انشا توصیف حس و حال حمل یک قالب یخ بدون دستکش

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

نگهداشتن یک تکه یخ با دستِ بدون دستکش، تجربهٔ عجیبی است. در نگاه اول، سرمایش حسِ خنک و مطبوعی دارد. اما بعد از چند ثانیه، این خنکی به سرما تبدیل می‌شود؛ سردیِ تیزی که مستقیم به پوست و گوشتِ دست نفوذ می‌کند.

برای یادگیری پیشرفته، به انشا در مورد هوای پاک و تازه مراجعه کنید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا در مورد گذر رودخانه با توصیف ادبی سر بزنید.

کم‌کم، سنگینیِ یخ را حس می‌کنی. سرمایش دیگر آزاردهنده است، طوری که انگشت‌ها بی‌حس می‌شوند و سوزشی ملایم در پوست ایجاد می‌گردد. اگر همچنان آن را نگه داری، این سرما به استخوان‌های دستت هم می‌رسد و یک درد مبهم و عمیق را به جا می‌گذارد. در نهایت مجبوری یخ را رها کنی تا گرمای دوباره به دستانت بازگردد و آن حس ناخوشایند از بین برود.

توصیه می‌کنیم این مطلب انشا از زبان میز و نیمکت مدرسه به صورت ذهنی را حتماً بخوانید.

انشا در مورد حمل یک قالب یخ بدون دستکش

یک روز به همراه دوستانم در مدرسه جشن کوچکی برپا کردیم. همه با همکاری و تقسیم کار پیش می‌رفتیم و هرکس وظیفه‌ای داشت. من هم مسئول بردن یک قالب یخ بزرگ شدم. آنقدر عجله داشتم که یخ را بدون دستکش برداشتم.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه توصیف و انشا در مورد کفش.

برای گسترش دانش خود، مقاله انشا تضاد معنایی دختر و پسر را مطالعه کنید.

ابتدا فقط حس سرما عادی بود، اما وقتی از حیاط مدرسه رد شدم، کم‌کم سرمای یخ به قدری شدید شد که انگار دستانم در حال سوختن بود. نه می‌توانستم یخ را رها کنم و نه به راحتی راه بروم. واقعاً گیر افتاده بودم!

در صورت علاقه‌مندی، مطلب انشا در مورد تولد + شعر را از دست ندهید.

برای کم کردن سوزش، یخ را با انگشتانم کمی به طرف ساعت روی دستم فشار می‌دادم تا موقتاً آرام شوم. گاهی هم برای فراموش کردن درد، به دوستانم که هرکدام مشغول کاری بودند نگاه می‌کردم.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب انشا در مورد اگر من یک درخت بودم را بخوانید.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله انشا در مورد اگر قاصدک بودم را مطالعه کنید.

بالاخره به سالن رسیدیم. یخ را شستیم تا تمیزتر شود و بعد داخل ظرف شربت آلبالو انداختیم. چه شربت خوشمزه‌ای شد! بعد از آن، به آبدارخانه رفتم و انگشتانم را چند دقیقه روی شعله گاز گرفتم تا گرم شود و دردش کمتر شود.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب در اتاق نشسته بودم و به کتاب های کتابخانه (یک بند انشا) را از دست ندهید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا درباره کتابخانه مدرسه ما سر بزنید.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله انشا با تضاد معنایی خیر و شر را مطالعه کنید.

مقاله انشا با تضاد معنایی بینا و نابینا حاوی اطلاعات جامعی است.

برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا از زبان یک دندان به صورت ذهنی سر بزنید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا با توصیف ادبی در مورد تنهایی سر بزنید.

دوستانم با دیدن این صحنه می‌خندیدند و من هم به ناچار با آن‌ها می‌خندیدم. در نهایت، یک روز بهاری گرم را با خاطره‌ای یخی و قشنگ به پایان بردیم.

برای یادگیری پیشرفته، به دو بند انشا در مورد گاهی اوقات تنهایی پسندیده است مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *