برای نشان دادن توانایی و مردانگی، باید کارهای سخت و غیرممکن را انجام دهی. در واقع، این مثل میگوید اگر ادعای قدرت داری، باید بتوانی کاری انجام دهی که دیگران از انجام آن عاجز هستند.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” موش دواندن “ ادامه دهید.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی ضرب المثل ” هر که با بزرگان ستیز و خون خود ریزد “ را از دست ندهید.
در این مقاله معنی ضرب المثل ” بی خبری خوش خبری “ اطلاعات مفیدی آمده است.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” نان به نرخ روز خوردن “ را مطالعه کنید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” من مرده تو زنده “ سر بزنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” هر چه دیدی از چشم خودت دیدی “ پیدا کنید.

در این نوشته، میخواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی یک ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی اگر مردی سر دسته این هونگ (هاون) را بشکن چیست؟
1- اگر واقعاً توانایی و قوت داری، آن را در برابر کسانی نشان بده که توان مقابله دارند، نه افرادی که ضعیف هستند و نمیتوانند از خود دفاع کنند.
2- این عبارت برای کسی به کار میرود که ادعای قدرت دارد، اما فقط در مقابل افراد ناتوان خودنمایی میکند.
3- از این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که فردی بخواهد با زورگویی به ضعیفترها، خود را قویتر و برتر نشان دهد.
4- این جمله خطاب به افرادی گفته میشود که ادعاهای بزرگ اما بیاساس دارند و نامشان به خاطر همین حرفهای پوچ، همهجا شنیده میشود.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست “ را حتماً بخوانید.
ریشه ضرب المثل
میگویند مردی کچل، لاغر و ناتوان در یک روستا زندگی میکرد. چون توانایی دفاع از خود را نداشت، اغلب دیگران به او زور میگفتند. یک روز پاییزی، در راه بازگشت به خانه بود که ناگهان باران شدیدی شروع به باریدن کرد. او سریعتر راه رفت، اما بدشانسی آورد و تگرگ هم به باران اضافه شد.
هیچ جای امنی در آن حوالی نبود که بتواند خودش را از باران و تگرگ در امان نگه دارد، پس چارهای نداشت جز اینکه به مسیرش ادامه دهد. تگرگها با شدت به سر کچل او برخورد میکردند و او با هر ضربهای که میخورد، دشنام میداد و ناله سر میداد.
بالاخره پس از یک راه طولانی به خانه رسید. سرش از ضربههای تگرگ زخمی و خونآلود شده بود. خیلی عصبانی بود. به آشپزخانه رفت و دستهی سنگین هاون را برداشت و به حیاط آورد. در حالی که بارش تگرگ تمام شده بود و باران هم آرام گرفته بود، با خشم و غرغر زیر آسمان ایستاد و فریاد زد:
«هان! چی شد؟ چرا دیگه نمیآیی؟ از این دسته هاون ترسیدی؟ اگر مردی هستی، بیا و این دسته هاون را بشکن — نه کله کچل مرا!»
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است “ را بخوانید.
از آن زمان، این داستان به صورت یک ضربالمثل درآمد برای کسانی که با زورگویی به ضعیفان آزار میرسانند.
(البته این داستان بیشتر جنبه طنز دارد 🙂)
پیشنهاد: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی – مدیر تولز
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” رفت که ریش در بیاورد، سبیلش را هم باخت “ را از دست ندهید.
