انشا در مورد انتخابات شورای دانشآموزی
انتخابات شورای دانشآموزی یک رویداد مهم و زیبا در مدرسه است. در این روز، دانشآموزان این فرصت را پیدا میکنند تا برای ساختن مدرسهای بهتر، نقشآفرینی کنند.
هدف اصلی از تشکیل این شورا، این است که دانشآموزان در کارهای مدرسه مشارکت داشته باشند. آنها میتوانند برای برنامهریزی جشنها، مسابقات و برنامههای مختلف، نظر بدهند و در اجرای آنها کمک کنند. شورای دانشآموزی مانند یک پل ارتباطی بین دانشآموزان و مسئولان مدرسه عمل میکند و مشکلات و پیشنهادهای دانشآموزان را به گوش مدیر و معلمان میرساند.
در آستانه انتخابات، فضای مدرسه پر از شور و هیجان میشود. افرادی که احساس مسئولیت میکنند و دوست دارند برای دیگران مفید باشند، خود را کاندید میکنند. آنها در مورد برنامهها و ایدههایشان با بقیه صحبت میکنند. سپس روز رأیگیری فرا میرسد. هر دانشآموز با افتخار و احساس اهمیت، رأی خود را در صندوق میاندازد. این کار به آنها میآموزد که در آینده نیز چگونه میتوانند در سرنوشت جامعه خود نقش داشته باشند.
انتخابات شورای دانشآموزی فقط انتخاب چند نفر نیست؛ بلکه یک تمرین بزرگ برای زندگی اجتماعی است. در این رویداد، ما مسئولیتپذیری، همکاری و احترام به نظر دیگران را یاد میگیریم. این تجربهای ارزشمند برای همه دانشآموزان است تا برای فردایی روشنتر آماده شوند.

انشایی با موضوع انتخابات شورای دانشآموزی به زبان ادبی و توصیفی برای دانشآموزان گردآوری شده است تا با شیوه نگارش و مهارتهای نویسندگی آشنا گردند. با مدیر تولز همراه باشید.
موضوع انشا انتخابات شورا دانش آموزی
همه چیز در یک روز معمولی مدرسه آغاز شد. من در کلاس علوم نشسته بودم که بلندگوی مدرسه روشن شد و صدای مدیر را شنیدیم. او گفت: «دانشآموزان گرامی! هفته آینده انتخابات شورای دانشآموزی برگزار میشود. اگر علاقهمند به کاندیداتوری هستید، میتوانید به دفتر مدرسه مراجعه کنید.»
من همیشه دوست داشتم در فعالیتهای مدرسه مشارکت داشته باشم، اما تا آن روز جرات این کار را پیدا نکرده بودم. این بار احساس کردم باید امتحان کنم. پس از پایان کلاس، به دفتر رفتم و فرم ثبتنام را پر کردم.
مرحله بعدی، تبلیغات بود. از آنجا که هیچ تجربهای در این زمینه نداشتم، از دوستانم کمک خواستم. با هم چند پوستر درست کردیم و روی آنها شعارهایی مانند «مدرسهی بهتر با مشارکت همه» نوشتیم. من به مشکلات واقعی مدرسه فکر میکردم؛ مثلاً کیفیت غذاهای بوفه یا کمبود ساعت ورزش. برنامه من این بود که اگر انتخاب شوم، این موضوعات را با مسئولان مدرسه مطرح کنم و برای حل آنها تلاش نمایم.
در روزهای منتهی به انتخابات، فضای مدرسه پر از شور و گفتوگو بود. دانشآموزان درباره کاندیداها صحبت میکردند. برخی بر اساس دوستی رأی میدادند و برخی بر اساس برنامههای کاندیداها. من هم سعی میکردم در بحثها شرکت کنم و اهدافم را توضیح دهم، اما در دل نگران بودم که آیا میتوانم به وعدههایم عمل کنم.
روز انتخابات فرا رسید. هنگام ورود به سالن، جوّی پرهیجان حاکم بود. دانشآموزان یکییکی به اتاق رأی میرفتند و رأی خود را در صندوق میانداختند. وقتی نوبت من شد، قلبم به تندی میزد. با خود گفتم: «این یک فرصت است. حتی اگر برنده نشوم، چیز زیادی از دست ندادهام.»
بعد از اتمام رأیگیری، همه در انتظار نتیجه نشسته بودیم. ناگهان صدای مدیر از بلندگو شنیده شد: «حالا نتایج انتخابات شورای دانشآموزی را اعلام میکنم.» همه نفسهایمان در سینه حبس شده بود. با خوانده شدن اسم هر برنده، جمعیت با شادی واکنش نشان میداد.
وقتی نام مرا خواندند، احساسی عجیب داشتم؛ ترکیبی از شادی و نگرانی. خوشحال بودم که اعتماد دیگران را جلب کردهام، و نگران که آیا از عهده کار برمیآیم. اما تصمیم گرفتم نهایت تلاشم را بکنم.
اکنون که عضو شورا شدهام، مسئولیت بزرگی روی دوشم حس میکنم. باید یاد بگیرم چگونه با دیگر اعضا همکاری کنم و چگونه برای بهبود مدرسه قدم بردارم. اما یک چیز را خوب میدانم: هرگز نباید دست از تلاش برداریم، حتی وقتی راه سخت به نظر میرسد.
انشا دغدغه های یک دانش آموز
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی