زنگ تفریح، مثل یک نفس تازه در میان ساعتهای درس است.
وقتی صدای زنگ به صدا درمیآید، یک تغییر ناگهانی در فضای مدرسه ایجاد میشود. سکوت و سکون کلاس، جای خود را به جنب و جوش و شادی میدهد. دانشآموزان از کلاسها بیرون میریزند و حیاط مدرسه ناگهان پر از زندگی و انرژی میشود.
بعضی از بچهها با دوستانشان گرم صحبت میشوند و خاطرات و خندههایشان را تقسیم میکنند. گروهی دیگر برای خرید خوراکی از بوفه مدرسه هجوم میبرند. تعدادی هم در گوشهای مشغول بازیهای گروهی میشوند؛ از توپ بازی تا لی لی.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در 5 انشا در مورد فصل پاییز و توصیف زیبایی های آن پیدا کنید.
این دقایق کوتاه، فقط برای استراحت و بازی نیست. زنگ تفریح فرصتی است برای تازه کردن ذهن، برای ایجاد دوستیهای عمیقتر و برای آزاد کردن انرژیهای جمع شده. پس از آن، همه با روحیهای بهتر و آمادهتر برای یادگیری، به کلاسهای خود بازمیگردند.
زنگ تفریح، مانند یک مکث کوتاه و شیرین در قطعهی موسیقی روزانهی مدرسه است که آن را زیباتر و دلنشینتر میکند.
توصیه میکنیم حتماً مقاله انشا درباره مادر و توصیف محبت او (سری دوم) را مطالعه کنید.

در این بخش، یک نوشته درباره زنگ تفریح برای شما آماده کردهایم. این متن با زبان روان و ساده نوشته شده تا به شما دانشآموزان عزیز کمک کند با شیوه درست نوشتن و تقویت مهارتهای نویسندگی آشنا شوید. در ادامه با ما همراه باشید.
انشا طنز درباره زنگ تفریح
با صدای زنگ، دانشآموزان خود را آماده میکنند. پلهها منتظرند تا دانشآموزان با شتاب از آنها بالا و پایین بروند. توپهای والیبال، فوتبال و بسکتبال برای بازی و مسابقه آماده شدهاند. خوراکیهای بوفه هر کدام سعی دارند از نظر خوشمزگی برنده باشند. نیمکتها به خواب رفتهاند؛ چون بعضی از بچهها آنقدر سنگین هستند که میزها خسته میشوند و احساس میکنند درد گرفتهاند. با تمام شدن شمارش معکوس، زنگ تفریح شروع میشود.
دانشآموزان مانند پرندههایی که مدتها در قفس بودهاند، سریع مثل باد به سمت حیاط میدوند. زنگ تفریح برای هر کسی معنای خاص خودش را دارد. بعضی از دانشآموزان فکر میکنند قهرمانان ورزشی هستند؛ خود را روی سکوی قهرمانی مسابقات دو تصور میکنند و آنقدر تند در حیاط میدوند که گویی از شیر و آهو هم سریعترند.
مقاله انشا درباره دندان درد – پایه هفتم – نوع ادبی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
دسته دیگری از بچهها فقط به شکم گرسنهشان فکر میکنند. آنها آنقدر خوراکی میخورند که احساس میکنند شکمشان مثل یک بادکنک پر از هوا شده است.
در زنگ تفریح، دانشآموزانی هم هستند که کتابهایشان از شدت درس خواندن گریه میکنند! آنها حتی در این فرصت کوتاه هم کتاب را کنار نمیگذارند و مدام در حال خواندن و مرور درسها هستند. شاید فکر کنید چشمهای این دانشآموزان خسته است، اما باید بدانید عینکهایشان آنقدر روی بینیشان سنگینی میکنند که بینی کج میشود و شبها آنقدر خر و پف میکند که بقیه اعضای صورت نمیتوانند بخوابند!
بیایید سراغ گروه دیگری برویم که از عجایب زنگ تفریح هستند. آنها از اول تفریح تا آخرش، دور حیاط مدرسه راه میروند و با هم صحبت میکنند. گاهی اوقات پاهایشان آنقدر خسته میشود که مسیر را گم میکند و به جای مستقیم، دوری مارپیچی میزنند.
در هر گوشه از مدرسه، دانشآموزان مختلفی با رفتارهای گوناگون دیده میشوند. نکته مهم این است که در میان این همه تفاوت، بتوانیم بهترین دوست خود را پیدا کنیم.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره انشا ادبی در مورد یک روز برفی (سری دوم) بیابید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله انشا درباره اربعین و کربلا را مطالعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در انشا در مورد کتاب و کتابخوانی پیدا کنید.
انشا در مورد اولین روز مدرسه
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی