با هم نگاهی می‌اندازیم به مفهوم ضرب‌المثل “ایراد بنی‌اسرائیلی گرفتن”.

این ضرب‌المثل به شرایطی اشاره دارد که یک فرد در کاری که انجام داده یا چیزی که ساخته، عیب و نقصی دارد. سپس شخص دیگری می‌آید و به جای توجه به زحمات و نکات مثبت کار، فقط یک عیب کوچک و بی‌اهمیت را می‌گیرد و بر روی آن تمرکز می‌کند. انگار که تمام آن کار خوب را نادیده می‌گیرد و فقط همان یک نقطه ضعف کوچک را بزرگنمایی می‌کند.

ریشه این اصطلاح به داستانی از قوم بنی‌اسرائیل برمی‌گردد. در این داستان، وقتی برای آنها معجزه‌ای رخ می‌داد، به جای شکرگزاری، بهانه‌جویی می‌کردند و یک ایراد جدید می‌گرفتند.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” خفته خفته را کی کند بیدار ؟ “ بیابید.

در زندگی روزمره، ما از این ضرب‌المثل وقتی استفاده می‌کنیم که کسی بیش از اندازه سخت‌گیر باشد و روی یک مشکل جزئی که اهمیتی در کل ماجرا ندارد، پافشاری کند. این مثل به افرادی گفته می‌شود که به جای دیدن نیمه پر لیوان، همیشه به دنبال یک نقطه منفی می‌گردند، حتی اگر آن نقطه منفی بسیار ناچیز باشد.

معنی ایراد بنی اسرائیلی گرفتن

در این نوشته، می‌خواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی یک ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ایراد بنی اسرائیلی گرفتن چیست؟

۱- یعنی دنبال بهانه‌های بی‌جا گشتن و لجبازی کردن.
۲- به افرادی که حقیقت را نمی‌پذیرند و زیر بار حق نمی‌روند می‌گویند: مانند قوم بنی‌اسرائیل که از حضرت موسی عیب‌جویی می‌کردند، شما هم بی‌جهت و نابخردانه بهانه‌گیری می‌کنید.

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل “ را حتماً بخوانید.

ریشه این ضرب المثل

بنی‌اسرائیل، قوم پیامبر خدا، حضرت موسی علیه‌السلام بودند که کتاب آسمانی آن‌ها تورات نام داشت. خداوند، موسی را فرستاد تا این قوم را راهنمایی کند. ایشان قوم خود را از زیر ستم فرعون نجات دادند؛ زیرا بنی‌اسرائیل به عنوان برده در خدمت فرعون بودند و او خود را خدا می‌دانست و از آن‌ها به نفع خود کار می‌کشید. هرکس که از فرمان فرعون سرپیچی می‌کرد، به دستور او کشته یا مثله می‌شد.

حضرت موسی علیه‌السلام اگرچه در کاخ فرعون بزرگ شده بود، اما با عقاید نادرست او مخالف بود و بارها به فرمان خدا، فرعون را به راه درست دعوت کرد؛ اما فرعون نپذیرفت و همچنان ادعای خدایی می‌کرد.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” با خودش هم قهر است “.

به لطف خدا، موسی و بنی‌اسرائیل از چنگال فرعون رهایی یافتند. خداوند دریا را برای نجات آن‌ها شکافت، اما لشکر فرعون در همان دریا غرق شدند. حضرت موسی معجزه‌های زیادی داشت؛ مانند عصایی که به اژدها تبدیل می‌شد و معجزه ید بیضاء و … . با این حال، بسیاری از افراد قومش به او ایمان نیاوردند و بهانه‌های عجیبی می‌گرفتند. مثلاً می‌گفتند:

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جیبش تار عنکبوت بسته است “.

✦ ای موسی! ما تا خدا را با چشم‌هایمان نبینیم ایمان نمی‌آوریم! (بقره – ۵۵)
✦ ای موسی! ما از غذاها خسته شدیم! به خدا بگو برایمان عدس و پیاز و سیر و خیار بفرستد! (بقره ۶۱)
✦ ای موسی ما اینجا می‌نشینیم تو با خدایت برو و با دشمنان بجنگ! هر وقت پیروز شدید ما پایمان را در شهر می‌گذاریم! (مائده – ۲۴)
✦ یا اینکه با تمام معجزاتی که از حضرت موسی دیدند، گوساله‌پرست شدند! و به خدای حقیقی کفر ورزیدند!

ماجرای ذبح گاو

وقتی موسی به قومش گفت که خدا دستور داده گاوی را قربانی کنند، آنها با تعجب پرسیدند: «آیا ما را مسخره می‌کنی؟!»

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” پز عالی، جیب خالی “ را بخوانید.

سپس شروع به پرسش‌های پی در پی کردند و گفتند: «خب، مشخص کن چه گاوی منظور است؟»
موسی پاسخ داد: «خدا می‌فرماید: آن گاو نه خیلی پیر و فرسوده است و نه جوان و نارسیده، بلکه گاوی است میان‌سال. پس همان‌گونه که دستور داده شده عمل کنید.»

باز هم پرسیدند: «از پروردگارت بخواه تا رنگش را برایمان روشن کند.»
موسی گفت: «خدا می‌فرماید: آن گاوی است زرد و روشن که چشم‌ها را می‌نوازد و بینندگان را خوشحال می‌کند.»

اما باز هم دست برنداشتند و پرسیدند: «از پروردگارت بخواه تا به طور کامل برایمان توصیفش کند، چون این گاو برایمان مبهم مانده است. اگر خدا بخواهد، ما به شناخت آن راه خواهیم یافت.»
موسی پاسخ داد: «خدا می‌فرماید: آن گاوی است که نه برای شخم زدن زمین رام شده و نه برای آبیاری مزرعه‌ها به کار رفته، کاملاً سالم است و هیچ لکه یا رنگ دیگری در آن دیده نمی‌شود.»
این بار گفتند: «حالا حقیقت را برایمان آوردی.»

سرانجام آن گاو را ذبح کردند، اما پیش از آن، نزدیک بود فرمان خدا را انجام ندهند! (سوره بقره آیات ۶۷ تا ۷۱)

این داستان و ایرادگیری‌های بی‌جای این قوم، باعث شکل‌گیری یک ضرب‌المثل معروف شد. امروزه به کسانی که به جای عمل کردن، زیاد سؤال می‌پرسند و بهانه می‌آورند، این ضرب‌المثل را می‌گویند.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” پته روی آب افتادن “.

پیشنهاد: خواندن داستان‌های بیشتری از ضرب‌المثل‌ها می‌تواند جالب باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *