امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Bug به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “باگ” معنیهای مختلفی دارد.
**۱. حشرات**
میتوان به هر حشرهای “باگ” گفت. لازم نیست اسم دقیق آن را بدانید.
* وقتی هوا گرم میشود، حشرات بیرون میآیند.
* پشهها حشرات ریز و آزاردهندهای هستند.
* فکر کنم یه حشره قورت دادم! (این وقتی پیش میآید که مثلاً چند مگس ریز در هوا پرواز میکنند.)
* هی! یه حشره روی شونهت نشسته.
* یه نوع حشره تابستان گذشته برگهای درختان سیب من را خورد.
* بسیاری از حشرات برای محیطزیست مفید و لازم هستند.
* اگر توی خونهات حشره داری، بهتر است سعی کنی از شرشان خلاص شوی.
* دستگاه حشرهکش برقی، حشرات بیرون را جذب کرده و از بین میبرد.
**۲. یک بیماری خفیف**
گاهی “باگ” به یک بیماری مثل سرماخوردگی یا آنفولانزا اشاره دارد.
* اوفلیا امروز نمیتواند سر کار بیاید چون میگوید یه مریضی گرفته.
* این روزها یه مریضی در اداره ما دست به دست میچرخد.
* افراد با تزریق واکسن آنفولانزا میتوانند از خود در برابر این بیماری محافظت کنند.
* فکر کنم مریض شدهام. (یعنی فکر میکنم سرماخوردهام یا آنفولانزا دارم.)
**۳. به معنی آزار دادن**
وقتی “باگ” به عنوان فعل استفاده میشود، یعنی کسی یا چیزی باعث ناراحتی یا آزار شما شده است.
* یه چیزی داره اذیتم میکنه.
* نمیتونم فکر کردن درباره این مسئلهای که اذیتم میکنه رو متوقف کنم.
* رئیسم مدام به خاطر اضافه کاری به من گیر میدهد.
* مادر جو همیشه به خاطر موهایش به او غر میزند و میگوید خیلی بلند است.
* هیچکس تاد را دوست ندارد چون مردم را اذیت میکند.
* بچههای اندرو سالها به او فشار آوردند که برایشان یک استخر بخرد، تا اینکه بالاخره این کار را کرد.
* این همه سروصدا داره اعصاب منو خرد میکنه.
* اخیراً چه چیزی ناراحتت کرده؟
* دارم اذیتت میکنم؟
* الان سرت شلوغ است؟ نمیخواهم مزاحم تو بشوم.
**۴. مشکل در نرمافزار**
یک “باگ” میتواند یک مشکل یا خطا در یک برنامه کامپیوتری باشد.
* این برنامه مشکل دارد و من نمیتوانم از آن استفاده کنم.
* من اصلاً از آن نرمافزار استفاده نمیکنم چون پر از مشکل است.
* این برنامه به نظر مشکلدار میرسد.
* آنها مشکلات سیستم را برطرف کردند و حالا به خوبی کار میکند.
**۵. علاقه شدید به چیزی (مثل طلا)**
گاهی “باگ” به معنای علاقه و اشتیاق بسیار زیاد به چیزی است، مخصوصاً به طلا.
* علاقهمندان به طلا میتوانند قیمت آن را بالا ببرند.
* ونسا عاشق طلاست. (او مقدار زیادی طلا جمع میکند.)
* او به طلا علاقهمند شد.
* یونا علاقه شدیدی به جواهرات عتیقه دارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شدهاند، مراجعه کنید.