درس مورد علاقه من
در میان همه درسهایی که در مدرسه میخوانم، یکی برای من از همه جذابتر و دوستداشتنیتر است. این درس، دنیایی از کلمات و داستانها را به روی من باز میکند و به من کمک میکند احساسات و افکارم را به زیباترین شکل بیان کنم.
نام این درس “انشا و نگارش” است. در این کلاس، ما یاد میگیریم چگونه بنویسیم، چگونه کلمات را کنار هم بچینیم و چگونه داستانهای تازه خلق کنیم. معلم ما همیشه میگوید نوشتن مانند نقاشی کردن با کلمات است؛ ما با کمک کلمات، تصاویر زیبا و ماندگار میسازیم.
چرا این درس را اینقدر دوست دارم؟ چون در این ساعت درسی، میتوانم آزادانه فکر کنم و ایدههایم را روی کاغذ بیاورم. گاهی درباره یک روز بارانی مینویسم، گاهی درباره یک رویای قشنگ، و گاهی هم درباره آرزوهایم برای آینده. نوشتن به من این فرصت را میدهد که خود واقعیام را نشان دهم.
هر بار که انشایم را مینویسم و تحویل معلم میدهم، با هیجان منتظر میمانم تا نظرش را بدانم. وقتی میبینم نوشتههایم را میپسندد و برایم راهنماییهای مفیدی میکند، احساس غرور و شادی میکنم. این تشویقها باعث میشود بیشتر و بهتر بنویسم.
به نظر من، مهارت نوشتن یکی از مهمترین مهارتها در زندگی است. ما با نوشتن میتوانیم در دیگران تأثیر بگذاریم، خاطراتمان را ثبت کنیم و حتی دنیا را تغییر دهیم. من میخواهم در آینده نویسنده شوم و داستانهایی بنویسم که قلب مردم را لمس کند.
درس انشا به من یاد داده که هر کسی صدای منحصر به فرد خودش را دارد و این صدا ارزش شنیده شدن دارد. من از خداوند سپاسگزارم که چنین درس زیبایی در برنامه مدرسه ما وجود دارد و من میتوانم در این کلاس شرکت کنم.
توصیه میکنیم حتماً مقاله انشای طنز و غیر طنز کمک به همسایه ها (سری 2) را مطالعه کنید.

درس مورد علاقه من، همچون پنجرهای رو به دنیایی شگفتانگیز است که هر بار آن را میگشایم، رازی تازه بر من آشکار میشود. این درس تنها یک کتاب و مشق نیست، بلکه سفری دلانگیز به ژرفای دانش است.
هنگامی که به کلاس این درس قدم میگذارم، گویی در باغی از دانستنیها قدم میزنم. هر نکتهای گلی است خوشبو که عطر دانش را در فضای کلاس میپراکند. معلم مهربانمان، همچون باغبانی دانا، با کلام نرم و بیان شیرین خود، نهال دانش را در دل ما میکارد و با صبر و شکیبایی آن را آبیاری میکند.
کتاب این درس، گنجینهای پربهاست که هر صفحهاش گوهری درخشان در خود جای داده است. واژههایش چون مرواریدهایی بر نخِ فرهنگ میدرخشند و جملههایش رودی خروشان از معرفت را ترسیم میکنند. زمانی که مشغول خواندنش میشوم، زمان از یادم میرود و در دریای بیکران دانش غرق میشوم.
این درس به من آموخته است که هر پدیدهای در جهان، داستانی شنیدنی دارد و هر چیز کوچکی، جهانی از شگفتی در خود پنهان کرده است. درس مورد علاقه من تنها یک ساعت از برنامه درسی نیست، بلکه بالی برای پرواز به آسمان اندیشه و خیال است.
موضوع انشا درس مورد علاقه من
همه دانشآموزان در مدرسه درسهایی هستند که به آنها علاقه دارند. من هم مانند بسیاری از دیگران، یک درس دارم که از بقیه بیشتر دوستش دارم. این درس برای من ریاضی است. شاید از نظر بعضیها ریاضی درس دشوار و پیچیدهای باشد، اما در نظر من دنیایی سرگرمکننده و پر از شگفتی است و همیشه از پیدا کردن جواب سوالاتش لذت میبرم.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا در مورد جلسه امتحان مراجعه کنید.
چیزی که اولین بار مرا به ریاضی علاقهمند کرد، مشخص بودن جوابها بود. وقتی یک مسئله ریاضی را حل میکنم، میدانم که نتیجه کارم درست است یا نه. این موضوع برایم خیلی جالب است، چون در خیلی از کارهای دیگر پاسخها قطعی نیستند و ممکن است تغییر کنند، اما در ریاضی همه چیز روشن است: یا درست است یا نادرست.
قانونمندی و نظم ریاضی هم برایم بسیار جذاب است. در این درس میتوانم از قاعدههای مشخصی استفاده کنم تا مسائل را حل کنم. مثلاً وقتی یک معادله پیش رویم قرار میگیرد، با کمک فرمولها و اصول مشخص، قدم به قدم به پاسخ درست می رسم. این نظم و ترتیب مرا به خودش جذب کرده است.
در این مقاله انشا در مورد کودکی من – نگارش نهم اطلاعات مفیدی آمده است.
یکی دیگر از دلایل علاقهام به ریاضی این است که به من یاد میدهد چطور برای مشکلات راهحلهای منطقی پیدا کنم. در ریاضی باید با دقت و مرحلهای فکر کنی تا به جواب برسی، و این نوع فکر کردن در زندگی روزمره هم به کارم میآید. مثلاً وقتی در زندگی با مشکلی روبرو میشوم، ناخودآگاه یاد روشهای حل مسئله در ریاضی میافتم و سعی میکنم با منطق و بررسی راهحلهای مختلف، مشکل را حل کنم.
ریاضی در زندگی واقعی هم خیلی به درد میخورد. از خریدهای روزانه تا کارهای پیچیده مهندسی و فناوری، ردپای ریاضی همه جا دیده میشود. حتی در بازیهای رایانهای و طراحیهای هنری هم از اصول ریاضی استفاده میشود. این فکر که ممکن است روزی من هم در چنین زمینههایی کار کنم، به من انگیزه میدهد.
معلم ریاضیام هم سهم زیادی در علاقه من به این درس دارد. او با آرامش و حوصله مطالب را توضیح میدهد و هر وقت در حل مسئلهای مشکل داشته باشم، کمکم میکند تا خودم جواب را پیدا کنم. روش تدریس او طوری است که ریاضی را شبیه یک بازی فکری میکند و هر بار که مسئلهای را حل میکنم، حس پیروزی به من دست میدهد.
ریاضی برای من فقط یک درس نیست؛ یک نوع ماجراجویی است. هر بار که مسئلهای را حل میکنم، احساس رضایت درونی به من دست میدهد و انرژی میگیرم. وقتی برای حل مسائل ریاضی تلاش میکنم، حس میکنم میتوانم از پس هر چالشی بربیایم و این حس اعتماد به نفس برایم بسیار ارزشمند است.
در پایان باید بگویم که ریاضی برای من فقط یک درس مدرسه نیست، بلکه دنیای پرهیجانی است که همیشه فرصت یادگیری و پیشرفت به من میدهد. به همین خاطر است که این درس را از همه درسهای دیگر بیشتر دوست دارم و همیشه به آن علاقه داشتهام.
انشا از زبان کتاب ریاضی
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی