در این روزها، کلاسهای درس ما شکل تازهای به خود گرفتهاند. دیگر از نشستن روی نیمکتهای چوبی و نگاه کردن به تخته سیاه کلاس خبری نیست. حالا درس و مشق ما پشت میز کامپیوترها و تبلتهاست.
کلاس مجازی، پنجرهای به دنیای یادگیری است؛ جایی که معلم و شاگرد، هر کدام در خانه خودشان هستند، اما با هم ارتباط برقرار میکنند. صفحه نمایش، مثل یک تخته سیاه جادویی است که هم تصویر معلم را نشان میدهد، هم نوشتههای درس را.
در این کلاس، ما با کلیک کردن روی یک دکمه، دستمان را بلند میکنیم. اگر سوالی داشته باشیم، در بخش چت تایپ میکنیم یا با میکروفون حرف میزنیم. حتی میتوانیم فایل سوالاتمان را برای معلم بفرستیم.
البته این کلاس جدید، سختیهای خودش را هم دارد. گاهی اینترنت کند میشود و صدای معلم قطع و وصل میشود. بعضی وقتها هم دلمان برای شوخیهای زنگ تفریح و دوستانمان تنگ میشود. اما در عوض، یاد گرفتهیم که با فناوری بهتر کار کنیم و درسهایمان را خودمان مدیریت کنیم.
به نظر من، کلاس مجازی مانند پلی است بین ما و دانش. این کلاس به ما نشان داده که برای یادگیری، هیچ چیز نمیتواند مانع شود، حتی اگر در خانه باشیم.

کلاسهای آنلاین، پنجرهای تازه به دنیای یادگیری هستند. در این نوشته، نمونهای ساده و ادبی از یک انشا درباره کلاس مجازی را میخوانید. این متن به شما دانشآموزان عزیز کمک میکند تا با شیوه درست نوشتن و تقویت مهارتهای نویسندگی خود بیشتر آشنا شوید. در ادامه با ما همراه باشید.
انشا با موضوع کلاس مجازی
صحبت از کلاسهای آنلاین، یادآور خاطرات بامزهای است که روزهای خوبی را برایمان زنده میکند. شاید در آینده، کلاسهای حضوری فقط یک خاطره شوند و برگزاری کلاسها به صورت اینترنتی کاملاً عادی شود. اما در حال حاضر این موضوع برعکس است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا توصیف حس و حال طعم لبوی داغ در یک روز برفی.
برای ما دانشآموزانی که همیشه در مدرسه درس خوانده بودیم، تشکیل کلاسها به شکل مجازی اتفاق عجیبی بود. مجبور بودیم پشت رایانه بنشینیم و فقط به صدای معلم و تصویرش گوش دهیم. در روزهای اول همه چیز تازه و جالب بود.
حتی برای برداشتن یک لیوان آب هم جرات بلند شدن نداشتیم؛ چون نگران بودیم مبادا معلم متوجه شود و نمره منفی به ما بدهد. اما کمککم این ترسها از بین رفت و جای خود را به شیطنتهای دانشآموزی دادند. درست مانند هر کار تازهای که در ابتدا سخت به نظر میرسد و بعد راحت میشود، حضور در کلاس آنلاین هم برایمان آسان شد. بعد از مدتی یاد گرفتیم کدام معلم سر کلاس سراغ دانشآموزان را میگیرد و کدام یک این کار را نمیکند.
کلاس مجازی خوبیهای زیادی هم داشت. دیگر لازم نبود مسیر طولانی تا مدرسه را طی کنیم. میتوانستیم در خانه سر کلاس حاضر شویم و در زنگ تفریح به جای رفتن به حیاط، در خانه کتاب بخوانیم یا درس بعدی را مرور کنیم. خانه فضای آرامتر و راحتتری برای یادگیری بود.
همچنین بعد از پایان کلاسها، زمان بیشتری برای انجام تکالیف داشتیم؛ چون در سیستم قدیم، وقت زیادی در مسیر برگشت به خانه تلف میشد و وقتی به خانه میرسیدیم، آنقدر خسته بودیم که چشمانمان سنگینی میکرد. در آن شرایط فرصت کمی برای رسیدگی به کارهای شخصی داشتیم.
البته کلاس آنلاین یک نکته ناراحتکننده هم داشت: ما را از دوستانمان جدا میکرد. دیگر روی نیمکت کنار هم نبودیم و رقابتی برای گرفتن صندلی ردیف اول در کار نبود.
برای گسترش دانش خود، مقاله توصیف ادبی و انشا در مورد کویر + شعر را مطالعه کنید.
کلاسهای مجازی با تمام خوب و بدش، درس بزرگی به ما داد: هیچوقت دست از تلاش برنداریم.
برای گسترش دانش خود، به مقاله انشا درباره کلاغ و توصیف آن | پایه هفتم سر بزنید.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
انشا درباره اگر فیل ها بال داشتند