انشا درباره عید دیدنی

انشا درباره عید دیدنی

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

عید نوروز یکی از زیباترین جشن‌های ما ایرانی‌هاست. در این روزهای بهاری، همه لباس‌های نو می‌پوشند و به دیدن بزرگ‌ترهای فامیل می‌روند.

من خیلی دوست دارم که صبح عید، اول به خانه مادربزرگ و پدربزرگم بروم. آن‌ها همیشه منتظر ما هستند. وقتی در خانه آن‌ها را باز می‌کنم، بوی نعناع و سبزی پلو به مشام می‌رسد. مادربزرگم با خوشحالی ما را در آغوش می‌گیرد و پدربزرگ برایمان نقل و شیرینی می‌آورد.

بعد از ناهار، نوبت عیدی گرفتن است. این بخش برای من از همه چیز جذاب‌تر است. پدربزرگ اسکناس‌های نو لای قرآن گذاشته و با خواندن یک دعا، آن‌ها را به ما می‌دهد. او همیشه می‌گوید:
**اللهم ادره علینا بالیمن و البرکه و اخرجنا من ظلمتالجهل و الغفله**
و بعد اضافه می‌کند: “پسرم، عیدی فقط پول نیست؛ نشانه محبت و مهربانی است.”

بعد از آن، به خانه عمه و خاله‌ها سر می‌زنیم. در هر خانه، صحبت‌های تازه، شادی تازه و عیدی‌های تازه等着 ماست. بچه‌های فامیل همه با هم بازی می‌کنیم و خاله‌ها برایمان آجیل و میوه می‌آورند.

برای من، عید دیدنی فقط برای عیدی گرفتن نیست. بلکه فرصتی است برای دوباره دیدن کسانی که دوستشان داریم، احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها و شاد کردن دل پیرمردها و پیرزن‌های فامیل. این رسم زیبا، پیوند خانواده‌ها را محکم‌تر می‌کند و به همه یادآوری می‌کند که در کنار هم بودن، چقدر شیرین است.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب انشای ذهنی در مورد سطل زباله را از دست ندهید.

انشا درباره عید دیدنی

روزهای زیبای عید فرارسیده است. در این ایام خوش، مردم به دیدن اقوام و دوستان خود می‌روند. این کار، که به آن عیددیدنی می‌گویند، رسمی دیرینه و شیرین است.

برای مطالعه بیشتر، به انشا در مورد گفتگوی خیالی کشتی و طوفان سری سر بزنید.

همه در این روزها لباس‌های نو می‌پوشند و با شادی به خانه‌های یکدیگر می‌روند. بزرگ‌ترها به کوچک‌ترها عیدی می‌دهند و فضایی سرشار از محبت و صمیمیت به وجود می‌آید. این دید و بازدیدها، دل‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند و مهر و محبت را در میان خانواده‌ها زنده نگه می‌دارد.

این متن برای دانش‌آموزان نوشته شده تا با شیوه‌ی توصیف یک موضوع آشنا شوند و مهارت نوشتاری خود را تقویت کنند.

اگر به این موضوع علاقه دارید، 2 انشا درباره حجاب و عفاف را از دست ندهید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا درباره دوست و توصیف او مراجعه کنید.

موضوع انشا عید دیدنی

با شروع سال جدید، شادی و نشاط همه را فرا می‌گیرد. افراد به دیدن بزرگان فامیل می‌روند و دیدارهای تازه‌ای شکل می‌گیرد. برای هر کس در هر سنی، دید و بازدید عید معنای ویژه‌ای دارد. پدرها و مادرها به خانه والدین خود می‌روند و سال نو را به آن‌ها تبریک می‌گویند. در اولین فرصت، همه اعضای خانواده در خانه پدربزرگ و مادربزرگ گرد هم جمع می‌شوند. فضای عید دیدنی، شیرین و دوست‌داشتنی است و بوی دل‌انگیز سبزی پلو با ماهی همه جا را پر می‌کند.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره توصیف و انشا مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه بیابید.

بچه‌ها با هم بازی می‌کنند و بزرگ‌ترها درباره برنامه‌های تعطیلات خود صحبت می‌کنند. همه سرگرم کاری هستند و چهره‌ها از خوشحالی می‌درخشد. بودن در کنار یکدیگر، صمیمیت و محبت میان اعضای خانواده را بیشتر می‌کند. آن‌ها دوباره به این فکر می‌افتند که تنها نیستند و کسانی هستند که به آن‌ها عشق می‌ورزند و برایشان ارزش قائلند. این تجدید دیدار، پیوندهای خانوادگی را محکم‌تر می‌سازد. خانواده مانند درخت پرقدرتی می‌شود که هیچ تندیسی نمی‌تواند آن را از جا برکند. کودکان نیز از بزرگترهای خود درس می‌گیرند و درمی‌یابند که نخستین دوستان هر فرد، خانواده او هستند.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله انشا درباره خدا (خالق مهربان) را مطالعه کنید.

مفهوم خانواده در ذهن آن‌ها قوی‌تر می‌شود و متوجه می‌شوند که می‌توانند در کنار خانواده از هر مشکلی گذر کنند. خانه پدربزرگ از قدیمی‌ترین خانه‌های شهر بود. درها از چوب ساخته شده بودند و بالای هر در، شیشه‌های رنگی آبی، سبز، قرمز و زرد دیده می‌شد. فرقی نداشت سال نو در نیمه‌شب تحویل می‌شود یا در روز، در هر صورت پس از آن باید به خانه پدربزرگ می‌رفتیم. او بزرگ خاندان بود و همه در نخستین روز عید به خانه‌اش می‌آمدند. همه اتاق‌ها پر از مهمان می‌شد. هر کسی مسئول پذیرایی بود و سینی‌هایی از خوراکی‌ها را به مهمانان تعارف می‌کرد. ما با هم متحد بودیم و مطمئن بودیم که همیشه در کنار هم خواهیم ماند. در آن روزها که بچه بودیم، فکر می‌کردیم این روزهای شیرین همیشه پایدار خواهند ماند. آنچه از آن روزها برای ما باقی مانده، یادهای زیبا و خانواده‌ای پر از مهر است.

انشا تعطیلات عید نوروز
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *