هر روز من با برنامهریزی مشخصی پیش میروم تا بتوانم از وقت خود بهترین استفاده را ببرم. صبحها همیشه با صدای زنگ ساعت بیدار میشوم. بعد از بلند شدن از خواب، اول صورتم را با آب خنک میشویم تا کاملاً هوشیار شوم. سپس لباس مدرسه را میپوشم و صبحانه مفصلی میخورم چون مادرم همیشه میگوید صبحانه مهمترین وعده غذایی روز است.
بعد از خوردن صبحانه، مسواک میزنم و کیف مدرسه را بررسی میکنم تا مطمئن شوم تمام کتابها و دفترهای لازم را همراه دارم. سپس به سمت مدرسه راهی میشوم. در مدرسه با دقت به درسها گوش میدهم و سعی میکنم در فعالیتهای کلاسی شرکت کنم.
بعد از بازگشت از مدرسه، اول ناهار میخورم و سپس کمی استراحت میکنم. بعد از استراحت، زمان انجام تکالیف مدرسه فرا میرسد. من سعی میکنم تکالیفم را به بهترین شکل ممکن انجام دهم. گاهی اوقات اگر مشکلی در درسی داشته باشم، از پدر یا مادر کمک میگیرم.
عصرها معمولاً زمانی برای تفریح و ورزش است. من با دوستانم در حیاط خانه یا پارک محله بازی میکنم. بعضی روزها هم به کلاسهای فوق برنامه مثل زبان یا ورزش میروم.
شبها قبل از شام، کمی با خانواده صحبت میکنم و از احوال یکدیگر باخبر میشویم. بعد از شام، کمی تلویزیون تماشا میکنم یا کتاب میخوانم. قبل از خواب حتماً مسواک میزنم و سپس به رختخواب میروم.
سعی میکنم هر شب حدود ساعت ده بخوابم تا برای روز بعد سرحال و پرانرژی باشم. من فهمیدهام که با برنامهریزی دقیق میتوانم هم به درسهایم برسم و هم زمان کافی برای استراحت و بازی داشته باشم.

در این نوشته، کارهای روزمره به زبانی ادبی و تصویری بیان شده است. این متن برای دانشآموزان تهیه شده تا با شیوهی نگارش خلاقانه و تقویت مهارت نوشتاری خود بیشتر آشنا شوند. با ما همراه باشید.
موضوع انشا کارهای روزانه
هر روز که چشمانم را باز میکنم، اول سراغ ساعت میروم تا ببینم وقت زیادی از دست ندادهام. بعد از رختخواب بلند میشوم و به حمام میروم تا صورتم را با آب خنک بشویم. این کار کمک میکند خواب از سرم بپرد و سرحالتر روز را آغاز کنم. سپس برای خوردن صبحانه به آشپزخانه میروم. بیشتر وقتها پنیر و نان یا تخممرغ میخورم. اگر فرصت باشد، یک فنجان چای هم مینوشم.
بعد از صبحانه، لباس مدرسه را میپوشم و وسایلم را داخل کیف میگذارم. همیشه مراقب هستم کتابها و دفترهای مورد نیاز آن روز را همراه ببرم. وقتی همه چیز آماده شد، راهی مدرسه میشوم. فاصله خانه تا مدرسه زیاد نیست و معمولاً پیاده میروم. در مسیر به چیزهای زیادی فکر میکنم؛ مثلاً به درسهایی که امروز دارم یا دوستانی که خواهم دید.
با رسیدن به مدرسه، کلاسها شروع میشود. در کلاس سعی میکنم با دقت گوش کنم و نکات مهم را یادداشت کنم. بعضی درسها مثل ریاضی و علوم را بیشتر دوست دارم، اما درسهایی مثل تاریخ برایم کمی دشوار است. با این حال تلاش میکنم از همهی درسها خوب یاد بگیرم.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ” + داستان و انشا سری سر بزنید.
بعد از تعطیلی مدرسه به خانه برمیگردم. وقتی میرسم، اول لباسهایم را عوض میکنم و بعد ناهار میخورم. مادرم همیشه غذای خوشمزهای درست کرده. بعد از ناهار کمی استراحت میکنم و گاهی تلویزیون تماشا میکنم. سعی میکنم استراحت زیاد طول نکشد چون باید به درسهایم برسم.
بعد از استراحت، نوبت انجام تکالیف است. پشت میز مطالعهام مینشینم و مشغول میشوم. اگر جایی مشکل داشته باشم، از مادرم کمک میخواهم. بعضی روزها هم به کتابخانه میروم تا در سکوت درس بخوانم. بعد از تمام کردن تکالیف، معمولاً کتابی میخوانم. کتاب خواندن هم ذهنم را آرام میکند و هم چیزهای تازه به من یاد میدهد.
وقتی درس و مطالعه تمام شد، وقت آزاد دارم. در این وقت با دوستانم بازی میکنم یا به پارک محله میروم. بازی در فضای باز انرژی زیادی به من میدهد و خستگیام را درمیبرد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا در مورد شهید مراجعه کنید.
شبها بعد از شام، همهی اعضای خانواده دور هم جمع میشویم و گپ میزنیم. این لحظات برایم بسیار ارزشمند است چون احساس میکنم بیشتر به خانوادهام نزدیکم. پس از آن کمکم برای خواب آماده میشوم. قبل از خواب لباس فردا را آماده میکنم و به برنامههای روز بعد فکر میکنم.
در پایان، روی تخت دراز میکشم و میخوابم. اینطور روزم تمام میشود. من همیشه سعی میکنم برای روزهایم برنامهریزی کنم و از زمانم به خوبی استفاده کنم.
برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا در مورد سیزده بدر سر بزنید.
انشا کار بیهوده انجام دادن
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی