در بخشی از این جهان، شهرهایی وجود دارند که هیچکس آنها را اداره نمیکند. در این شهرها، قانونی برای محافظت از مردم و نظم بخشیدن به زندگی وجود ندارد. این مکانها را میتوان “شهرهای بیقانون” نامید.
در چنین جایی، هر کس تنها به فکر خودش است. هیچ پلیسی برای جلوگیری از دزدی و زورگیری نیست و هیچ قاضی برای رسیدگی به شکایت مردم وجود ندارد. مردم مجبورند خودشان از خود و خانوادهشان محافظت کنند. در این شرایط، ترس و ناامنی همهجا را فرا میگیرد.
زندگی در شهری بدون قانون بسیار سخت و پر از خطر است. کودکان نمیتوانند با خیال راحت بازی کنند و بزرگترها همیشه نگران امنیت و دارایی خود هستند. هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد و همه احساس تنهایی و ترس میکنند.
قوانین مانند یک چراغ راهنما هستند که به ما نشان میدهند چگونه در کنار یکدیگر با آرامش زندگی کنیم. آنها از حقوق همه دفاع میکنند و مانع از ظلم و ستم میشوند. زندگی در جایی که قانون حاکم است، مانند نفس کشیدن در هوای پاک و آزاد است.
ما باید قدر جوامعی را بدانیم که در آنها قانون برقرار است و برای حفظ و احترام به این قوانین بکوشیم، زیرا آنها هستند که آرامش و امنیت را برای همه ما به ارمغان میآورند.

شهری را تصور کنید که هیچ قاعدهای در آن حکمفرما نیست. در این شهر، هر کس هر کاری که دلش بخواهد انجام میدهد و هیچ مانعی بر سر راه خواستههایش وجود ندارد. این نوشته به زبانی ادبی و تصویری تهیه شده است تا دانشآموزان عزیز با شیوهی درست نوشتن و تقویت توانایی بیان خود آشنا شوند. در ادامه با ما همراه باشید.
موضوع انشا شهر بی قانون
در مسیر برگشتم به خانه، خیابانی هست که هر روز از آن عبور میکنم. یک روز، وقتی چراغ عابر پیاده سبز شد، شروع به رد شدن از خیابان کردم. ناگهان یک خودرو با سرعت زیاد از مقابل من گذشت؛ در حالی که چراغ برای رانندگان قرمز بود. وقتی به خانه رسیدم، با خودم فکر کردم: اگر قوانین شهر نباشند، زندگی چقدر سخت و خطرناک میشود.
اگر بسیاری از قوانین حاکم بر شهر از بین بروند، زندگی برای ساکنان آن بسیار دشوار خواهد شد. در چنین شرایطی، مردم حقوق یکدیگر را نادیده میگیرند و بسیاری آسیب میبینند.
اگر سوالاتی دارید، مقاله انشا در مورد درختی که پا در هواست به شما کمک خواهد کرد.
در شهری که قانون حاکم نباشد، هرج و مرج و بینظمی همه جا را میگیرد. هیچکس به قواعد پایبند نیست و هر کس فقط به فکر منافع خودش است. خیابانها پر از خودروهایی میشود که بدون توجه به مقررات حرکت میکنند. رانندگان به چراغها و تابلوها اهمیتی نمیدهند و با سرعت غیرمجاز در معابر تردد میکنند. در چنین شهری، عابران پیاده همیشه در معرض خطر هستند. چراغهای راهنمایی دیگر مفهومی ندارند و همین موضوع، عبور از خیابان را به کاری پرخطر تبدیل میکند.
اما بیقانونی فقط به رانندگی محدود نمیشود. فروشگاهها و مغازهها نیز بدون رعایت ضوابط، کالاهای خود را با قیمتهای دلخواه میفروشند. ممکن است افراد برای خرید یک کالای مشابه، مبلغهای بسیار متفاوتی بپردازند. این ناعدالتی باعث کاهش اعتماد عمومی میشود.
در شهر بیقانون، حتی پارکها و مکانهای عمومی نیز ناامن هستند. افراد میتوانند بدون ترس از پیگرد، به این فضاها آسیب بزنند یا آنها را تصرف کنند. ممکن است درختان قطع شوند یا زبالهها در محیطهای سبز ریخته شوند. در نتیجه، نه محیط زیست سالمی باقی میماند و نه فضای عمومی مناسبی برای استفاده مردم.
بیقانونی همچنین باعث از بین رفتن اعتماد بین افراد میشود. در چنین شهری، دزدی و تجاوز به حقوق دیگران ممکن است به راحتی رخ دهد.
شهر بیقانون جایی است که هیچ کس حاضر نیست در آن زندگی کند. این شهر نه تنها از نظر جسمی برای ساکنانش خطرناک است، بلکه از نظر روحی نیز آنها را دچار ترس و ناامنی میکند.
توصیه میکنیم حتماً مقاله انشا کوتاه در مورد تعطیلات عید نوروز را مطالعه کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً انشا در مورد رونق تولید را بخوانید.
انشا در مورد حقوق شهروندی
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی