همانطور که خورشید هر روز بدون وقفه میتابد و به زمین گرما و روشنایی میبخشد، مادر عزیزم نیز همچون خورشید زندگیام است. او هر روز با مهربانی و عشق از خواب بیدار میشود تا روزی پر از محبت و مراقبت را برایم بسازد.
وقتی صبح میشود، اولین چیزی که میبینم لبخند اوست. با دستانی پر از مهر، صبحانهای آماده میکند که نه تنها بدنم را سیر میکند، بلکه دلم را نیز از محبت پر میکند. در تمام طول روز، مانند یک فرشته نگهبان، مراقب من است. وقتی درس میخوانم، کنارم مینشیند و با حوصله به من کمک میکند. وقتی خستهام، با نوازش دستانش، خستگی را از تنم بیرون میکند.
مادر عزیزم، تو باغبانی هستی که باغ زندگیام را با عشق آبیاری میکنی. تو به من یاد دادهای که چگونه قدردان نعمتها باشم و با ایمان و امید به آینده نگاه کنم. تمام زیباییهای زندگیام را مدیون تو هستم.
دوست دارم از صمیم قلب بگویم: مادر جان، از تمام زحماتت سپاسگزارم. امیدوارم همیشه بتوانم خوشحالیات را ببینم و باعث افتخارت باشم. تو بهترین مادر دنیا هستی و من همیشه دوستت دارم.

انشایی با موضوع فداکاریهای مادر گرانقدرم، با نثری زیبا و تصویری برای دانشآموزان فراهم شده است تا با شیوهی نگارش و هنر نویسندگی بیشتر آشنا گردند. در ادامه با ما همراه باشید.
موضوع انشا زحمات مادر عزیزم
مادر، کلمهای است که معنایش با عشق، محبت و از خودگذشتگی گره خورده است. مادرم مانند فرشتهای است که همیشه پشتیبان من بوده و با مهر بیپایانش، زندگی من را نورانی کرده است. او فقط مادر من نیست؛ بلکه صمیمیترین دوست، راهنمای زندگی و سرمشق من نیز هست.
از همان اولین لحظهی ورود ما به این جهان، مادر با آغوشی پرمهر از ما پذیرایی میکند و با تمام توان برای پیشرفت و موفقیتمان تلاش میکند. او با جان و دل به ما غذا میدهد، با لالاییهای نرمش ما را به خواب میبرد و با دستان نوازشگرش، احساس آرامش و امنیت را به روحمان هدیه میکند.
در این مقاله انشای ذهنی در مورد تلویزیون اطلاعات مفیدی آمده است.
زحمتهایی که مادرم کشیده است، هرگز از یادم نمیرود. شبهایی که برای مراقبت از من بیدار ماند، دلشورههایی که برای آیندهی من خورد و از خودگذشتگیهای بیشماری که برای شادی من انجام داد. او همیشه با روی خوش، راه حل مشکلاتم بود و مرا به سوی پیروزیها راهنمایی میکرد.
مادرم، با استوارترین زنی است که میشناسم. او با تحمل و شکیبایی، همهی دشواریها را پشت سر گذاشته است. به من آموخت که چطور قوی باشم، چطور ناامید نشوم و چطور به آرزوهایم برسم.
مادرم، نه فقط درس زندگی به من داد، بلکه یادم داد که چطور با دیگران مهربان باشم، چطور یاریرسان دیگران باشم و چطور شکرگزار نعمتهای خداوند باشم. همیشه به من میگوید که مهربانی، بزرگترین هدیهای است که میتوان به همنوعانمان تقدیم کنیم.
برای گسترش دانش خود، مقاله انشای ذهنی در مورد جنگ و صلح را مطالعه کنید.
مادر آنقدر بخشنده و دلسوز است که راحتی خود را فدای آسایش فرزندش میکند. به همین دلیل است که میگویند بهشت زیر پای مادران است. بهشت، پاداش مهر و فداکاری مادرهاست.
اختصاصی-مدیر تولز
موضوع انشا زحمات بی دریغ مادر
مادر، دریایی بیکران از محبت است که هیچگاه خشک نمیشود. او مانند خورشیدی است که همیشه بر زندگی ما میتابد، حتی اگر در دلش ابرهای غم باشد. زحمات مادر آنقدر زیاد است که نمیتوان برای آنها عددی گذاشت. از نخستین روزهای زندگی، سایهی پرمهر او را بالای سر خود احساس میکنیم. او همواره نگران ماست، حتی در لحظاتی که ما از آن بیخبریم.
توصیه میکنیم این مطلب توصیف ادبی و انشا در مورد کویر + شعر را حتماً بخوانید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا در مورد خورشید با مقدمه و نتیجه گیری.
توصیه میشود به مطالعه مقاله انشا در مورد کوهستان برفی ادامه دهید.
مادر از همان آغاز، همچون نگهبانی مهربان، دور ما حلقه زده است. وقتی کودکیم، با لالاییهایش آراممان میکند و وقتی بزرگ میشویم، با سخنانش به ما دلگرمی میدهد. او کسی است که شبها بیدار میماند تا ما آسوده بخوابیم و وقتی بیمار میشویم، از صمیم قلب آرزو میکند که هرچه زودتر سلامت شویم.
یادم هست روزی که تب داشتم، مادرم کنار تخت من نشست و با دستانش پیشانیام را نوازش کرد. با وجود خستگی، هیچ حرفی نزد. حتی وقتی خوابم برد، باز هم مرا زیر نظر داشت. همین فداکاریهای بیچشمداشت اوست که باعث میشود مادر را با هیچ کس و هیچ چیز دیگری عوض نکنیم.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا درباره کلاغ و توصیف آن | پایه هفتم.
برای مطالعه بیشتر، به انشا توصیفی در مورد یک روز بارانی بدون چتر سری سر بزنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله انشا توصیف حس و حال طعم لبوی داغ در یک روز برفی را مطالعه کنید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله انشای ذهنی در مورد ساعت به شما کمک خواهد کرد.
مادر درختی پربار است که شاخههایش را برای ما میگشاید تا در پناهش آسوده باشیم. او بیآنکه انتظاری داشته باشد، به ما عشق میبخشد. حتی اگر گاهی او را ناراحت کنیم، باز با آغوشی باز ما را میبخشد. چه کسی جز مادر میتواند این اندازه بردبار و دلسوز باشد؟
گاهی از خود میپرسم چگونه میتوانم بخش کوچکی از محبتهایش را جبران کنم. حقیقت این است که هیچ کاری نمیتواند حق مادر را ادا کند، اما حداقل میتوانیم با احترام، مهربانی و سپاسگزاری، قلب او را خوشحال کنیم. وقتی یک لیوان آب به او میدهیم یا در کارهای خانه کمکش میکنیم، لبخندش مانند گلی که در آفتاب باز میشود، زیباترین تصویر جهان میشود.
مادر بهار خانه است، نسیمی که بوی عشق میآورد. او فرشتهای روی زمین است که بیمنت میبخشد. اگر تمام گلهای جهان را به پایش بریزیم، باز هم کم است. باید همیشه قدر او را بدانیم، چون مادر، یگانه و بیهمتاست.
در پایان، میخواهم بگویم که مادر تنها کسی است که در همهی لحظات سخت، پشتیبان ماست. اگر او نبود، زندگی ما مانند گلی بیآب و نور بود. پس بیایید تا زمانی که این فرشته در کنار ماست، قدرش را بدانیم و با یک لبخند یا جملهای ساده مانند “دوستت دارم مادر”، قلب او را شاد کنیم.
💖 مادر، دوستت دارم! 💖
انشا با موضوع مادر
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی