در زندگی روزمره، ما با افرادی با شرایط گوناگون روبرو میشویم. برخی بینا هستند و جهان را با چشمان خود میبینند و برخی دیگر نابینا هستند و دنیا را از راههای دیگری درک میکنند.
تفاوت اصلی در این است که یک فرد بینا میتواند رنگها، شکلها و مناظر را مستقیماً ببیند. اما فرد نابینا از حواس دیگرش مانند لامسه، شنوایی و بویایی برای شناخت محیط اطرافش استفاده میکند. او میتواند با لمس کردن، صداها را تشخیص دادن و حتی با کمک عصای سفید، مسیرش را پیدا کند.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا ادبی در مورد عدالت مراجعه کنید.
نکته مهم اینجاست که نابینایی به معنای ناتوانی نیست. بسیاری از افراد نابینا در زمینههای مختلف مانند علم، هنر و موسیقی بسیار موفق هستند. آنها به ما نشان میدهند که درک جهان فقط از طریق چشم نیست، بلکه با قلب و ذهن نیز میتوان دنیا را به خوبی شناخت.
در نهایت، آنچه واقعاً اهمیت دارد، نگاه ما به یکدیگر است. باید یاد بگیریم که به جای تمرکز بر تفاوتها، به درک متقابل و احترام گذاشتن به یکدیگر توجه کنیم. زیرا ارزش هر فرد به دانش، اخلاق و احساسات اوست، نه به توانایی دیدنش.

در این نوشته، به تفاوتهای میان دنیای افراد بینا و نابینا میپردازیم. این متن به شیوهای ادبی و تصویری نگاشته شده تا دانشآموزان با سبک نوشتن و تقویت مهارتهای نویسندگی آشنا شوند. با ما همراه باشید.
مقاله انشا اگر من یک گنجشک بودم منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
انشا با موضوع تضاد معنایی بینا و نابینا
جهان اطراف ما پر از صحنههای شگفتانگیز و دلربایی است که هر بینندهای را مجذوب خود میکند. آنچه این زیبایی را پدید میآورد، نمایش نور و رنگهاست که هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند. نور با طولموجهای گوناگون و رنگها با طیفهای متنوع، دنیایی پرشکوه میسازند. چشمها پنجرهای به سوی این دنیا هستند و تصاویر را به مغز میفرستند تا درک شوند و معجزهی بینایی رخ دهد. بدون شک، بینایی یکی از ارزشمندترین نعمتهای انسان است. این حس نه تنها در حفظ تعادل بدن نقش دارد، بلکه در موقعیتهای خطرناک مانند یک هشداردهنده عمل میکند.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره انشا با تضاد معنایی دوست و دشمن بیابید.
توانایی دیدن به انسان احساس امنیت و آرامش میبخشد. تماشای لحظههای زیبا و مناظر چشمنواز، شادی وصفناپذیری در وجود ما ایجاد میکند. بینایی به ما امکان تصویرسازی و ورود به دنیای رنگارنگ خیال را میدهد. همچنین، این حس به ارتباط عاطفی میان انسانها، حیوانات و حتی گیاهان کمک میکند. تماشای یک حیوان زیبا یا گلی شکفته، مانند آهنربا ما را به سوی خود جذب میکند. دیدن طبیعت دستنخورده، عمق دریاها و جنگلهای سرسبز، هر کسی را به شوق میآورد. اما شرط لذت بردن از این زیباییها، بینا بودن است.
با این حال، بینایی تنها به داشتن چشم ظاهری محدود نمیشود. باید چشم دل نیز باز باشد و خواهان دریافت زیباییهای جهان. گاهی بینا بودن فقط دیدن زیباییها نیست، بلکه شامل دیدن رنجها و دردهای دیگران نیز میشود. برای درک کردن، همدلی کردن و تسلی بخشیدن نیز باید بینا بود. در اینجا نقش چشم دل پررنگ میشود، وگرنه تغییری در جهان ایجاد نخواهد شد.
اما دنیای یک فرد نابینا چگونه است؟ آیا همه چیز برای او سیاه و سفید یا خاکستری است؟ کسی که با چشم سر نمیبیند، هرگز بازی نور و رنگها را تجربه نکرده است، اما میتواند بر اساس توصیفهایی که شنیده، تصویری از جهان در ذهن خود بسازد. او در موقعیتهای خطرناک با چالشهای بیشتری روبرو میشود. اینجاست که وظیفهی انسانی ما ایجاب میکند تا در حد توان به آنان کمک کنیم. اگرچه بسیاری از نابینایان هرگز دنیا را ندیدهاند یا پس از مدتی بینایی خود را از دست دادهاند، اما اغلب دارای درک و شهودی عمیق هستند.
شاید آنان چشمی در دل داشته باشند که هزاران بینا فاقد آن هستند؛ دلی پاک و زلال. بیتردید، بینا بودن یا نابینا بودن از نظر جسمی مهم است، اما به همان اندازه، بینایی و نابینایی درونی نیز اهمیت دارد. سیاهدل و کوردل نبودن، ارزشی والا دارد. اگر بینا هستی و از کنار فرد نابینایی که در خطر است، با بیتفاوتی میگذری، از هر نابینایی نابیناتری. اگر در معامله یا هر کاری بخواهی سر یک نابینا کلاه بگذاری، از هر نابینایی نابیناتری. پس بینایی ظاهری و باطنی باید راهنمای همیشگی زندگی تو باشد.
بیشتر بخوانید: لیست انشاهای تضاد معنایی
انشا اختصاصی _ نویسنده: مهتا قیدی