انشا در مورد ثانیه ها

انشا در مورد ثانیه ها

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

ثانیه‌ها، این ذره‌های ریز و ارزشمند زمان، شاید در نگاه اول کوچک و بی‌اهمیت به نظر برسند. اما اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که تمام زندگی ما از همین ثانیه‌های پشت سر هم ساخته شده است.

اگر به این موضوع علاقه دارید، انشا در مورد تلاش مهم تر است یا استعداد؟ را از دست ندهید.

برای یادگیری پیشرفته، به انشا در مورد پدر و توصیف شخصیت او مراجعه کنید.

یک ثانیه خیلی کوتاه است؛ فقط به اندازه یک بار پلک زدن یا یک نفس عمیق. ولی همین لحظه‌های کوچک، وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، دقیقه‌ها، ساعت‌ها و روزهای ما را می‌سازند.

ثانیه‌ها مانند دانه‌های تسبیح هستند که اگر آن‌ها را از دست بدهیم، دیگر بازنمی‌گردند. هر ثانیه فرصتی است برای یک لبخند، یک فکر خوب، یک حرکت مثبت یا یک پیشرفت کوچک. حتی یک ثانیه می‌تواند سرنوشت را تغییر دهد؛ مثل همان یک ثانیه‌ای که یک دونده در مسابقه برنده می‌شود، یا همان یک ثانیه‌ای که با گفتن یک کلمه محبت‌آمیز، دل کسی را شاد می‌کنیم.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب انشا در مورد لحظه تحویل سال نو را بخوانید.

پس باید قدر این هدیه‌های کوچک خداوند را بدانیم و از هر ثانیه‌ای که در اختیار داریم، بهترین استفاده را ببریم. نباید آن‌ها را به راحتی از دست بدهیم. زیرا زندگی همان ثانیه‌هایی است که می‌گذرد و دیگر تکرار نمی‌شود.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب انشا در مورد توصیف غروب خورشید را از دست ندهید.

انشا در مورد ثانیه ها

ثانیه‌ها، این لحظه‌های کوچک و گذرا، گاهی چنان ارزشمند می‌شوند که سرنوشت ما را تغییر می‌دهند. در این انشا می‌خواهیم با نگاهی ادبی و توصیفی، به این واحدهای کوتاه زمان بپردازیم. این متن برای دانش‌آموزان عزیزی تهیه شده است که دوست دارند با شیوه‌ی درست نوشتن و تقویت مهارت‌های نویسندگی خود آشنا شوند.

مقاله انشا طنز در مورد چهارشنبه سوری منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

موضوع انشا ثانیه ها

درک زمان واقعاً شگفت‌انگیز است. ثانیه، یکی از کوچک‌ترین بخش‌های زمان به شمار می‌رود. کمتر کسی به این فکر می‌کند که یک ثانیه چقدر می‌تواند باارزش باشد. معمولاً آن را ناچیز می‌دانیم، چون به سرعت می‌گذرد. برای خیلی‌ها، یک ثانیه زمان زیادی نیست؛ اما برای یک ورزشکار، حتی یک دهم ثانیه هم بسیار طولانی و سرنوشت‌ساز است.

یک بار در مسابقه دو مدرسه‌مان شرکت کردم. مدت‌ها تمرین کرده بودم و تمام سعی‌ام را به کار برده بودم تا پیروز میدان باشم. روزها می‌گذشتند و من رفته‌رفته قدرتمندتر می‌شدم. البته می‌دانستم که دیگر شرکت‌کننده‌ها هم به سختی تلاش می‌کنند. رقابت سختی در انتظارم بود. چند هفته بعد، روز مسابقه فرا رسید. تماشاچیان با هیجان روی سکوها ایستاده بودند و نمی‌توانستند آرام بگیرند. دوندگان با نرمش و حرکات کششی، خود را آماده می‌کردند. داوران هم در جایگاه حاضر شدند تا مسابقه را آغاز کنند.

با شنیدن عبارت “آماده باشید”، همهٔ دوندگان پشت خط شروع ایستادند. ضربان قلب‌ها تند شده بود. حتی پرندگان و باد هم به سکوت افتاده بودند. انگار همه منتظر یک رقابت نفس‌گیر بودند که برندهٔ آن با اختلاف چند ثانیه مشخص می‌شد.

در آن لحظه، گویی جهان از حرکت ایستاده بود و تنها مسابقهٔ ما را تماشا می‌کرد. خورشید هم در آسمان، از شدت هیجان درخشان‌تر به نظر می‌رسید. با شنیدن صدای تپانچه، مسابقه شروع شد. همه با سرعت به جلو دویدند. هر کدام از ما سعی می‌کردیم از دیگری پیشی بگیریم. مسیر دو بی‌پایان به نظر می‌رسید و هر چه می‌دویدم، خط پایان دیده نمی‌شد. اما نباید ناامید می‌شدم. هر ثانیه‌ای که می‌گذشت، به اندازهٔ یک قرن طول می‌کشید. در آن لحظات، ثانیه‌ها از خودمان قدرتمندتر بودند.

بعد از مدتی، خط پایان از دور نمایان شد. داور پرچم سیاه و سفیدش را تکان داد و فریاد کشید. او منتظر بود تا برنده را ثبت کند. سه نفر از ما تقریباً در یک خط می‌دویدیم. رقابت به اوج خود رسیده بود. فقط یک ثانیه تفاوت می‌توانست قهرمان را مشخص کند. من با تمام توان دویدم تا برنده شوم. در آخرین لحظات، سرعتم را فقط یک ثانیه افزایش دادم، فقط یک ثانیه. همین ثانیهٔ طلایی باعث شد تا بزرگ‌ترین مسابقهٔ زندگی‌ام را ببرم. آنجا بود که فهمیدم هیچ چیز کوچکی، بی‌ارزش نیست. یک ثانیه می‌تواند از یک پادشاه هم تأثیرگذارتر باشد.

قدرت ثانیه‌ها را دست کم نگیرید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) و توصیف ایشان سر بزنید.

انشا بهترین روز زندگی من
انشا اختصاصی – نویسنده: حدیثه قاسمی

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *