لبخند مادر، مانند خورشید صبحگاهی است که تاریکی شب را از بین میبرد. وقتی مادر لبخند میزند، گویی تمام خانه روشن و گرم میشود. این لبخند آرامشبخش است و همه نگرانیها را از دل میزداید.
وقتی مادر میخندد، چهرهاش زیباترین منظرۀ دنیا را میسازد. در دل او مهربانی بیپایانی است که با لبخندش به همه میرسد. مادر با یک نگاه و یک لبخند میتواند خستگی روز را از تن ما بیرون کند و دل ما را شاد سازد.
لبخند مادر، قویترین پشتوانۀ زندگی است. در روزهای سخت، این لبخند به ما امید میدهد و در روزهای شاد، بر شادیهایمان میافزاید. گاهی یک لبخند کوچک از سوی مادر، تمام غمهای ما را تبدیل به شادی میکند.
پس بیایید همیشه با کارهای خوب و حرفهای زیبا، لبخند را به لبهای مادرانمان بیاوریم. زیرا وقتی مادر میخندد، گویی دنیا جای قشنگتری برای زندگی میشود.

لبخند مادر، شعری است که با نور بر چهرهاش نقش میبندد و گرمایش چون آفتاب صبحگاهی، جان را نوازش میدهد. این نوشته به زبانی دلنشین و تصویری برای دانشآموزان فراهم شده است تا با شیوهی درست نوشتن و هنر بیانِ احساسات آشنا شوند. در ادامه با ما همراه باشید.
موضوع انشا لبخند مادر
لبخند مادر برای من، مانند نور خورشید است که هر صبح با گرمایش زندگیام را روشن میکند. وقتی او میخندد، تمام ناراحتیهایم محو میشود و احساس میکنم هیچ چیز نمیتواند مرا اذیت کند. نگاه پر از محبتش به من میگوید که همه چیز درست میشود و جای نگرانی نیست. در زمانهایی که ناامید میشوم، همین لبخند است که به من نیرو میدهد و باعث میشود به راهم ادامه دهم.
لبخند مادر، درمان همه دردهای من است. وقتی از مدرسه برمیگردم و خستهام، اولین چیزی که دلم میخواهد ببینم، چهره خندان اوست. همین که او را میبینم، خستگیام از تنم بیرون میرود. بعضی وقتها فکر میکنم اگر مادر و لبخندش نبود، زندگی چقدر سخت و تاریک میشد. لبخند او مانند یک چراغ روشن، راه را در زندگی به من نشان میدهد.
وقتی مریض میشوم و در تخت خوابیدهام، مادر کنارم مینشیند و با لبخندش به من آرامش میدهد. او قول میدهد که به زودی خوب میشوم و دوباره میتوانم بازی کنم و به مدرسه بروم. لبخندش به من توانایی میبخشد تا بر دردهایم غلبه کنم. این لبخند فقط یک حرکت ساده نیست؛ بلکه سرشار از عشق و امید است، چیزی که در هیچ کس دیگری پیدا نمیکنم.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب انشا درباره یک روز زیبای پاییزی را بخوانید.
لبخند مادر همیشه گرم و آرامشدهنده است. حتی وقتی خیلی کار دارد و خسته است، باز هم به ما لبخند میزند. برایم عجیب است که چطور با این همه خستگی، باز هم میتواند با چهرهای شاد به استقبالمان بیاید. شاید دلیلش عشق بیپایان او به خانواده باشد. مادر با هر لبخندش نشان میدهد که برای شادی ما حاضر به هر کاری است.
روزهایی که اشتباه میکنم و فکر میکنم مادر ناراحت است، با دیدن لبخندش مطمئن میشوم که همه چیز خوب است. او با لبخندش به من یادآوری میکند که هیچ اشتباهی آنقدر بزرگ نیست که نشود آن را جبران کرد. مادر با این لبخندهای زیبا به من نشان میدهد که زندگی پر از فرصتهای تازه است و من میتوانم هر روز بهتر از دیروز باشم.
بعضی شبها که همه خوابیدهاند و من از اتاق بیرون میآیم، مادر را میبینم که هنوز بیدار است و مشغول کار است. وقتی به من نگاه میکند و لبخند میزند، آرامش عجیبی در دلم حس میکنم. انگار با این لبخند به من میگوید که هر مشکلی پیش بیاید، میتوانم روی او حساب کنم و او همیشه پشتیبان من است.
لبخند مادر حتی در روزهای سخت هم همراه من است. وقتی در زندگی با مشکل روبرو میشوم، وقتی در درسهایم موفق نمیشوم، یا وقتی دوستانم مرا میرنجانند، مادر با لبخندش به من میفهماند که این سختیها همیشگی نیستند. او به من آموخته است که هیچ ناراحتی آنقدر بزرگ نیست که نتوان با لبخند از آن گذشت. مادر با لبخندش به من یاد داده که همیشه نگاه مثبتی به زندگی داشته باشم.
توصیه میکنیم این مطلب انشا درمورد کمک به همسایه ها را حتماً بخوانید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره انشا درباره ی آتش نشان بیابید.
در روزهای خوشی هم، لبخند مادر بهترین پاداش من است. وقتی به موفقیتی میرسم و او را خوشحال میبینم، احساس میکنم تمام تلاشهایم ارزش داشته است.
لبخند مادر برای من یعنی زندگی. شاید روزی بزرگ شوم و از او دور باشم، اما خاطره لبخندش همیشه در دلم زنده است. این لبخند مانند نوری همیشه در وجودم روشن است و به من یادآوری میکند که در هر شرایطی باید امیدوار باشم و لبخند بزنم. لبخند مادر یعنی عشق، یعنی زندگی، یعنی امیدی که هیچگاه پایان ندارد.
انشا اگر جای مادرم بودم
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
برای مطالعه بیشتر، به انشا در مورد ذوب شدن شمع سری سر بزنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب انشا در مورد ناخن | پایه هفتم را از دست ندهید.
مقاله انشا درباره غذای مورد علاقه من منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.