خلاصه خبر
این مقاله تحلیلی از هری کلارکسون-بنت درباره تأثیر هوش مصنوعی بر اکوسیستم بازاریابی دیجیتال ارائه میدهد. نویسنده با نگاهی واقعبینانه استدلال میکند که هوش مصنوعی اکوسیستم بازاریابی را دگرگون نکرده، بلکه تنها روندهای موجود را تسریع بخشیده است. مقاله تأکید میکند که سفر مشتری امروزی در چندین پلتفرم از جمله تیکتاک، یوتیوب و اینستاگرام اتفاق میافتد و مدلهای سنتی اندازهگیری مانند «تخصیص آخرین کلیک» دیگر کارایی ندارند.
دادههای ارائه شده نشان میدهد گوگل تنها ۳۴.۵٪ از سهم جستجوی کل را در اختیار دارد، در حالی که پلتفرمهای ویدیویی و اجتماعی بیش از ۶۰٪ این سهم را به خود اختصاص دادهاند. هوش مصنوعی با کاهش نرخ کلیک و معرفی جستجوی صفرکلیک، چالشهای جدیدی برای سئو و تبلیغات کلیکی ایجاد کرده، اما فرصتهایی نیز برای درک بهتر مخاطب و ایجاد ارتباطات معنادار فراهم آورده است.
تحلیل پیمان امیدی، متخصص سئو و دیجیتال مارکتینگ


پیمان امیدی ℹ️
متخصص سئو و دیجیتال مارکتینگ
مدیر سئو در بزرگ ترین و پرترافیک ترین وب سایت های ایرانی از جمله :
hashtino.ir و aylinweb.com و modirtolls.com و و modirmentor.com و emmiz.ir و adinoshop.ir و ithome.ir و …صدها سایت دیگر
مشاور سئو بزرگ ترین برندهای ایرانی.
تحلیل این مقاله نشان میدهد هوش مصنوعی نقش کاتالیزور را در تغییرات اکوسیستم بازاریابی ایفا میکند، نه عامل اصلی تغییر. نکته قوت اصلی مقاله ارائه دادههای مستند از تحلیل ۱.۵ میلیارد جستجو است که نشان میدهد مصرفکنندگان امروزی به طور متوسط از ۳.۶ پلتفرم مختلف قبل از خرید استفاده میکنند و سفر خرید میتواند از ۲ روز تا ۱۰ هفته طول بکشد.
ضعف اصلی سیستمهای فعلی در وابستگی شدید به مدلهای اندازهگیری منسوخ مانند «تخصیص آخرین کلیک» است که ارزش واقعی پلتفرمهای کشف محتوا و کانالهای ارگانیک را نادیده میگیرد. فرصتهای پیش رو شامل تمرکز بر کانالهای اکتسابی (Earned Media) و همکاری با خالقان محتوا است، جایی که ۹۰٪ بازاریابان گزارش میدهند محتوای خالقان تعامل قویتری ایجاد میکند.
تهدیدهای جدی شامل کاهش ۷۸٪ی کلیکهای تبلیغاتی در حضور پاسخهای هوش مصنوعی و افزایش هزینههای جذب مشتری است. همچنین گسترش اطلاعات نادرست و محتوای بیکیفیت تولیدشده توسط هوش مصنوعی، اعتماد کاربران به پلتفرمهای اجتماعی و موتورهای جستجو را تضعیف میکند.
مقاله به وضوح نشان میدهد که موفقیت در این محیط جدید مستلزم درک عمیق مخاطب، سرمایهگذاری بر روی تجربیات کاربری برتر و ایجاد ارتباطات واقعی با مشتریان از طریق کانالهای مختلف است.
کاربردها برای مخاطبان مختلف
برای مدیران بازاریابی: باید مدلهای اندازهگیری خود را از تخصیص آخرین کلیک به مدلهای پیشرفتهتر مانند مدل مبتنی بر موقعیت یا زوال زمانی تغییر دهند و بودجه بیشتری به کانالهای اکتسابی و همکاری با خالقان محتوا اختصاص دهند.
برای متخصصان سئو: باید بر ایجاد تجربه کاربری عالی در سایت، تولید محتوای باکیفیت و بهینهسازی برای جستجوهای صفرکلیک تمرکز کنند،同時 حضور برند در پلتفرمهای مرور مانند ردیت را تقویت نمایند.
برای تیمهای محتوا: باید محتوای تولیدی را در قالبهای مختلف برای پلتفرمهای متعدد адаپته کنند و از هوش مصنوعی برای تحقیق و شخصیسازی استفاده نمایند، نه برای تولید انبوه محتوای بیکیفیت.
برای کسبوکارهای کوچک: میتوانند با تمرکز بر شناخت عمیق مخاطب هدف و ایجاد جامعهی وفادار حول برند، از رقابت با بودجههای کلان تبلیغاتی اجتناب کنند.