امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Cake به فارسی با مثالهای کاربردی
کیک یک شیرینی خوشمزه است که معمولاً با مواد اصلی مثل آرد، کره، شکر و تخممرغ تهیه میشود. بیشتر کیکها پس از پخت، با لایهای شیرین و خوشرنگ تزئین میشوند.
انواع مختلفی از کیک وجود دارد. در ادامه به چند نمونه اشاره میکنیم:
– کیک تولد در جشنهای تولد استفاده میشود.
– در مراسم عروسی، مهمانها از کیک عروسی برش میزنند و میخورند.
– کیک میوهای، که در آن میوههای خشک به کار رفته و معمولاً وزن سنگینی دارد.
– کیک هویج که در تهیهی آن از هویج استفاده میشود.
– کیک شکلاتی که هم داخلش طعم شکلات دارد و هم رویهی آن از شکلات است. (قسمت نرم داخل کیک را اسفنج میگویند.)
– کیک بستنی که تقریباً همهی آن از بستنی تشکیل شده است.
– پنکیک که بسیاری از مردم آن را با شیره برای صبحانه میل میکنند.
واژهی “cake” گاهی به عنوان فعل نیز به کار میرود و معنیِ “پوشیده شدن یا جمع شدن چیزی به صورت لایهای ضخیم” را میدهد.
– مژههای آندریا از ریمل، ضخیم و چسبنده شده بود.
– صورت دلقک با آرایش سفید، کاملاً پوشیده شده بود.
– وقتی در یک زمین خیس رانندگی میکنی، گل به لاستیکها و محفظهی چرخهای ماشین میچسبد.
– بعد از یک پیادهروی طولانی، کفشهایم کاملاً گلی شده بود.
عبارات و اصطلاحاتی هم هستند که در آنها از کلمهی “کیک” استفاده شده است:
– That takes the cake. (یعنی: این وضع واقعاً از حد گذشته؛ معمولاً برای موقعیتهای بد به کار میرود.)
– This is a piece of cake. (یعنی: این کار بسیار آسان است.)
– You can’t have your cake and eat it, too. (یعنی: نمیتوانی همهی خواستههایت را با هم داشته باشی.)
– He’s a fruitcake. (یعنی: او آدم عجیب یا دیوانهای است؛ این عبارت برای اشاره به بیثباتی ذهنی فرد استفاده میشود.)
– This is the frosting on the cake. (یعنی: این بخش، بهترین قسمت یک موقعیت خوب است.)
– These are selling like hot cakes. (یعنی: این کالاها به سرعت و به تعداد زیاد به فروش میروند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.