انشا در مورد اگر من دبیر ادبیات بودم

انشا در مورد اگر من دبیر ادبیات بودم

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

اگر من معلم ادبیات فارسی بودم، سعی می کردم کلاس درس را به جایی پر از شور و شوق تبدیل کنم. دوست داشتم دانش آموزان نه از روی اجبار، بلکه با علاقه و اشتیاق به سراغ کتاب ها و شعرها بیایند.

به جای اینکه فقط از بچه ها بخواهم شعرها را از بر کنند و معنی کلمات سخت را حفظ کنند، تلاش می کردم زیبایی و احساس پشت هر شعر را به آن ها نشان دهم. دوست داشتم با هم در کلاس درباره داستان ها و شخصیت ها صحبت کنیم، هر کس نظر خودش را بگوید و با هم گفتگو کنیم.

اگر من معلم ادبیات بودم، به بچه ها می گفتم که ادبیات فقط یک درس نیست، بلکه دریچه ای است به دنیای تخیل و احساس. از آن ها می خواستم که آزادانه بنویسند و نترسند از اینکه اشتباه کنند. چون معتقدم نوشتن از دل هر انسانی می آید و هر کس سبک خودش را دارد.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا در مورد درختی که پا در هواست مراجعه کنید.

سعی می کردم کلاس را زنده و پرانرژی نگه دارم. گاهی با هم فیلم می دیدیم درباره کتاب ها، گاهی نمایش بازی می کردیم و گاهی هم در طبیعت درس می خواندیم. می خواستم بچه ها ادبیات را با تمام وجودشان احساس کنند.

اگر سوالاتی دارید، مقاله انشا در مورد دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی به شما کمک خواهد کرد.

در نهایت، اگر من معلم ادبیات بودم، بیشتر از اینکه به فکر نمره و آزمون باشم، به این فکر می کردم که چطور می توانم عشق به خواندن و نوشتن را در دل دانش آموزانم زنده کنم. چون معتقدم کسی که با کتاب و نوشتن دوست شود، هرگز در زندگی احساس تنهایی نخواهد کرد.

انشا در مورد اگر من دبیر ادبیات بودم

اگر من معلم ادبیات بودم، کلاس ما به باغی از واژه‌ها تبدیل می‌شد. من به شما یاد می‌دادم که کلمات را همچون دانه‌های طلایی بکارید و با قلم‌تان به آن‌ها آب و زندگی ببخشید.

به جای حفظ کردن قواعد خشک و بی‌روح، با هم داستان‌ها و خاطرات زیبا می‌نوشتیم. از پنجره کلاس به آسمان نگاه می‌کردیم و ابرها را به شعر تبدیل می‌کردیم. با هر فصل از سال، رنگ تازه‌ای به نوشته‌هایمان می‌زدیم – بهار با شکوفه‌هایش، تابستان با آفتاب طلایی‌اش، پاییز با برگ‌های رنگارنگش و زمستان با برف نرمش.

من به شما نشان می‌دادم که قلم، بال‌های پرواز است و کاغذ، آسمان بی‌کران. هر یک از شما استعداد ویژه‌ای دارید و من همچون باغبانی صبور، به این استعدادها رسیدگی می‌کنم تا رشد کنند و شکوفا شوند.

در کلاس من، ادبیات فقط درس نیست؛ بلکه نوازش روح با واژه‌هاست. با هم سفر می‌کنیم به دنیای شاعران و نویسندگان بزرگ، و از آن‌ها می‌آموزیم که چگونه زیبایی‌های دنیا را در کلمات جاودانه کنیم.

موضوع انشا اگر من دبیر ادبیات بودم

اگر معلم ادبیات بودم، تمام سعی‌ام را می‌کردم تا کلاس من محلی برای رشد فکر و احساس بچه‌ها باشد. ادبیات فقط خواندن و نوشتن نیست؛ بلکه پنجره‌ای است به دنیای تخیل، گذشته، فرهنگ و اندیشه. اول از همه، سعی می‌کردم با انرژی خوب و اشتیاق فراوان سر کلاس حاضر شوم. مطمئنم که علاقه و شوق معلم به بچه‌ها سرایت می‌کند و آن‌ها را هم به ادبیات علاقه‌مند می‌سازد.

از روز اول، فضایی گرم و صمیمی در کلاس ایجاد می‌کردم تا دانش‌آموزان احساس امنیت کنند و بتوانند بدون خجالت، دیدگاه‌ها و احساسات خود را بیان کنند. یکی از روش‌های تدریسم، ترکیب قصه‌گویی و بررسی اثر بود. هر جلسه را با خواندن یک داستان کوتاه، شعر یا بخشی از یک کتاب شروع می‌کردم. بعد از خواندن، با دانش‌آموزان درباره‌ی درونمایه، شخصیت‌ها و مفهومی که اثر داشت گفت‌وگو می‌کردیم. این گفت‌وگوها به آن‌ها کمک می‌کرد تا بفهمند چطور یک نویسنده با واژه‌ها و جمله‌ها احساسات و اندیشه‌هایش را منتقل می‌کند.

علاوه بر کتاب‌های قدیمی، نویسندگان و شاعران امروزی را هم به بچه‌ها معرفی می‌کردم. معتقدم آشنایی با ادبیات امروز باعث می‌شود دانش‌آموزان بهتر با ادبیات ارتباط برقرار کنند و ببینند که ادبیات هنوز هم زنده و تأثیرگذار است. همچنین فیلم‌ها و نمایش‌هایی را که از روی آثار ادبی ساخته شده‌اند، با هم تماشا می‌کردیم تا بچه‌ها ببینند ادبیات چطور در هنرهای دیگر هم نمود پیدا می‌کند.

روش دیگر من، تشویق دانش‌آموزان به نوشتن بود. نوشتن فقط مهارت زبان را تقویت نمی‌کند، بلکه فرصتی است برای بیرون ریختن افکار و احساسات. هر هفته یک موضوع برای نوشتن انتخاب می‌کردم و از بچه‌ها می‌خواستم داستان، شعر یا متن کوتاهی بنویسند. سپس نوشته‌هایشان را می‌خواندم و راهنمایی‌های خود را برای بهتر شدن قلمشان به آن‌ها ارائه می‌دادم.

در پایان، هر ماه یک کتاب انتخاب می‌کردم و از دانش‌آموزان می‌خواستم آن را بخوانند و در جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب شرکت کنند. این جلسات فرصتی بود برای تبادل نظر و بالا بردن درک ادبی بچه‌ها. اگر معلم ادبیات بودم، می‌کوشیدم عشق به ادبیات را در دل دانش‌آموزانم بکارم و آن‌ها را به سفری هیجان‌انگیز در دنیای واژه‌ها و جمله‌ها دعوت کنم. امیدوارم این سفر، آن‌ها را به انسان‌هایی فرهیخته‌تر، با فرهنگ‌تر و با نگاهی بازتر تبدیل کند.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب انشا در مورد توصیف عینک را بخوانید.

پیشنهادی: انشای خواندنی در مورد اگر من …
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی

در این مقاله انشا کوتاه در مورد تعطیلات عید نوروز اطلاعات مفیدی آمده است.

توصیه می‌کنیم این مطلب انشا در مورد رونق تولید را حتماً بخوانید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا در مورد یک روز برفی + شعر.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *