اگر من یک قطره شبنم بودم، چه دنیای قشنگی داشت! من در دل شب و زمانی که همه در خواب عمیقی فرو رفته بودند، به آرامی بر روی گلبرگ یک گل یا نوک یک برگ سبز ظاهر می شدم. مانند یک الماس کوچک و درخشان می درخشیدم و جهان را از دیدگاه خودم تماشا می کردم.
با طلوع خورشید و اولین پرتوهای نرم و طلایی آن، وجود من دگرگون می شد. کم کم سبک و سبک تر می شدم و به سوی آسمان بلند می شدم. من به بخار آب تبدیل می شده و به خانه اصلی خود، یعنی آسمان و ابرها، بازمی گشتم. این سفر پایان من نبود، بلکه آغاز یک داستان تازه بود.
شاید بعدها در دل یک ابر بارانی جای می گرفتم و دوباره به زمین بازمی گشتم تا به گلی دیگر جان بدهم یا عطشی را برطرف کنم. این چرخه همیشه ادامه داشت و من در هر بار سفر کردن، بخشی از زیبایی و زندگی بودم. بودن من هرچند کوتاه، اما پر از آرامش و مفید بود.

اگر فرصتی داشتم تا یک قطره شبنم باشم، این نوشته به شیوهای ادبی و تصویری برای شما دانشآموزان عزیز فراهم شده است. هدف این است که با چگونگی نوشتن و بهبود تواناییهای خود در نویسندگی بیشتر آشنا شوید. در ادامه با ما همراه باشید.
موضوع انشا اگر من یک شبنم بودم
اگر قطره شبنم بودم، شاید روی گلبرگ نرم یک گل یاس مینشستم و با آمدن صبح، در آفتاب میدرخشیدم. شاید هم روی نوک یک برگ سبز قرار میگرفتم و با وزش باد ملایم صبح، آرام تاب میخوردم. یا شاید روی شیشه پنجره اتاقی آفتابگیر میچکیدم و از آن بالا، به تماشای دنیا میپرداختم.
بعید نبود که عمر یک شبنم، بسیار کوتاه باشد. اما در همین زمان کوتاه، فرصت داشتم تا زیباییهای جهان را حس کنم. میتوانستم روی گلها بنشینم و بوی خوش آنها را نفس بکشم. میتوانستم نور خورشید را روی وجود کوچکم ببینم و گرمای آن را احساس کنم. همچنین میتوانستم با نسیم همراه شوم و در هوا رها و آزاد حرکت کنم.
البته شبنم بودن فقط زیبا نیست؛ دشواریهایی هم دارد. ممکن بود آفتاب مرا بخورد و ناپدید کند. ممکن بود تندباد مرا از جایی که هستم بلند کند و به نقطهای دیگر ببرد. یا حتی ممکن بود روی برگ بمانم و سرانجام به زمین بیفتم. در آن لحظات بود که به زندگی خودم فکر میکردم. به این که ما آدمها هم شاید مانند شبنم، عمر کوتاهی داریم. ما هم میآییم، زندگی میکنیم و روزی از این دنیا میرویم. اما در همین زمان محدود، میتوانیم کارهای ارزشمند انجام دهیم: دوست بداریم، مهربان باشیم، به دیگران یاری برسانیم و دنیا را جایی بهتر کنیم.
اگر من شبنم بودم، دوست داشتم به همه یادآوری کنم که از زندگی لذت ببرند. از هر لحظه استفاده کنند، به زیباییهای اطرافشان دقت کنند و هرگز فراموش نکنند که به دنبال آرزوهایشان بروند. شاید زندگی کوتاه باشد، اما میشود آن را پرمعنا و زیبا ساخت. همانطور که یک قطره شبنم کوچک میتواند با درخشش خود، جهان را روشن کند، ما هم میتوانیم با کارهای نیکمان، دنیا را جای بهتری بسازیم.