انشا اگر پدرم بودم

انشا اگر پدرم بودم

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

اگر جای پدرم بودم، سعی می‌کردم دنیا را از نگاه او ببینم. هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شدم تا برای کار آماده شوم. می‌دانستم که مسئولیت خانواده روی شانه‌هایم است و باید برای تأمین زندگی آنها تلاش کنم.

ساعت‌های طولانی کار می‌کردم، اما وقتی به خانه برمی‌گشتم، با روی گشاده و لبخند با فرزندانم روبرو می‌شدم. خستگی کار را کنار می‌گذاشتم تا با آنها وقت بگذرانم. به تکالیف مدرسه‌شان رسیدگی می‌کردم و به حرف‌هایشان گوش می‌دادم.

اگر پدرم بودم، سعی می‌کردم بهترین دوست فرزندانم باشم. وقتی ناراحت بودند، کنارشان می‌نشستم و دلداری‌شان می‌دادم. وقتی شاد بودند، در شادی‌شان شریک می‌شدم. به آنها یاد می‌دادم که چگونه با مشکلات زندگی روبرو شوند و هرگز تسلیم نشوند.

مهربان اما قاطع بودم. حد و مرزها را مشخص می‌کردم، اما با محبت و درک. می‌دانستم که تربیت درست، مانند باغبانی است که باید نهال را با دقت و صبر پرورش دهد.

اگر پدرم بودم، همان‌گونه که او برایم کرد، برای فرزندانم سنگ صبور می‌شدم و پناهگاهی امن برایشان می‌ساختم.

انشا اگر پدرم بودم

اگر من به جای پدرم بودم، چه احساسی داشتم؟ چه دنیایی را می‌دیدم و چگونه زندگی را تجربه می‌کردم؟

صبح زود، پیش از طلوع آفتاب، بیدار می‌شدم. صدای آرام نفس‌های فرزندم را می‌شنیدم و نوید روزی نو در دل من زنده می‌شد. نان گرم را برمی‌داشتم و بوی تازه آن، خانه را پر می‌کرد. با نگاهی پر از مهر، چای را آماده می‌کردم و منتظر لحظه‌ای می‌ماندم که چشمان خواب‌آلود فرزندم به روی من گشوده شود.

اگر پدر بودم، دستانم پینه می‌بست از کار کردن، اما هرگز از نوازش سر فرزندم خسته نمی‌شدم. گاهی سکوت می‌کردم، نه از روی خستگی، که شاید در سکوت بهتر می‌توانستم دوست داشتن را بیان کنم. پشت من، خمیده می‌شد از بار مسئولیت، اما در برابر فرزندم، همیشه ایستاده می‌ماندم تا او تکیه‌گاهی استوار داشته باشد.

اگر پدر بودم، گاهی در چشمانم رؤیاهای از دست رفته را می‌دیدید، اما هرگز اجازه نمی‌دادم این رؤیاها، سایه‌ای بر آینده تو بیندازند. من برای تو آسمانی می‌خواستم که در آن پرواز کنی، حتی اگر خودم هرگز نتوانسته باشم از زمین بلند شوم. قصه‌های من، پندهای کهنه نبود؛ نقشه‌ای بود برای راهی که تو باید می‌رفتی.

و در پایان روز، وقتی ماه در آسمان ظاهر می‌شد، بزرگ‌ترین آرزوی من این بود: بدانی که در سفر پرماجرای زندگی، هرگز تنها نیستی. من، حتی در سکوت، پناهگاه تو هستم و عشق من، چراغی است که راهت را روشن می‌کند.

موضوع انشا در مورد اگر پدرم بودم

پدر، کلمه‌ای است که توصیف کامل آن برای انسان ممکن نیست. چون هرچقدر هم از مهربانی‌ها و خوبی‌هایش حرف بزنیم، باز هم کم گذاشته‌ایم. پدر، پشتیبان و تکیه‌گاه بی‌همتای فرزند است که در سخت‌ترین شرایط، او را تنها نمی‌گذارد و همیشه از او حمایت می‌کند.

مقام پدر آنقدر بالا و ارزشمند است که من خود را لایق این نمی‌بینم که در جایگاه او قرار بگیرم. اما اگر فرض کنم که من پدر هستم، اینگونه رفتار می‌کردم:
به فرزندانم توجه زیادی می‌کردم و روح آن‌ها را نمی‌رنجاندم. تا جایی که می‌توانستم خواسته‌هایشان را برآورده می‌کردم و آن‌ها را خوشحال نگه می‌داشتم. سعی می‌کردم علاوه بر رابطه پدر و فرزندی، یک رابطه دوستانه صمیمی هم با آن‌ها داشته باشم. باقی ماندن حسرت در دل، بسیار آزاردهنده است؛ بنابراین تلاش می‌کردم هیچ حسرتی در دل فرزندانم نماند.

اگر من پدر بودم، سعی می‌کردم فضای گرم و صمیمی‌تری در خانواده ایجاد کنم. مثلاً همه را دور هم جمع می‌کردم و خاطرات شیرین و خنده‌دار دوران بچگی‌شان را تعریف می‌کردم تا لبخند روی لبانشان بنشیند. همانطور که در درس خواندن به آن‌ها کمک می‌کنم و مشوقشان هستم، در زمینه علاقه‌های دیگرشان مانند ورزش یا هنر نیز پشتیبانشان می‌شدم و مانع پیشرفتشان نمی‌شدم. بلکه در رسیدن به موفقیت، یاری‌گرشان بودم.

اگر احساس می‌کردم فرزندم ناراحت است، بی‌توجه از کنار این موضوع نمی‌گذشتم. حتماً دلیل ناراحتی‌اش را جویا می‌شدم و تا وقتی که مطمئن نشوم حالش خوب شده، دست از تلاش برای شاد کردنش برنمی‌داشتم.

اگر جای پدر بودم، در کنار حمایت از فرزندم، سعی می‌کردم او را طوری تربیت کنم که در آینده بتواند روی پای خودش بایستد و مشکلاتش را خودش حل کند، به دیگران وابسته نباشد. و در آخر، ته دیگ غذا را همیشه به بچه‌هایم می‌دادم.

پدر بودن، مسئولیتی سخت اما زیبا است که خداوند به ما هدیه داده است. این نعمت بی‌نظیر را داریم و باید همیشه بابت آن سپاسگزار خدا باشیم.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *