در آفرینش، دو دنیای کاملاً متفاوت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند: یکی خشکی و دیگری دریا. این دو، با وجود نزدیکی فیزیکی، از هر نظر با هم در تضاد هستند و هر کدام دنیای خاص خود را دارند.
خشکی، نماد ثبات و استواری است. ما بر روی زمینی محکم و قابل اعتماد قدم میزنیم. کوههای استوار، دشتهای گسترده و جنگلهای انبوه، همگی بر پایداری و امنیت خشکی گواهی میدهند. زندگی در خشکی، بر پایهی قطعیت و مرزهای مشخص بنا شده است.
اما در سوی دیگر، دریا قرار دارد که نماد تغییر و بیکرانی است. سطح آن همیشه در حال حرکت است؛ گاهی آرام و آینهوار و گاهی توفانی و خروشان. دریا هیچ مرزی نمیشناسد و تا جایی که چشم کار میکند، امتداد دارد. این پهنهی عظیم آبی، پر از اسرار ناشناخته و ژرفای تاریک است.
در صورت علاقهمندی، مطلب انشا در مورد روزی را که دوست دارم تکرار شود را از دست ندهید.
این دوگانگی، تنها به ظاهر محدود نمیشود. خشکی، روشن و آشکار است و رازهایش را پنهان نمیکند. اما دریا، دنیایی است پنهان در زیر سطح خود که بخش عظیمی از آن از دید ما پنهان مانده است. زندگی در خشکی عمدتاً بر روی زمین جریان دارد، اما زندگی در دریا در لایههای مختلف و در میان امواج آن پنهان شده است.
با وجود تمام این تفاوتها، این دو دنیای متضاد، در نهایت یکدیگر را کامل میکنند. خط ساحلی، مرز این دیدار شگفتانگیز است؛ جایی که امواج دریا، با خشکی دیده میشوند و در نهایت به ساحل برخورد میکنند. این برخورد، نه یک نبرد، بلکه یک همکاری زیبا برای آفرینش منظرهای بینظیر است.
پس این تضاد، نشانهای از عظمت و نظم هستی است. گویی آفرینش به ما میآموزد که تفاوتها میتوانند در کنار هم زیبا و کامل باشند و جهان از همین کنار هم قرار گرفتن نیروهای متضاد، چهرهای شکوهمند و هماهنگ به خود گرفته است.

در این نوشته، به دو دنیای متفاوت میپردازیم: دنیای خشکی و دنیای دریا. این دو، هر کدام زیباییها و ویژگیهای خاص خود را دارند. در اینجا میخواهیم این تضاد را با زبانی ساده و توصیفی بررسی کنیم تا با شیوه نوشتن یک متن ادبی آشنا شوید. با ما همراه باشید.
موضوع انشا تضاد معنایی خشکی و دریا
به نظر میرسد بیشتر خانوادههایی که بچهی کوچک دارند، شبکه پویا را تماشا میکنند. اما فکر میکنم من تنها کسی هستم که در خانهمان فقط شبکه مستند پخش میشود. پدربزرگم آنقدر به این شبکه علاقه دارد که دیگر کنترل تلویزیون به کلی کنار گذاشته شده، چون اصلاً از آن استفاده نمیکنیم تا کانال را عوض کنیم. با این حال، من از این وضعیت شکایتی ندارم، چون با دیدن برنامههای مستند چیزهای زیادی یاد میگیرم.
امروز عصر برنامهای درباره زمین پخش میشد که طبق گفتههای فضانوردان و عکسهای ماهوارهای، اگر از فضا به سیاره زمین نگاه کنیم، میتوانیم جنگلها، یخهای قطبی، خشکیها و بیابانها را ببینیم. اما بیش از هر چیز، آنچه بیشتر دیده میشود دریاها هستند. چون بیشتر سطح زمین را آب پوشانده، به آن «سیاره آبی» هم میگویند.
همه ما با اقیانوسها و دریاها آشنا هستیم و میدانیم که چقدر برای زمین مهم هستند. ما برای سفر به کنار دریا میرویم، از شنیدن صدای موجها لذت میبریم و با دیدن آنها هیجانزده میشویم. اما انگار اینها تنها فواید دریا نیستند. با تماشای آن برنامه فهمیدم که از دریا میتوان نفت و مواد معدنی استخراج کرد. همچنین برای جابهجایی کالا، تجارت و سفر با کشتی از دریا استفاده میشود. دریا منبع مهمی برای غذا مانند ماهی و میگو نیز هست. علاوه بر این، از دریا برای تولید برق و دارو هم بهره میبریم.
بعد از تمام شدن برنامه با خودم فکر کردم: اگر دریا اینقدر مفید است، آیا خشکیها هم برای ما سودمند هستند؟ اگر به جای بیابان هم دریا داشتیم، بهتر نبود؟ فردای آن روز در مدرسه این سوال را از معلمم پرسیدم و او پاسخی داد که تا آن موقع به آن فکر نکرده بودم: خشکیها و حتی بیابانها هدیهای از طرف خدا برای ما انسانها هستند. در این مناطق، گیاهان دارویی ویژهای میرویند که در هیچ خاک دیگری نمیتوان آنها را پرورش داد. همچنین پرورش شتر، استخراج مواد معدنی و نمک از دیگر نعمتهای بیابان است.
برای مطالعه بیشتر، به انشا در مورد سالمندان سری سر بزنید.
در حقیقت، دریا و خشکی به هم وابسته هستند. حتی بعضی از خشکیها قبلاً دریا بودهاند که به مرور زمان و با تبخیر آب بر اثر گرمای خورشید به خشکی تبدیل شدهاند. متعادل کردن هوای زمین هم به دریا و خشکی بستگی دارد. بخار آبهایی که از دریا بلند میشوند، ابر تشکیل میدهند و این ابرها به سمت زمینهای خشک و تشنه حرکت میکنند و در آنجا به صورت باران دوباره بر زمین میبارند.
برای گسترش دانش خود، مقاله انشا کوتاه در مورد زلزله را مطالعه کنید.
بیشتر بخوانید: لیست انشاهای تضاد معنایی
انشا اختصاصی _ نویسنده: مریم پور حسن