گاهی پیش میآید که یک چیز کوچک و بیآزار، میتواند ترسی بزرگ در دل ما ایجاد کند. برای بسیاری از افراد، از جمله من، آن چیز کوچک، یک سوسک است.
وقتی ناگهان یکی از آنها را میبینم، انگار تمام وجودم هشدار میدهد. قلبم تندتر میزند، نفسنفس میزنم و دوست دارم فوراً از آنجا دور شوم. حرکات سریع و ناگهانیاش و آن شاخکهای نازک، حس عجیبی به من منتقل میکند.
توصیه میکنیم حتماً مقاله انشا درباره اگر من یک دسته گل بودم را مطالعه کنید.
خیلیها به من میخندند و میگویند: “این چه ترسی است؟ آنقدرها هم که فکر میکنی خطرناک نیست.” و حق با آنهاست. مغز من میداند که یک سوسک نمیتواند واقعاً به من آسیبی برساند، اما قلب و احساساتم حرف دیگری میزنند. این ترس، منطقی نیست؛ یک حس ناخودآگاه و قدیمی است.
شاید این ترس از گذشته دور به ما رسیده باشد، زمانی که اجداد ما در طبیعت زندگی میکردند و از هر حرکت ناگهانی میترسیدند. یا شاید فقط به خاطر شکل و حرکت متفاوت سوسک است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا در مورد اگر من وکیل بودم.
اما من سعی میکنم با این ترس خود کنار بیایم. یاد گرفتهام که وقتی یکی را میبینم، آرام نفس بکشم و به خودم یادآوری کنم که او از من بیشتر میترسد. این موجود کوچک، فقط به دنبال غذا و مکانی برای زندگی است و قصد آزار من را ندارد.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره انشا در مورد اگر من پروانه بودم بیابید.
در پایان، این تجربه به من آموخته است که گاهی باید با ترسهای کوچک خود روبهرو شویم. شاید نتوانیم کاملاً بر آنها غلبه کنیم، اما میتوانیم یاد بگیریم که با آنها زندگی کنیم و اجازه ندهیم که یک حشرهٔ کوچک، آرامش ما را برهم بزند.

هراس از جانوری کوچک
گاهی در سکوت شب، یا در روشنایی روز، موجودی کوچک و ششپا خودنمایی میکند که برای بسیاری از انسانها، بهویژه کودکان و نوجوانان، نماد ترس و هراس است. این موجود که سوسک نام دارد، با آن پوسته سخت و شاخکهای ظریف، بیآن که قصد آزار داشته باشد، تنها به دنبال بقا و ادامه زندگی است.
اما چرا اینهمه ترس؟ شاید به دلیل ناگهانی ظاهر شدنش باشد، یا شاید به خاطر شکل و شمایل متفاوتش. ترس از سوسک، احساسی است که از دیرباز در نهاد بسیاری از ما ریشه دوانده؛ گاهی از شنیدهها و دیدهها، و گاهی از تجربههای شخصی.
در این مسیر، آشنایی با شیوه نگارش و تقویت مهارت نوشتاری، میتواند به دانشآموزان یاری رساند تا احساسات خود را در قالب کلمات به زیبایی بیان کنند.
موضوع انشا ترس از سوسک
انسان موجودی است که روی دو پا راه میرود و فکر میکند بزرگترین برتریاش نسبت به دیگر جانداران، قدرت فکر و خردورزی است. او خود را صاحب اندیشههای نو و توانایی دگرگون کردن جهان میداند. اما به نظر من، مهمترین ویژگی که انسان را از دیگر موجودات متمایز میکند، خودخواهی اوست. همین ویژگی تا به حال باعث نابودی صدها گونه جانوری شده است. به همین خاطر است که بیشتر حیوانات از انسان به شدت میترسند. اما در این میان، فقط من هستم که باعث ترس انسان میشوم. به همین دلیل با غرور خاصی راه میروم و حتی حیوانات درندهای مثل شیر و پلنگ در برابرم خضوع میکنند. برای این ادعا دلیل هم دارم.
یک لحظه چشمانتان را ببندید: وقتی پاهای پرپرم مانند یک پاندول روی صورتتان به جلو و عقب حرکت میکند و دو شاخکم به نرمی گوشهایتان را لمس مینماید، چه حسی به شما دست میدهد؟ حتی فکر کردن به ترس شما برای من لذت زیادی دارد. حتماً تا الآن حدس زدهاید که من چه موجودی هستم. بله، من یک سوسک هستم.
من میتوانم در برابر انفجار بمب اتم زنده بمانم و اگر از ارتفاع بسیار بلندی هم بیفتم، بدون هیچ شکستگی یا آسیبی سالم میمانم. کارهایی که هیچ انسانی روی زمین قادر به انجام آنها نیست. پس من از انسان برترم و یکی از شگفتیهای آفرینش محسوب میشوم. زیباترین موسیقی برای من، صدای جیغ انسانها وقتی مرا میبینند است. همینطور شنیدن ضربان تند قلب و نفسهای بریدهای که خودم باعث آن شدهام. دلیل دیگر برتری من این است که انسانها بارها سعی کردهاند من و دوستانم را نابود کنند، اما هرگز موفق نشدهاند. آنها حتی تحقیقات گستردهای درباره من انجام دادهاند.
دانشمندان در سراسر جهان با صرف هزینههای زیاد روی سوسکها مطالعه میکنند و دریافتهاند که من میتوانم به صورت عمودی و افقی، حتی روی سطچ صاف و دیوارها حرکت کنم. اگر انسانی نزدیک لانهام حرکت کند، شاخکهای من که قادر به تشخیص جهت باد و تغییرات هوا هستند، به من هشدار میدهند. باید اضافه کنم که سوسک موجود چندشآوری نیست و برخلاف تصور شما، بسیار تمیز است؛ چون بیشتر وقتها در حمام به سر میبرم. حتی خود شما هم بارها مرا در آنجا دیدهاید.
خوشمزهترین خوراکی برای سوسکها، خمیردندان باقیمانده روی مسواکهایی است که بدون درپوش در حمام یا دستشویی رها شدهاند. من و دوستانم با غذایی که از شب قبل در ظرفهای روی سینک آشپزخانه مانده، جشن میگیریم. من چندشآور نیستم؛ این را شما میگویید تا ترس خود را از من پنهان کنید.
کدام یک از شما میتواند عکس مرا کنار تخت خود بگذارد یا مرا ببوسد؟ حتی جرات ندارید از من به عنوان حیوان خانگی نگهداری کنید. با این که شما مرا دشمن خود میدانید، من میتوانم با شما دوست باشم و در کنارتان در خانههایتان زندگی کنم. بعد از همه این ویژگیهای خاصی که درباره خودم گفتم، در پایان میخواهم اعترافی بکنم: همیشه یک استثنا وجود دارد. من هم از یک چیز در این دنیا میترسم و آن، دمپایی است که در دست زنان خانه میبینم. این دمپایی هر لحظه زندگی مرا تهدید میکند و مؤثرترین سلاح انسان برای نابودی سوسک است.
انشا در مورد استرس و آرامش
انشا اختصاصی – نویسنده: مریم پورحسن