حسادت یک احساس درونی است که وقتی در وجود ما رخنه میکند، آرامش را از ما میگیرد. این حس معمولاً زمانی به سراغمان میآید که چیزی را در دیگری میبینیم که خودمان دوست داریم داشته باشیم، اما نداریم. مثلاً وقتی یکی از دوستانمان در درسش موفق میشود، یا اسباب بازی جدید و زیبایی دارد، ممکن است این حس ناخوشایند در دل ما به وجود آید.
حسادت مانند یک آفت است که به جان گیاه میافتد و کم کم آن را پژمرده میکند. وقتی حسود میشویم، نه تنها دیگران را آزار نمیدهیم، بلکه بیشترین آسیب را به خودمان میزنیم. درونمان پر از افکار منفی و ناراحتی میشود و دیگر نمیتوانیم شادیهای سادهٔ زندگی را ببینیم.
راه مقابله با حسادت این است که به جای نگاه کردن به داشتههای دیگران، به چیزهای خوبی که خودمان داریم فکر کنیم. هر کس تواناییها و موهبتهای ویژهای دارد. اگر به جای حسادت، سعی کنیم خودمان را بهتر کنیم و از موفقیت دیگران خوشحال باشیم، هم دلها را به دست میآوریم و هم قلبمان شاد و آرام خواهد بود.
به یاد داشته باشیم که هر کسی ستارهٔ درخشانی در آسمان زندگی خودش است. نیازی نیست نور خودمان را خاموش کنیم تا دیگری ندرخشد؛ بلکه میتوانیم با همدیگر، آسمان را زیباتر و درخشانتر کنیم.

انشایی با موضوع حسادت به زبان ادبی و تصویری برای دانشآموزان فراهم شده است تا با شیوهی نگارش و هنر نویسندگی آشنا گردند. در ادامه با ما همراه باشید.
موضوع انشا حسادت
من یک دانشآموز معمولی هستم که هر روز با کلی آرزو و رویا راهی مدرسه میشوم. دوست دارم در هر کاری بهترین باشم، موفق شوم و دیگران از من تعریف کنند. اما بعضی وقتها یک حس ناخوشایند به دلم راه پیدا میکند و آرامش مرا به هم میریزد: حسادت.
حسادت مثل یک قفس نامرئی است که قلب مرا زندانی میکند و نمیگذارد با خیال راحت به جلو حرکت کنم. وقتی میبینم دوستم در مسابقه نقاشی برنده شده یا همکلاسیام در امتحان نمره خوبی گرفته، حسادت در دلم زبانه میکشد. در آن لحظه فکر میکنم انگار حق من پایمال شده و دیگران چیزی را که سزاوار من بوده، گرفتهاند.
گاهی این حس خودش را به شکلهای گوناگونی نشان میدهد. ممکن است از موفقیت دیگران ناراحت و عصبانی شویم، درباره آنها حرفهای ناخوشایند بزنیم یا حتی آرزو کنیم که موفق نشوند.
اما چرا حسادت میکنیم؟ شاید چون فکر میکنیم اگر کسی دیگر پیشرفت کند، یعنی ما کمتوان هستیم. اعتماد به نفس کافی نداریم و خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم. یا شاید وقتی کسی دیگری را تشویق میکند، احساس میکنیم که ما را نادیده گرفتهاند.
حسادت نه تنها به دیگران آسیب میزند، بلکه بیشتر از همه به خودمان صدمه میرساند. این حس باعث میشود دوستانمان را از دست بدهیم و تنها بمانیم.
اولین کاری که برای رهایی از حسادت میتوانیم انجام دهیم، این است که به جای نگاه کردن به دیگران، به تواناییهای خودمان توجه کنیم. هر کدام از ما استعدادها و ضعفهایی داریم. مهم این است که نقاط قوت خود را بشناسیم و روی بهبود نقاط ضعفمان کار کنیم.
قدم دوم این است که خودمان را با گذشته خودمان مقایسه کنیم، نه با دیگران. ببینیم چقدر رشد کردهایم و چه راهی را پشت سر گذاشتهایم. اگر پشتکار داشته باشیم، مطمئناً به موفقیتهای بیشتری دست پیدا میکنیم.
سومین قدم این است که از خوشحالی دیگران خوشحال شویم. وقتی برای موفقیت دوستانمان искренانه ذوق کنیم، یک انرژی خوب به زندگی خودمان هم وارد میشود که کمکمان میکند تا به اهداف خود برسیم.
چهارمین قدم این است که قدردان چیزهایی باشیم که داریم. وقتی به داشتههایمان فکر کنیم، میبینیم چقدر چیزهای خوب در زندگی ما وجود دارد و دیگر دلیلی برای حسادت باقی نمیماند.
یادمان باشد حسادت یک احساس طبیعی است و هر کسی ممکن است گاهی آن را تجربه کند. نکته مهم این است که نگذاریم این احساس بر ما چیره شود. با تمرین و اراده میتوانیم بر حسادت غلبه کنیم و زندگی شادتری برای خود بسازیم.
موفقیت یک راه پُرپیچوخم است و هر کسی در این راه با سختیهایی روبرو میشود. مهم این است که هیچوقت دست از تلاش برنداریم و امیدمان را از دست ندهیم.
پس بیایید به جای حسادت، به هم کمک کنیم و برای پیشرفت یکدیگر تلاش کنیم. دنیایی که در آن همه دست یکدیگر را بگیرند، بدون شک جای قشنگتری خواهد بود.
انشا دروغ و دروغگویی
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی