انشا در مورد کلاس ادبیات

انشا در مورد کلاس ادبیات

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

در گوشه‌ای از مدرسه، کلاسی هست که بوی کهنه‌ی کتاب‌هایش با نوای قناری‌ها درمی‌آمیزد. اینجا، کلاس ادبیات است؛ جایی که واژه‌ها به پرواز درمی‌آیند و معنا، بر دوشِ شعر و داستان سوار می‌شود.

معلم با صدایی نرم، قصه‌ی سهراب و رستم را تعریف می‌کند و چشمانِ ما، از پشتِ پرده‌ی اشک، شاهدِ نبردِ پدر و پسر می‌شوند. گاهی هم نوبتِ حافظ می‌رسد و غزلی را زمزمه می‌کند که گویی کلاس را به باغی از معنا تبدیل می‌کند.

مقاله انشا طنز و غیر طنز تلفن همراه حاوی اطلاعات جامعی است.

مقاله انشا طنز و غیر طنز ربات پیشخدمت حاوی اطلاعات جامعی است.

برای یادگیری پیشرفته، به انشا در مورد نوجوانی و توصیف آن – سری دوم مراجعه کنید.

در این کلاس، هر شعر، دریچه‌ای به روی احساسات ماست و هر متن، راهی برای درکِ دنیای درونمان. ادبیات، نه فقط درس که همراهِ دل‌های ماست و کلمات، پل‌هایی می‌سازند میانِ ما و اندیشه‌های بزرگ.

اینجا، زمان از یاد می‌رود و سکوتِ کلاس، تنها با صدای واژه‌ها شکسته می‌شود؛ واژه‌هایی که ریشه در تاریخ دارند و بال در آسمانِ خیال.

انشا در مورد کلاس ادبیات

در این بخش، یک نمونه انشا با موضوع کلاس ادبیات به زبانی روان و ادبی برای شما دانش‌آموزان عزیز آماده شده است. هدف از این متن، آشنایی بیشتر شما با شیوه‌ی درست نوشتن و تقویت مهارت‌های نویسندگی است. در ادامه با ما همراه باشید.

موضوع انشا در مورد کلاس ادبیات

حتتاً شنیده‌اید که بعضی چیزها را نمی‌توان به‌راحتی توصیف کرد. برای من هم صحبت کردن درباره کلاس ادبیات، فراتر از واژه‌هاست. این کلاس آنقدر دلنشین و زیباست که واژه‌ها برای بیانش کافی نیستند.

ادبیات از همان روزهای نخست زندگی با ما همراه است. زمانی که پدر و مادر نخستین کلمات را به ما می‌آموزند و با معنی آن‌ها آشنا می‌کنند، در واقع آموزش ادبیات آغاز می‌شود. با بزرگ‌تر شدن و رفتن به مدرسه، این درس به شکل جدی‌تری ادامه پیدا می‌کند. خواندن و نوشتن را یاد می‌گیریم. کتاب‌خوانی ما را به دنیای ناشناخته‌ها می‌برد و این یکی از بزرگ‌ترین هدیه‌های ادبیات به ماست.

وقتی زنگ ادبیات فرا می‌رسد، معلم با خواندن یک بیت شعر وارد کلاس می‌شود. اینکه انسان بتواند با کمک آرایه‌های ادبی و به‌صورت غیرمستقیم، حرف دلش را به دیگران برساند، بسیار شگفت‌انگیز است. در چنین شرایطی لازم نیست برای انتقال یک مفهوم، مستقیماً و خشک و خالی توضیح دهید؛ بلکه با استفاده از آرایه‌ها می‌توانید سخن خود را زیباتر بیان کنید.

به نظر من کسی که ادبیات بلد باشد، می‌تواند با دیگران بهتر و مؤدبانه‌تر صحبت کند. چنین فردی با اصول سخن گفتن آشناست و می‌تواند حقیقت را طوری بیان کند که کسی آزرده نشود. البته گاهی هم می‌توان از ادبیات برای بیان زیرکانه منظور استفاده کرد. در این مواقع خوب است ضرب‌المثل‌هایی را که در کلاس یاد می‌گیرید، به خاطر بسپارید.

یکی دیگر از ویژگی‌های خوب این کلاس، آشنایی با سیر تحول زبان فارسی است. وقتی نوشته‌های قدیمی را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم که فارسی امروز، بسیار ساده‌تر و روان‌تر از گذشته شده است. گاهی معلم از ما می‌خواهد مانند گذشتگانمان سخن بگوییم و این کار، کلاس را از یکنواختی درمی‌آورد.

این کلاس فرصتی است تا هر کدام از ما بتوانیم استعداد خود را در نویسندگی یا شعرگویی کشف کنیم و شاید روزی ناممان در کنار نام بزرگان ادب ایران قرار گیرد.

انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
انشا در مورد اگر من یک نویسنده بودم

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *