انشا در مورد سخت ترین کار دنیا

انشا در مورد سخت ترین کار دنیا

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

انشا نوشتن برای خیلی از دانش‌آموزان، یکی از دشوارترین کارهاست. گاهی پیش می‌آید که کنار میز می‌نشینی، خودکار را برمی‌داری و به کاغذ سفید نگاه می‌کنی، اما هیچ فکری به ذهنت نمی‌رسد. انگار مغز کاملاً خالی شده و کلمات فرار کرده‌اند.

توصیه می‌کنیم این مطلب انشا در مورد تولد + شعر را حتماً بخوانید.

گاهی هم ایده‌هایی داری، اما نمی‌دانی چطور آن‌ها را روی کاغذ بیاوری و جمله‌بندی کنی. احساس می‌کنی نوشته‌ات زیبا نیست یا دیگران آن را پسندیدنمی‌کنند. این نگرانی و تردید، کار را سخت‌تر هم می‌کند.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره انشا در مورد اگر خدا نخواهد بیابید.

برای گسترش دانش خود، به مقاله توصیف و انشا در مورد کفش سر بزنید.

برای یادگیری پیشرفته، به انشا در مورد طلوع خورشید مراجعه کنید.

با این حال، همین که شروع به نوشتن کنی و اولین جمله را بنویسی، کم‌کوم راه باز می‌شود. مهم این است که آغاز کنی و بگذاری کلمات جاری شوند. انشا مانند یک راه است؛ شاید اولش پر از سنگ‌لاخ باشد، اما با برداشتن قدم اول، کم‌کوم به راه‌رو عادت می‌کنی و مسیر هموار می‌شود.

انشا در مورد سخت ترین کار دنیا

انشا با موضوع **دشوارترین کار جهان** به زبانی ادبی و تصویری برای دانش‌آموزان تهیه شده است تا با شیوهٔ نگارش و تقویت مهارت نوشتاری آشنا شوند. در ادامه با ما همراه باشید.

**موضوع انشا: دشوارترین کار دنیا**

دشوارترین کار جهان ممکن است برای هر فرد، معنای متفاوتی داشته باشد. بعضی کار را به معنای شغل و پیشه می‌دانند و سخت‌ترین آن را، کار در معدن یا محیط‌های طاقت‌فرسا می‌نامند. اما برخی دیگر کار را فقط به شغل محدود نمی‌کنند. به نظر من، دشوارترین کار دنیا این است که بخواهی همهٔ آدم‌های دور و برت را راضی نگه داری.

انسان می‌تواند به همه عشق بورزد، با همه مهربان باشد، تا جایی که می‌تواند به دیگران یاری برساند و به آنها احترام بگذارد؛ اما راضی نگه داشتن تمام آدم‌ها، کاری تقریباً غیرممکن است. هرکس جهان‌بینی و طرز فکر ویژه‌ای دارد. درست و نادرست در نگاه هر فرد، تعریف جداگانه‌ای دارد. به همین خاطر است که ممکن است یک رفتار، یک نفر را خوشحال کند و دیگری را ناراحت یا عصبانی.

مدتی بود که من تلاش می‌کردم همهٔ اطرافیانم را راضی نگه دارم. با تمام توان درس می‌خواندم تا معلمم از من خشنود باشد. در کارهای خانه به مادرم کمک می‌کردم تا او هم از من راضی بماند. به پدرم احترام می‌گذاشتم تا دلشاد باشد. فکر می‌کردم با این کارها می‌توانم دل همه را به دست بیاورم.

اما نتیجه آن چیزی نبود که انتظار داشتم. کمک‌کم شرایط طوری پیش رفت که تقریباً هیچ‌کس از من راضی نبود. آنقدر به مادرم در کار خانه کمک می‌کردم که وقتی برای درس خواندن نمی‌ماند. یا آنقدر غرق درس بودم که وقتی برای با هم بودن و گفت‌وگو با خانواده نداشتم. در نهایت، هم درس‌هایم افت کرد و هم خانواده از دستم ناراضی بودند. من می‌خواستم سخت‌ترین کار دنیا را انجام دهم، اما در آن موفق نبودم.

وقتی دلیل این موضوع را از مادرم پرسیدم، به من گفت: زیاده‌روی در هر کاری، نتیجهٔ معکوس دارد. او گفت باید در همهٔ کارهایم تعادل را حفظ کنم: به اندازهٔ کافی درس بخوانم، در وقت‌های آزاد در خانه کمک کنم، کنار خانواده باشم و هیچ کاری را بیش از اندازه انجام ندهم.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در انشا در مورد همکاری در مدرسه پیدا کنید.

این‌گونه زندگی معنا پیدا می‌کند. شاید هرگز نتوان رضایت همه را جلب کرد، اما اگر انسان از رفتارش با دیگران شرمنده نباشد و از درون احساس آرامش کند، همین کافی است. وقتی به حرف‌های مادرم گوش دادم و آن را انجام دادم، تازه فهمیدم کجای راه را اشتباه رفته‌ام. از آن پس، دیگر دنبال خوشحال کردن همه نبودم، بلکه سعی کردم خودم باشم، اما سخت‌کوش‌تر و دلسوزتر.

مقاله انشا در مورد گذر رودخانه با توصیف ادبی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

موضوعات پیشنهادی انشاهای دانش‌آموزی
انشا اختصاصی – نویسنده: محیا بخشی‌فرد

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *