گاهی در زندگی با کلماتی روبرو میشویم که معنای کاملاً مخالف یکدیگر دارند. دو نمونه از این کلمات، “زرنگ” و “تنبل” هستند. این دو واژه مانند دو قطب مخالف عمل میکنند و هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند.
فرد زرنگ کسی است که با هوش و سرعت عمل میکند. چنین شخصی از موقعیتها به خوبی استفاده میکند و همیشه به دنبال راهحلهای هوشمندانه است. او در کارهایش دقیق و مصمم است و معمولاً به موفقیت میرسد. در مقابل، فرد تنبل کسی است که انگیزه زیادی برای کار کردن ندارد. او ترجیح میدهد استراحت کند تا اینکه کاری انجام دهد. چنین افرادی معمولاً فرصتها را از دست میدهند و به ندرت به نتیجه مطلوب میرسند.
در واقع میتوان گفت زرنگ بودن به معنای استفاده درست از زمان و تواناییهاست، در حالی که تنبلی به معنای هدر دادن همین فرصتهاست. البته گاهی ممکن است کسی در برخی زمینهها زرنگ باشد و در برخی دیگر تنبلی کند.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره انشا در مورد خشکسالی بیابید.
نکته جالب این است که جامعه معمولاً به افراد زرنگ پاداش میدهد و افراد تنبل را تشویق نمیکند. با این حال، مهم است که بدانیم گاهی استراحت و آرامش با تنبلی واقعی تفاوت دارد. هر انسانی به استراحت نیاز دارد، اما تنبلی زمانی مشکل ساز میشود که به یک عادت همیشگی تبدیل شود.
در پایان میتوان گفت که بین این دو ویژگی تضاد کامل وجود دارد و هر کدام نتایج متفاوتی در زندگی ما ایجاد میکنند.
برای مطالعه بیشتر، به انشا در مورد ثروتمند واقعی کیست؟ سری سر بزنید.

زرنگی و تنبلی دو ویژگی کاملاً متفاوت هستند که هر کدام تأثیر خاص خود را بر زندگی ما میگذارند. در این نوشته میخواهیم این دو مفهوم را با زبانی ساده و گویا بررسی کنیم تا دانشآموزان عزیز با شیوهی نوشتن و تقویت مهارت نویسندگی بیشتر آشنا شوند. با ما همراه باشید.
مقاله 2 انشا در مورد اگر من شهردار بودم منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
انشا تضاد معنایی زرنگ و تنبل
باهوش و تنبل، شما دوست دارید جزو کدام گروه باشید؟ آیا تر و تازه و چابک هستید، پر از انرژی و حرکت، یا این که ترجیح میدهید در جایی آرام بنشینید و فقط استراحت کنید؟ بخورید و بخوابید و از انجام کارها شانه خالی کنید؟ اما باهوش بودن از نظر شما چه معنایی دارد؟
آیا باهوش یعنی کودکی که از همسنهایش تیزهوشتر است؟ دانشآموزی که درسها را سریع یاد میگیرد و انگار همهچیز برایش مثل بازی است؟ یا نوجوانی که سخت تلاش میکند تا بیشتر بفهمد و یاد بگیرد؟ جوانی که پیگیر دانش و پیشرفت است و برای رسیدن به هدفش همهی راهها را امتحان میکند؟ پزشکی که در کارش بسیار ماهر است؟ مهندسی که ریزترین جزئیات را هم میبیند؟ معلمی که راههای تازه و آسانی برای یاد دادن به بچهها پیدا میکند؟ هنرمندی که کارهایش دل و جان آدم را تکان میدهد؟ تعمیرکاری که هر مشکل سختی را میتواند درست کند؟ رانندهای که حتی در سختترین مسیرها هم به راحتی رانندگی میکند؟ قنادی که طعمهای فراموشنشدنی میسازد؟ یا آشپزی که غذاهایش مثل معجزه هستند؟
به نظر شما این افراد باهوش هستند، یا کسانی که از زیر کار در میروند و با حقه و ترفند سعی میکنند به خواستههایشان برسند؟ آیا کسی که مراقب خودش است و هوشمندانه عمل میکند باهوش است، یا کسی که سعی میکند کلاه بر سر دیگران بگذارد؟
البته همهی اینها بستگی به نگاه انسانها دارد؛ هر کسی تعریف خودش را از باهوش بودن دارد. اما تنبل کسی است که فقط به فکر راحتی خودش است و میخواهد از دیگران استفاده کند. تمام نیازهایش را با تکیه بر زحمت دیگران برطرف میکند. انگار منتظر است آسمان به زمین بیاید و همهچیز را برایش آماده کند، بدون این که خودش کوچکترین تلاشی بکند. از همان کودکی به عنوان یک بچهی تنبل و کمتحرک شناخته میشود، دانشآموزی که در آخر کلاس مینشیند و درس نمیخواند، و دانشجویی که از کلاس فرار میکند.
چنین آدمی حتی اگر به جایگاههای بالایی هم برسد، هرگز نمیتواند واقعاً موفق باشد، چون حال و حوصلهی تلاش و حرکت را ندارد.
آیا برای شما پیش آمده که در یک اداره، فروشگاه یا هر جای دیگر با افرادی روبرو شوید که بسیار کند کار میکنند و رفتارشان آنقدر آزاردهنده است که آدم را عصبانی میکند؟ چه حس ناخوشایندی در چنین موقعیتی به آدم دست میدهد. واقعاً در آن لحظه آدم حس میکند دارد جوش میآورد. اما چارهای نیست؛ آدمهای باهوش و تنبل همهجا در جامعه وجود دارند. این بستگی به شانس شما دارد که با کدام گروه برخورد کنید.
با همهی این حرفها، گاهی باهوش بودن حال آدم را خوب میکند و لذتبخش است، و گاهی هم تنبلی و رها کردن هیاهوی زندگی و نشستن در یک گوشهی دنج، نوشیدن یک فنجان چای و نگاه کردن به یک منظرهی زیبا.
بیشتر بخوانید: لیست انشاهای تضاد معنایی
انشا اختصاصی _ نویسنده: مهتا قیدی