در این انشا میخواهم درباره یکی از مهمترین اختراعات بشر، یعنی یخچال، صحبت کنم. یخچال وسیلهای است که زندگی را برای ما بسیار آسان کرده است.
یخچال مانند یک جعبه جادویی است که داخل آن همیشه سرد است. این سرما باعث میشود مواد غذایی تازه بمانند و به این زودی خراب نشوند. تصور کنید اگر یخچال نبود، باید هر روز برای خرید مواد غذایی مثل گوشت، میوه و سبزی به بازار میرفتیم. اما حالا میتوانیم برای چند روز مواد غذایی را در یخچال نگهداری کنیم.
برای گسترش دانش خود، مقاله انشا در مورد اگر جای مادرم بودم را مطالعه کنید.
کار یخچال خیلی هوشمندانه است. آن یک مایع خاص را در لولههای پشت خود به گردش درمیآورد که گرما را از داخل یخچال میگیرد و به بیرون منتقل میکند. به همین دلیل داخل یخچال خنک میماند. وقتی در یخچال را باز میکنیم، سرمای آن به ما میگوید که همه چیز در جای امنی قرار دارد.
یخچال فقط برای خنک کردن نیست. بخش یخساز آن در روزهای گرم تابستان، نوشیدنیهای ما را خنک و گوارا میکند. مادرها با خیال راحت مواد غذایی را در آن میگذارند و نگران فاسد شدن آن نیستند.
به نظر من، یخچال یک قهرمان خاموش در خانه است که همیشه در حال خدمت به خانواده است. ما باید از این وسیله مفید به خوبی مراقبت کنیم و در مصرف برق آن صرفهجویی کنیم.

یخچال، این جعده جادویی آشپزخانه، همیشه پر از شگفتی است. درِ بستهٔ آن، مانند دروازهای به دنیایی سرد و منظم است که از داخل، نور ملایمی بیرون میزند. وقتی در را باز میکنی، هوای خنک و تازهای به صورتت میخورد و چیدمان منظم و رنگارنگ مواد غذایی در قفسههای شیشهای و پلاستیکی، چشمها را نوازش میدهد.
هر قفسه، دنیای کوچک خودش را دارد؛ از بطریهای شیری که مثل سربازان صف کشیدهاند، تا میوههای تازه و خوشرنگ که هر کدام قصهٔ باغ و باغبان را در خود پنهان کردهاند. کشوهای پایین، معمولاً جایگاه سبزیهای پرطراوت هستند که بوی سبزی و تازگی میدهند. روی در یخچال هم، دنیای شیشههای سس، مربا و بطریهای آب معدنی است که گاهی صداهای به هم خوردنشان، موسیقی آشپزخانه را تکمیل میکند.
صدای موتور یخچال، که گاهی در سکوت خانه به گوش میرسد، یادآور این است که این دنیای کوچک، نفس میکشد و زنده است تا از غذاها و نوشیدنیها محافظت کند. یخچال، نگهبان بیصدا و وفادار خانه است که همیشه بیدار است و از نعمتهای درونش مراقبت میکند.
موضوع انشا یخچال
همه ما میدانیم یخچال، یک همراه همیشگی و قابل اعتماد است. این وسیلهٔ دوستداشتنی، در همه لحظات زندگی کنار ماست؛ چه در روزهای خوب و چه در روزهای سخت. حتی وقتی پول کمی داریم و چیزی برای خوردن نیست، باز هم یخچال هست و به ما خدمت میکند. شب و روز نمیشناسد؛ حتی نیمهشب اگر به سراغش برویم، بدون غر زدن در را باز میکند.
گاهی فکر میکنم یخچال حال و هوای ما را میفهمد. بارها وقتی خوشحالم، چراغش را روشن و خاموش میکند تا توجه مرا جلب کند. انگار میخواهد با خوراکیهای داخلش، شادی مرا بیشتر کند. وقتی هم ناراحتم، با سکوت و صبوری درش را باز میکند و به من نگاه میکند، شاید با خوردن چیزی دلم کمی آرام بگیرد.
آنقدر مهربان است که اگر چیزی جز آب نداشته باشد، با همان هم پذیرایی میکند و با لبخندی میگوید: «آب خوردن برای پوستت خوب است!» من هم یخچال را خیلی دوست دارم و آرزو میکنم کاش به جای آشپزخانه، توی اتاق خودم بود. چند بار این پیشنهاد را به او دادهام، اما قبول نکرده، چون بیشتر از من، مادرم را دوست دارد و گاهی با او پنهانی همکاری میکند!
مثلاً وقتی مهمان داریم و میدانم یخچال پر از خوراکی است، با این حال چیزی پیدا نمیکنم. انگار همه چیز را قایم کرده و مثل یک پازل درآورده. اگر هم زیاد دنبال بگردم، با صدای «بیپ» اش مادرم را خبردار میکند.
برای یادگیری پیشرفته، به انشا درباره اگر به گذشته برمیگشتم مراجعه کنید.
حتی بعضی شبها یخچال به خوابم میآید. یک شب در خواب با هم حرف میزدیم و برایم تعریف کرد که اجدادش چطور بودند و چه راه سختی را طی کردند تا به شکل امروزی رسیدند. او اولیور ایوانس را پدر خودش میداند؛ یک مخترع آمریکایی. بعد از او، جان گوری اولین یخچال مکانیکی را ساخت که برای درست کردن یخ استفاده میشد. به مرور زمان مخترعان دیگر یخچال را بهتر و کاملتر کردند.
یخچال برای اولین بار در سال ۱۳۳۹ به ایران آمد. گاهی در خواب از دست ما شکایت میکند که چرا موقع برداشتن خوراکیها، درش را زیاد باز میگذاریم، یا بیش از حد پرش میکنیم. از ما خواهش میکند غذاهای داغ را تویش نگذاریم، چون باید انرژی زیادی برای خنک کردن آن صرف کند و این کار او را زود پیر میکند.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب انشا در مورد قطع درختان را بخوانید.
یخچال حق دارد خودش را پادشاه وسایل خانه بداند. دلیلش هم روشن است: بدون ماشین لباسشویی یا ظرفشویی هم میشود کارها را انجام داد، اما نبود یخچال واقعاً زندگی را سخت میکند. من هم قبول دارم که او راست میگوید و نقش بسیار مهمی در خانهٔ ما دارد.
یخچال به من یاد داده که به اندازه مصرف کنم و اسراف نکنم؛ مثل یک مربی خوب تغذیه است. این دستگاه شگفتانگیز، تابستانها با خنک کردن هندوانه، ما را از گرمای طاقتفرسا نجات میدهد. او به من قول داده یک شب در خواب، راز این معجزهها را برایم تعریف کند.
انشا درباره مبل
انشا اختصاصی – نویسنده: مریم پور حسن