انشا درباره شغل دلخواه من
همه آدمها وقتی بزرگ میشوند، یک کار خاصی را برای زندگی خود انتخاب میکنند. این کار را “شغل” مینامند. من هم مثل بقیه، شغل مورد علاقهام را در ذهنم دارم و دوست دارم وقتی بزرگ شدم، آن را انجام دهم.
شغل مورد علاقه من معلمی است. فکر میکنم معلمی، یکی از زیباترین و مهمترین شغلهای دنیاست. یک معلم، فقط درس دادن را بلد نیست؛ او به دانشآموزان چگونگی خوب زندگی کردن و انسان خوبی بودن را نیز یاد میدهد.
من دوست دارم در آینده، یک معلم دبستان بشوم. میخواهم به بچههای کوچک خواندن و نوشتن یاد بدهم. تصور میکنم که وقتی یک کودک، برای اولین بار بتواند کلمهای را به راحتی بخواند، چه حس فوقالعادهای خواهد داشت و من از این که در این لحظهی خاص کنار او هستم، بسیار خوشحال خواهم شد.
یک معلم خوب، مانند یک چراغ روشن است که راه را به دیگران نشان میدهد. او با دانش خود، تاریکیهای نادانی را از بین میبرد. من میخواهم برای دانشآموزانم فقط یک معلم نباشم، بلکه یک دوست و راهنمای دلسوز باشم تا در کنارشان احساس امنیت و آرامش کنند.
برای گسترش دانش خود، مقاله انشا درباره شب یلدا طولانیترین شب سال را مطالعه کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب انشا درباره امام رضا علیه السلام و توصیف ایشان را بخوانید.
به همین دلیل، من با دقت درس میخوانم و سعی میکنم خلق و خوی خوبی داشته باشم تا در آینده بتوانم یک معلم نمونه و مهربان برای همه بچهها باشم.

انشایی با موضوع شغل دلخواه من به زبانی ادبی و تصویری برای دانشآموزان تهیه شده است تا با شیوهی نگارش و هنر نویسندگی بیشتر آشنا گردند. در ادامه با ما همراه باشید.
موضوع انشا شغل مورد علاقه من
همه انسانها در زندگی رؤیاها و آرزوهایی دارند که برای رسیدن به آنها تلاش میکنند. بعضی دوست دارند پزشک شوند، بعضی مهندس، و بعضی دیگر جذب دنیای هنر و موسیقی میشوند. اما برای من، شغل ایدهآل و مورد علاقهام، معلمی است. شاید این حرفه در نگاه اول به اندازهٔ خلبانی یا پزشکی پرهیجان به نظر نرسد، اما ویژگیای در معلمی وجود دارد که در هیچ کار دیگری یافت نمیشود: توانایی دگرگون کردن زندگی آدمها.
از وقتی به مدرسه رفتم، همیشه با نگاه به معلمهایم از خودم میپرسیدم چطور اینقدر صبور و دلسوز هستند. آنها فقط درس نمیدادند، بلکه راه درست زندگی کردن را نیز به ما نشان میدادند. برخی از آنها چنان اثری در من گذاشتند که هنوز هم سخنانشان در یادم مانده است. از همان کودکی میدانستم که میخواهم روزی مانند آنها باشم؛ کسی که بتواند راه آیندهٔ دیگران را روشن کند.
معلمی فقط یک شغل نیست؛ بلکه مسئولیتی بزرگ است. معلم میتواند بر شخصیت، افکار و حتی آرزوهای دانشآموزان تأثیر بگذارد. او تنها خواندن و نوشتن را آموزش نمیدهد، بلکه به آنها کمک میکند تا اعتمادبهنفس پیدا کنند، مهارتهای زندگی را بیاموزند و روی پای خود بایستند. من همیشه به این فکر میکنم که اگر معلم خوبی باشم، شاید بتوانم به دانشآموزی که ناامید شده، دلگرمی بدهم. شاید بتوانم استعداد کسی را کشف کنم و او را در راه رسیدن به آرزوهایش همراهی کنم.
در این مقاله توصیف و انشا در مورد داخل اتوبوس شلوغ اطلاعات مفیدی آمده است.
یکی از جنبههای جذاب معلمی برای من این است که هیچ روزی شبیه روز دیگر نیست. هر روز با دانشآموزان جدید، چالشهای تازه و ایدههای نو روبهرو میشوی. کلاس درس جایی است که هم یاد میدهی و هم یاد میگیری. پرسشها و کنجکاویهای دانشآموزان، معلم را به تفکر و رشد وادار میکند.
البته معلمی دشواریهای خود را هم دارد. این شغل به صبر و شکیبایی زیادی نیاز دارد. معلم باید بتواند با دانشآموزانی با شخصیتها و تواناییهای گوناگون ارتباط برقرار کند، مشکلاتشان را درک کند و کاری کند که یادگیری برایشان آسانتر شود. با این همه، نتیجهٔ این تلاشها بسیار ارزشمند است. زمانی که دانشآموزی مطلبی را که پیش از این برایش دشوار بوده، میآموزد و با شادی لبخند میزند، یکی از بهترین حسهای دنیا را تجربه میکنی.
یکی از آرزوهایم این است که معلمی باشم که دانشآموزان از حضور در کلاسش لذت میبرند. دوست دارم راههای تازه و خلاقانهای برای آموزش پیدا کنم، نه اینکه فقط مطالب را بیان کنم و انتظار داشته باشم آنها حفظ شوند. میخواهم کلاس من جایی باشد که دانشآموزان در آن احساس امنیت کنند، بدون ترس از اشتباه کردن، سؤال بپرسند و چیزهای تازه یاد بگیرند.
انشا در مورد شغل آینده؛ روانشناسی
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی