در خانه ما همیشه شور و هیجان زیادی وجود دارد. این شلوغی نه به خاطر مهمانهای زیاد، بلکه به خاطر ما بچههاست. من در خانوادهای بزرگ شدهام که پر از انرژی و جنب و جوش است.
مقاله انشا از زبان یک دندان به صورت ذهنی حاوی اطلاعات جامعی است.
وقتی صبح میشود، خانه پر از صداهای مختلف میشود. یکی از ما در حال مسواک زدن است، دیگری کیفش را برای مدرسه آماده میکند و آن یکی به دنداموس کتاب گمشدهاش میگردد. مادرمان همیشه سعی میکند نظم را برقرار کند، اما گاهی اوقات ما آنقدر سرگرم بازی و شوخی میشویم که فراموش میکنیم باید به موقع از خانه بیرون برویم.
بعد از ظهرها که از مدرسه برمیگردیم، تازه شلوغی واقعی شروع میشود. یکی از ما در حال انجام تکالیفش است، دیگری در حیاط بازی میکند و آن یکی برای دوستانش داستانهای مدرسه را تعریف میکند. بعضی وقتها بحث و جدل هم بین ما پیش میآید، اما خیلی زود آشتی میکنیم و دوباره با هم دوست میشویم.
در این مقاله انشا درباره کتابخانه مدرسه ما اطلاعات مفیدی آمده است.
شام که میشود، همه دور هم جمع میشویم. پدر و مادرمان از خاطرات جوانیشان برای ما تعریف میکنند و ما هم ماجراهای روزانهمان را میگوییم. گاهی اوقات آنقدر بلند حرف میزنیم و میخندیم که پدرمان باید صدایمان را پایین بیاورد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا با توصیف ادبی در مورد تنهایی.
با وجود تمام این شلوغیها، من خانهام را دوست دارم. این خانه پر از زندگی و محبت است. در این شلوغی، ما به هم نزدیکتر میشویم و یاد میگیریم که چگونه با هم زندگی کنیم. هر کدام از ما در این خانه جایگاه خاصی داریم و وجود هر یک از ما به خانه معنا و گرمای بیشتری میبخشد.
اگر سوالاتی دارید، مقاله دو بند انشا در مورد گاهی اوقات تنهایی پسندیده است به شما کمک خواهد کرد.
برای گسترش دانش خود، مقاله انشا از زبان میز و نیمکت مدرسه به صورت ذهنی را مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله در اتاق نشسته بودم و به کتاب های کتابخانه (یک بند انشا) مراجعه کنید.

در این نوشته، خانۀ پرجنبوجوشی را به تصویر میکشیم که در آن بچههای پرانرژی و شاد زندگی میکنند. این انشا با نثری ادبی و توصیفی برای دانشآموزان عزیز تهیه شده است تا با شیوۀ نگارش و تقویت مهارت نوشتاری بیشتر آشنا شوند. همچنان با مدیر تولز همراه باشید.
موضوع انشا خانه ای با بچه های شلوغ
در خانۀ ما همیشه جنب و جوش و زندگی جریان دارد. از صبح تا شب، صدای قهقهه، گریه و بازی بچهها در فضا میپیچد. من و خواهر و برادرهایم هر کدام در سن و سال متفاوتی هستیم، اما یک چیز در همهمان مشترک است: ما پرجنبوجوش و پرسر و صدا هستیم. خانۀ ما شاید فضای کوچکی داشته باشد، اما سرشار از شادی و نشاط است. وقتی وارد خانه میشوم، بعضی وقتها حس میکنم حتی دیوارها از شدت رفت و آمد ما به لرزه درمیآیند!
صبحها که چشم باز میکنم، اولین صدایی که به گوشم میرسد، صدای برادرم است که از اتاقش داد میزند: «مامان! کجا میری؟» یا صدای خواهرم که از آشپزخانه کمک میخواهد تا چیزی را پیدا کند. هیچ وقت در خانۀ ما سکوت برقرار نیست. وقتی همه در حال دویدن و شیطنت هستیم، دیگر صدای تلویزیون یا رادیو به گوش نمیرسد. گاهی با خودم فکر میکنم انگار خانه فقط برای بازی و شادی ساخته شده و ما داریم از آن نهایت استفاده را میکنیم.
در خانهای که بچههای پرجنبوجوش دارد، هیچ چیز سر جای همیشگی خودش نیست. اسباببازیها همه جا پخش شدهاند؛ یک عروسک توی آشپزخانه، یک ماشین اسباببازی زیر تخت و کتابها و دفترها روی مبلها افتادهاند. اما وقتی مهمان میآید، همۀ ما دست به کار میشویم و خانه را مرتب میکنیم. با این حال، حتی وقتی همه چیز را مرتب میکنیم، باز هم انگار بینظمی دوباره برمیگردد. انگار خانه همیشه آمادۀ یک هیاهوی تازه است.
بعضی وقتها در میان این همه شلوغی با خودم فکر میکنم: «کی بالاخره قرار است یک آرامش پیدا کنیم؟» اما بعد یادم میافتد که خانه بدون این همه سر و صدا و انرژی، دیگر آن خانهٔ همیشگی نیست. وقتی بازیها تمام میشود و شب فرا میرسد، همه در اتاقهایمان خوابیدهایم و خانه دوباره ساکت میشود. سکوتی که بعد از آن همه هیاهو، ارزش و آرامش خاصی دارد.
در حقیقت، بچههای شلوغ یک ویژگی مثبت دارند: آنها به خانه روح و زندگی میبخشند. هیچ چیزی به اندازۀ صدای شاد و پرانرژی بچهها نمیتواند خانه را گرم و صمیمی کند. خانۀ ما پر از خاطرات زیباست؛ لحظههایی که هیچ وقت از یاد نمیروند.
شاید در خانهای با بچههای پرجنبوجوش، همیشه نظم کامل حاکم نباشد، اما به نظر من خانهای که پر از بازی، خنده و انرژی کودکان است، جایی است که زندگی واقعی در آن جریان دارد.
موضوعات پیشنهادی انشاهای دانش آموزی
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی