انشا در مورد مبل

موضوع انشا مبل

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

مبل، دوست خوب خانه ما

مبل، این وسیلهٔ راحت و همیشه حاضر، یکی از بهترین قسمت‌های خانه است. وقتی از یک روز سخت و طولانی به خانه برمی‌گردیم، چه چیزی بهتر از اینکه بتوانیم برای دقایقی خودمان را روی آن رها کنیم؟

مبل فقط یک وسیله برای نشستن نیست. آن گوشهٔ دنج در اتاق پذیرایی، مرکز بسیاری از خاطرات ماست. جایگاهی که دور هم جمع می‌شویم، با خانواده گفت‌وگو می‌کنیم، مهمانان خود را در آن می‌پذیریم و گاهی تنها در سکوت، به استراحت می‌پردازیم.

مقاله انشا اگر من یک گنجشک بودم حاوی اطلاعات جامعی است.

وقتی تلویزیون تماشا می‌کنیم، وقتی کتاب می‌خوانیم، یا حتی وقتی که فقط خسته‌ایم و نیاز به توقفی کوتاه داریم، مبل مانند یک دوست مهربان، پذیرای ماست. شکل‌ها و رنگ‌های مختلفی دارد؛ بعضی از آن‌ها بزرگ و راحت هستند و بعضی دیگر کوچک و زیبا، اما کار همهٔ آن‌ها یک چیز است: آسایش.

پس بی‌جهت نیست که به مبل می‌گویند تختِ نشیمن. چون واقعاً محلی است برای آرامش و بودن در کنار عزیزان. دفعهٔ بعد که روی مبل خانه‌تان نشستید، به این فکر کنید که این وسیلهٔ ساده، چقدر به گرمی و صمیمیت خانه کمک می‌کند.

موضوع انشا مبل

مبل، رفیقِ خاموشِ خانه

مبل، این تکه‌ای از خانه که همیشه در گوشه‌ای نشسته و با آغوشی باز منتظر است. گاهی وقتی خسته از روزی سخت به خانه برمی‌گردی، اولین چیزی که تو را به آرامش دعوت می‌کند، همین مبلِ آشناست. رویه‌اش می‌تواند از پارچه‌ای نرم باشد که نوازشت می‌کند، یا از چرمی سرد که کم‌کم به گرمای وجودت عادت می‌کند.

رنگش شاید خاکستریِ آرام باشد، یا آبیِ آسمانی که آرامش را به اتاق می‌آورد. بعضی مبل‌ها ساده و بی‌حرف هستند و بعضی دیگر، با طرح‌های زیبا و پایه‌های ظریف، خودشان یک اثر هنری محسوب می‌شوند.

مبل فقط یک وسیله برای نشستن نیست؛ گاهی محلی است برای فکر کردن، برای خواندن کتابی در سکوت، برای گفت‌وگوهای خانوادگی، یا حتی برای چرت‌های عصرگاهی. او همه‌ی رازهای ما را می‌شنود و همه‌ی خستگی‌هایمان را به دوش می‌کشد، اما هرگز شکایتی نمی‌کند. مبل، قصه‌های بی‌شماری را در دل خود نگه می‌دارد و بخشی از خاطراتِ زندگی ماست.

موضوع انشا مبل

من را از چوب درست کردند. در اصل، این چوب یک دانه کوچک بود که در زمین پنهان شد. از مواد مغذی خاک تغذیه کرد و کم‌کم شروع به رشد کرد. سال‌های زیادی گذشت تا این دانه کوچک، به درخت بزرگی تبدیل شود. بعد از سال‌ها، در یک شب غم‌انگیز، تبر به جان درخت افتاد. با هر ضربه‌ای که تبر به تنه درخت می‌خورد، از استحکام آن کم می‌شد تا اینکه سرانجام، درخت بلندقامت جنگل بر زمین افتاد. سپس مرا همراه با صدها درخت دیگر، سوار کامیونی کردند که شبیه یک تابوت بود و به سمت کارخانه حرکت کردیم.

در این مقاله انشا با تضاد معنایی دوست و دشمن اطلاعات مفیدی آمده است.

در کارخانه، تنه تمام درختان زیر تیغه‌های تیز دستگاه خرد شد و با هم مخلوط گردید. بعد از آن، مرحله شکل‌دهی و تراشکاری شروع شد. هر تکه چوب به سمتی می‌رفت و به شکل یک وسیله جدید درمی‌آمد؛ مثل میز، صندلی یا مبل. من هم در بخش مبل‌سازی، با اضافه شدن پارچه و چند ماده دیگر، به یک مبل راحت تبدیل شدم. انگاری دوباره متولد شده بودم.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا ادبی در مورد عدالت مراجعه کنید.

در ابتدا، مرا به ویترین یک فروشگاه بزرگ منتقل کردند. هر روز، خانواده‌های زیادی به دیدنم می‌آمدند و مرا بررسی می‌کردند. تا اینکه یک شب، یک خانواده مرا انتخاب کردند و من به همراه چند مبل دیگر که حالا مثل خانواده‌ام بودند، به خانه آن‌ها رفتم. روزها، کودک خانواده روی من می‌نشست و کارتون تماشا می‌کرد. سال‌ها در کنار آن‌ها بودم و در شادی‌ها و غم‌هایشان شریک می‌شدم. زندگی خوبی داشتیم، اما کمک‌کم زیبایی اولیه‌ام را از دست دادم و صاحب‌خانه دیگر مثل سابق به من توجهی نمی‌کرد. بالاخره، آن‌ها تصمیم گرفتند مرا به یک کارگاه تعمیرات بفرستند.

وقتی از شدت درد چشمانم را باز کردم، خودم را نمی‌شناختم. پوستم را کنده بودند و پارچه جدیدی را با میخ‌های تیز به بدنم وصل می‌کردند. پایه‌هایم را تراشیده بودند و رنگم عوض شده بود. با تحمل درد بسیار، دوباره سوار کامیون شدم، اما این بار مرا به خانه قبلی برنگرداندند. من و دوستانم را به یک شرکت بردند و هر کدام از ما را در یک اتاق تاریک و تنها رها کردند. حالا من در گوشه‌ای از اتاق مدیرعامل، روزهایم را در تنهایی می‌گذرانم. این بود داستان زندگی من و هنوز نمی‌دانم ادامه راهم به کجا خواهد انجامید.

انشا از زبان چاقو
انشا اختصاصی _ نویسنده: نگین فتحی
 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *