انشا در مورد وطن من

انشا در مورد وطن من

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

وطن من، سرزمینی است که در آن به دنیا آمده‌ام و در آغوش گرم آن بزرگ شده‌ام. اینجا تنها یک قطعه زمین نیست، بلکه خانه قلب من است. خاک آن بوی آرامش می‌دهد و هوایش مایه زندگی است.

وطن من، تاریخ و فرهنگ غنی دارد. یادگارهای گذشتگان و قصه‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، بخشی از هویت این سرزمین است. اینجا مردم با محبت و صمیمیت در کنار هم زندگی می‌کنند و در شادی و غم یکدیگر شریک هستند.

طبیعت وطنم بسیار زیباست؛ از کوه‌های بلند و سرسبز تا دشت‌های فراخ و رودخانه‌های جاری. این مناظر چشم‌نواز، همیشه یادآور نعمت‌های بزرگی هستند که داریم.

من به وطنم عشق می‌ورزم و احساس مسئولیت می‌کنم. دوست دارم در آینده فردی مفید برای میهنم باشم و در پیشرفت و آبادانی آن سهیم شوم. زیرا وطن، تنها مکانی برای زندگی نیست، بلکه بخشی از وجود من است.

انشا در مورد وطن من

انشایی با موضوع ترس از تنها بودن، به زبان ادبی و تصویری برای دانش‌آموزان فراهم شده است تا با شیوه‌ی درست نوشتن و تقویت توانایی نویسندگی آشنا گردند. در ادامه با ما همراه باشید.

موضوع انشا وطن من

وطن فقط یک واژه ساده نیست؛ بلکه دنیایی پر از مهر، سربلندی، گذشته‌های شیرین و یادبودهای به‌یادماندنی است. وقتی می‌گویم «وطن من»، دلم از غرور لبریز می‌شود، انگار از خانه‌ای حرف می‌زنم که از خانه خودم هم بزرگ‌تر است. آنجا جایی است که متولد شدم، بزرگ شدم، زبان مادری را آموختم و با انسان‌های مهربانش آشنا گردیدم. وطن من همان خاکی است که ریشه‌های وجودم در آن جا گرفته‌اند.

وطن فقط یک محدوده روی نقشه نیست؛ بلکه جایی است که فرهنگ، رسم‌ها، زبان، دین و کیستی من در آن شکل گرفته است. وقتی صبح‌ها با نوای اذان بیدار می‌شوم یا در عید نوروز خانه‌تکانی می‌کنیم و سبزه می‌گذاریم، همه این‌ها بخشی از هویت ملی ماست که از بچگی با آن خو گرفته‌ام. وطن من، ایران، سرزمین شعر و آفتاب است. سرزمینی که شاعرانی بزرگ مانند حافظ، سعدی، فردوسی و مولانا در آن زندگی کرده‌اند و نوشته‌هایشان هنوز در همه جهان می‌درخشد.

هر بار که در کتاب‌های مدرسه از تاریخ کشورم می‌خوانم، درمی‌یابم که مردم ایران چه رنج‌ها کشیده‌اند تا این سرزمین آزاد و عزیز بماند. از کوروش بزرگ و فرمان آزادی‌بخش او تا فداکاری‌های مردم در روزهای سخت جنگ، همه نشان می‌دهد که وطن برای ما ایرانیان گرامی و پاک است. ما همیشه برای پاسداری از خاک کشورمان آماده‌ایم، چون می‌دانیم وطن مانند مادر است: پر مهر، دلسوز، اما گاه نیازمند مراقبت.

علاوه بر گذشته پرشکوه، وطن من طبیعت بسیار زیبایی نیز دارد. از جنگل‌های سرسبز شمال تا بیابان‌های وسیع جنوب، از کوه‌های بلند البرز و زاگرس تا دریای خزر و خلیج فارس، همه این‌ها بخشی از زیبایی‌های کشور من هستند. من عاشق گشتن در ایرانم، چون هر نقطه از این سرزمین زیبایی ویژه خود را دارد.

اما وطن فقط مال دیروز نیست. امروز نیز هر یک از ما وظیفه داریم برای ساختن فردایی روشن بکوشیم. من به عنوان یک دانش‌آموز، می‌کوشم درس بخوانم، به میهن خود خدمت کنم و آن را سربلند نگاه دارم. چون ایمان دارم هر ایرانی، مسئول نگهداری از میراث بزرگی است که نیاکان ما برایمان به جا گذاشته‌اند.

در پایان دوست دارم بگویم که من وطنم را با جان و دل دوست دارم. اگر روزی از آن دور بمانم، دلم برای خاک پاکش، آسمان آبی‌اش و مردم با محبتش بی‌تاب می‌شود. وطن من، بخشی از جان من است. آرزو دارم همیشه آباد و پیروز بماند.

انشا درباره ایران
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *