امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Budget به فارسی با مثالهای کاربردی
بودجه، یک برنامه ریزی برای خرج کردن و مدیریت پول است.
شرکت ما در حال آماده کردن بودجه برای سال مالی بعد است.
اگر پول زیادی برای خرج کردن ندارید، اینجا جای خوبی برای خرید است.
لودمیلا سعی میکند بر اساس برنامه مالی خود زندگی کند.
شرکت، بیشتر از پولی که برای تبلیغات در نظر گرفته بود، خرج کرد.
ما باید نگاهی به دخل و خرجمان بیندازیم.
پولمان به ما اجازه نمیدهد این هزینه بزرگ را انجام دهیم.
این خرید، برنامه مالی ما را به هم میریزد. (یعنی برای ما خیلی گران است.)
مقدار پولی که برای خرج کردن در نظر گرفتهاید چقدر است؟
برنامهریزی برای دخل و خرج، بخش مهمی از مدیریت یک کسبوکار است. (در این جمله، «بودجهبندی» یک مصدر است.)
کلمه بودجه به عنوان یک فعل هم به کار میرود:
آنها برای خرید یک ماشین جدید، پول کنار گذاشتهاند.
آیا آنها برای بیمه آن ماشین جدید، پولی در نظر گرفتهاند؟
تو باید برای مخارجت برنامه داشته باشی تا بعداً به مشکل نخوری.
از آنجایی که کلمه “بودجه” ارتباط نزدیکی با پول و خرید دارد، معمولاً در اسم بعضی از مغازهها و شرکتها دیده میشود:
شیلا همیشه از فروشگاه “بُرجِت” خرید میکند.
شرکت هواپیمایی “بُرجِت” بعضی از ارزانترین بلیتهای پرواز را دارد.
ما چند وسیله را از “بُرجِت رنتال” اجاره کردیم و پول زیادی پس انداز کردیم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.