انشا در مورد بند کفش

انشا در مورد بند کفش

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

یک روز که به مدرسه می‌رفتم، ناگهان بند کفشم باز شد. همان طور که ایستاده بودم و به آن نگاه می‌کردم، یاد گرفتن بستن بند کفش به یادم آمد.

یادم هست وقتی کوچک بودم، پدر و مادر همیشه بند کفش‌هایم را می‌بستند. اما یک روز به من گفتند که باید این کار را خودم یاد بگیرم. اولش خیلی سخت بود. بندها از دستم لیز می‌خوردند و نمی‌توانستم گره درستی بزنم. بعضی وقت‌ها آنقدر ناامید می‌شدم که دلخور می‌گرفتم. اما پدرم با مهربانی کنارم نشست و گفت: “یادگیری هر کاری در ابتدا سخت است، اما با تمرین آسان می‌شود.”

برای مطالعه بیشتر، به انشا در مورد علم و دانش سری سر بزنید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، انشا در مورد نیمه شعبان را از دست ندهید.

او به من نشان داد که چطور دو سر بند را بگیرم و یک حلقه درست کنم، سپس آن را دور حلقه دیگر بپیچم و گره بزنم. کم کم، بعد از چندین بار تلاش، بالاخره توانستم خودم بند کفشم را محکم ببندم. آن روز احساس غرور و شادی عجیبی داشتم. انگار یک قدم به بزرگ شدن نزدیک‌تر شده بودم.

حالا که بزرگ‌تر شده‌ام، می‌فهمم که بستن بند کفش فقط یک کار کوچک نیست. این کار به من یاد داد که برای یادگیری هر چیزی باید صبور باشم و تسلیم نشوم. حتی چیزهای کوچک هم با پشتکار و تمرین، در نهایت آسان می‌شوند.

انشا در مورد بند کفش

بند کفش، نواری کوچک اما پرکاربرد است که پاهای ما را به کفش می‌دوزد و قدم‌هایمان را استوار می‌سازد.
در این نوشته، می‌خواهیم با نگاهی ادبی و توصیفی، به این همراهِ همیشگیِ کفش بپردازیم تا دانش‌آموزان عزیز با شیوه‌ی درستِ نوشتن و تقویت مهارت‌های نویسندگی آشنا شوند.
با ما همراه باشید.

موضوع انشا بند کفش

خیلی وقت‌ها ممکن است به بند کفش‌ها اصلاً فکر نکنیم، اما اگر کمی دقت کنیم، می‌بینیم چقدر نقش مهمی دارند. هر روز صبح که می‌خواهم راهی مدرسه شوم، اولین کاری که می‌کنم بستن بند کفش‌هایم است. وقتی این کار را انجام می‌دهم، حس می‌کنم برای روزی پر از درس و شادی آماده‌ام.

مقاله انشا در مورد حمایت از کالای ایرانی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

یک روز که عجله داشتم، بند کفشم را خوب نبستم. همین که به حیاط مدرسه رسیدم، بند کفشم باز شد و نزدیک بود بیفتم. خیلی خجالت کشیدم. از آن روز به بعد، همیشه حواسم هست که بند کفش‌هایم را محکم و درست ببندم. حالا هر بار که این کار را می‌کنم، با خودم فکر می‌کنم: عجله نکن، هر کاری را باید با دقت انجام داد.

بند کفش‌هایم به من نظم و ترتیب یاد می‌دهند. وقتی آن‌ها را محکم می‌بندم، مطمئنم که همه چیز مرتب است و می‌توانم با خیال راحت بازی کنم و بدوم. اگر درست بسته نشوند، ممکن است حین راه رفتن یا دویدن باز شوند و دردسرساز شوند. این موضوع به من یادآوری می‌کند که همیشه باید در کارهایم دقت کنم.

گاهی دوستانم بند کفش‌هایشان را به شکل‌های قشنگ و خلاقانه می‌بندند. یک بار یکی از آن‌ها به من یاد داد چطور بند کفشم را به شکل یک پاپیون ببندم. این ایده برایم جالب بود و باعث شد بفهمم با چیزهای ساده‌ای مثل بند کفش هم می‌توانم کارهای بامزه و جدید انجام دهم.

وقتی کوچک‌تر بودم، مادرم بند کفش‌هایم را می‌بست. اما وقتی بزرگ‌تر شدم، خودم یاد گرفتم چطور این کار را انجام دهم. اولش سخت بود و بندها مدام باز می‌شدند، اما کمکم یاد گرفتم. حالا هر بار که بند کفش‌هایم را می‌بندم، احساس می‌کنم مستقل شده‌ام و می‌توانم از پس کارهایم بربیایم.

به نظر من، بند کفش فقط یک وسیله ساده نیست. آن‌ها درس‌های زیادی به من داده‌اند: اینکه چطور حواسم به جزئیات باشد، چطور مسئولیت‌پذیر باشم و حتی چطور خلاقیت به خرج دهم. هر بار که بند کفش‌هایم را می‌بندم، یادم می‌افتد که کارهای کوچک هم اهمیت زیادی دارند و باید به آن‌ها توجه کرد.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *