در آفرینش، دو نگین گرانبها به نام زن و مرد میدرخشند. این دو، از یک گوهرند، اما هر کدام جلوه و زیبایی ویژه خود را دارند. گاهی این تفاوتها، تضاد به نظر میرسد، اما در حقیقت، این تفاوتهاست که نقشه جهان را کامل و زیبا میکند.
مرد، گاهی مانند کوهی استوار و محکم تصویر میشود. قدرتی که در برابر طوفانها میایستد و پناهگاهی برای دیگران میسازد. اما زن، رودباری است که در پای همان کوه جاری میشود. نرم و روان، اما پایدار و شکستناپذیر. او با مهر خود، دلهای سخت را صیقل میدهد و خشکیها را سرسبز میکند.
این دو نیرو، گاهی در نگاه اول، مخالف هم به نظر میآیند. یکی آتش است و دیگری آب. اما وقتی این آتش و آب در کنار هم قرار میگیرند، نه تنها یکدیگر را از بین نمیبرند، که گرمای زندگی و بخار عشق میآفرینند. مرد، قلمروهای بیرونی را میسازد و فتح میکند و زن، قلمروهای درونی را با عاطفه و زیبایی میآراید.
زن و مرد، دو بال یک پرندهاند. پرندهای که میخواهد به سوی کمال پرواز کند. اگر یکی از این دو بال نباشد یا ضعیف باشد، پرواز ممکن نخواهد شد. قدرت و لطافت، دو رکن اساسی زندگی هستند که در وجود این دو نهادینه شده است.
پس این تفاوتها، تضاد و جنگ نیست؛ بلکه همکاری و مکمل بودن است. مانند روز و شب که هر کدام زیبایی و فایده خود را دارند و جهان بدون هر دو، ناقص میماند. زن و مرد نیز با هم، یک سمفونی کامل از زندگی را میسازند که نوای آن، در هماهنگی و احترام متقابل، زیباترین آهنگ جهان را مینوازد.

زن و مرد، دو رکن اساسی زندگی، گاه در ظاهر همچون دو قطب متضاد به نظر میرسند. گویی یکی نرمی آب است و دیگری استواری کوه؛ یکی نجوای آرام بهار است و دیگری هیبت طوفانی خزان. اما این تفاوتها، تضاد نیست، بلکه همانند تار و پود یک فرش زیبا، در کنار هم معنای کاملتری میسازند.
نوشته حاضر با نگاهی ادبی و توصیفی، به این جلوههای گوناگون میپردازد تا الگویی برای تقویت مهارت نوشتاری و آشنایی با شیوههای نگارش خلاقانه فراهم آورد. با ما همراه باشید.
موضوع انشا تضاد معنایی زن و مرد
یکی از شگفتیهای آفرینش، وجود زوجها در جهان است. در میان گیاهان و جانوران، این زوجها به صورت نر و ماده دیده میشوند و در انسانها به عنوان زن و مرد شناخته میشوند.
این دو قطب متفاوت، هر دو برای پیشبرد زندگی ضروری هستند و هر یک ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارند. هر کدام نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند. زنان در احساسات و عواطف قویتر هستند و روحیهای لطیفتر دارند. مردان بیشتر بر پایه منطق و محاسبه عمل میکنند. زنان در تشخیص صداها توانایی بیشتری دارند، در حالی که مردان در تشخیص تصاویر قویتر عمل میکنند. مردان معمولاً صداهای زیر و کوتاه را به خوبی نمیشنوند یا به آنها واکنش نشان نمیدهند، مانند صدای گریه نوزاد. زنان به زبان بدن آگاهترند، بنابراین مردان باید مراقب باشند که به آنها دروغ نگویند، زیرا زنان به سرعت متوجه میشوند.
زنان رنگها را با جزئیات دقیق میبینند و تشخیص میدهند، اما مردان در تشخیص رنگها کمتر دقیق هستند. مردان دوست دارند قدرتمند دیده شوند و معمولاً در صحبتکردن مختصر و مفید هستند. زنان ترجیح میدهند با جزئیات بیشتر صحبت کنند. مردان در هر لحظه فقط میتوانند روی یک کار تمرکز کنند، در حالی که زنان قادرند همزمان چند کار را انجام دهند.
مردان در یک زمان تنها از یک نیمکره مغز خود استفاده میکنند، اما زنان میتوانند از هر دو نیمکره به طور همزمان استفاده کنند. این تفاوت در جامعه به خوبی دیده میشود. زنان شاغل هم کارهای بیرون از خانه را انجام میدهند و هم از عهده کارهای خانه برمیآیند. بسیاری از آنها علاوه بر اینها، مسئولیت تربیت و مراقبت از فرزندان را نیز به عهده دارند. در مقابل، مردان معمولاً نمیتوانند به این راحتی از عهده چندین کار برآیند.
حتماً دیدهاید که وقتی یک زن و یک مرد هر دو بیمار میشوند، زنان حتی در زمان بیماری کارهای روزمره خود را انجام میدهند، اما مردان ممکن است حتی خوردن داروهای خود را فراموش کنند و احساس ناتوانی بیشتری داشته باشند. مردان وقتی در چشمان طرف مقابل نگاه میکنند، بهتر متوجه صحبتهای او میشوند، اما زنان حتی بدون نگاهکردن مستقیم نیز میتوانند کاملاً درک کنند که چه گفته میشود.
زن و مرد با تمام تفاوتهایشان، وقتی در کنار هم قرار میگیرند، زیباترین جلوههای تکامل و عشق را در جهان به نمایش میگذارند. بدون هر یک از آنها، جهان ناقص خواهد ماند.
> شماهم اگر انشایی با این موضوع نوشته اید از طریق نظرات برای ما ارسال کنید.
انشا اختصاصی _ نویسنده: مهتا قیدی