انشا اگر من کارگردان بودم

انشا اگر من کارگردان بودم

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

اگر من کارگردان بودم، فیلم‌هایی می‌ساختم که داستان‌های ساده اما پراحساس زندگی آدم‌های معمولی را روایت می‌کرد. دوست داشتم دوربین را به سمت چیزهایی ببرم که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما در واقعیت، دنیایی از معنای درون خود دارند.

فیلم اول من درباره یک نانوا بود. مردی ساده که هر صبح، قبل از طلوع آفتاب، گرمای تنورش را به محله می‌آورد. دوربین من بوی نان تازه و خنده‌های کودکانی را دنبال می‌کرد که برای خرید نان می‌آمدند. این فیلم، قصهٔ مهربانی بی‌ادعا را تعریف می‌کرد.

فیلم بعدی، داستان یک مربی فوتبال در یک محلهٔ کوچک بود. او به بچه‌ها فقط پاس دادن و شوت زدن یاد نمی‌داد، بلکه درس زندگی و کار تیمی می‌داد. دوربین من اشتیاق در چشمان بچه‌ها و لبخند رضایت پدران و مادرانشان را شکار می‌کرد.

هدف من از ساختن این فیلم‌ها، نشان دادن قهرمانان واقعی بود؛ همان آدم‌های عادی که در سکوت، دنیا را جای بهتری می‌کنند. من با دوربینم به دنبال زیبایی‌های پنهان در دل زندگی روزمره می‌گشتم. برای من، کارگردانی یعنی توانایی نشان دادن این زیبایی‌ها به همه، تا بینندگان با دیدن فیلم‌هایم، بار دیگر به اطراف خود نگاه کنند و این قهرمانان خاموش را ببینند و قدرشان را بدانند.

انشا اگر من کارگردان بودم

اگر من کارگردان بودم، دنیای تصویر را با نگاهی تازه می‌ساختم. دوربین به دست می‌گرفتم و داستان‌هایی را روایت می‌کردم که در دل هر بیننده‌ای جا باز کند. این نوشته به شما کمک می‌کند تا با زیبایی‌های نویسندگی و شیوهٔ درست بیان ایده‌هایتان آشنا شوید. در ادامه، با مدیرتولز همراه باشید تا با هم سفری به دنیای خلاقیت داشته باشیم.

موضوع انشا اگر کارگردان بودم

گاهی به این فکر می‌کنم که اگر کارگردان بودم، چه فیلم‌هایی می‌ساختم. چه قصه‌هایی را روایت می‌کردم و چه حرفی برای گفتن داشتم. کارگردانی شغل ساده‌ای نیست، اما دنیایی از خلاقیت و جذابیت است. کارگردان کسی است که مسئولیت ساخت یک فیلم یا سریال را بر عهده دارد، بازیگران را هدایت می‌کند، صحنه‌ها را طراحی می‌نماید و تلاش می‌کند داستان را به زیباترین شکل ممکن روایت کند.

اگر من کارگردان بودم، در درجه‌ اول فیلم‌هایی می‌ساختم که سرشار از امید، مهر و انسانیت باشد. فیلم‌هایی که بیننده پس از تماشای آن حس خوبی پیدا کند و درس‌هایی برای زندگی بیاموزد. به نظر من، فیلم فقط برای سرگرمی نیست؛ باید اندیشه‌ها را بیدار کند و جامعه را به سمت بهتر شدن پیش ببرد.

یکی از سوژه‌هایی که علاقه‌ی زیادی به ساختن فیلم درباره‌ی آن دارم، کودکان کار است. اگر کارگردان بودم، زندگی کودکی را نشان می‌دادم که با وجود تمام دشواری‌ها، برای درس خواندن و رسیدن به آرزوهایش تلاش می‌کند و مسیر درست زندگی را انتخاب می‌نماید. چنین فیلمی می‌تواند مردم را به تأمل وادارد و آن‌ها را به یاری کردن به این کودکان ترغیب کند.

اگر کارگردان بودم، به محیط زیست نیز توجه می‌کردم. فیلمی می‌ساختم درباره زمینی که بر اثر آلودگی، درختانش از بین رفته و جانورانش آواره شده‌اند. در این فیلم، گروهی از بچه‌ها با همکاری یکدیگر تصمیم می‌گیرند طبیعت را نجات دهند. این اثر می‌توانست به همه نشان دهد که چگونه از محیط زیست مراقبت کنیم.

در فیلم‌های من، شخصیت‌ها مهربان، هوشمند و دلسوز بودند. قهرمانان داستان‌هایم لزوماً پهلوانان قدرتمند نبودند، بلکه افرادی بودند که با رفتار نیک خود دنیا را دگرگون می‌کردند. زیرا معتقدم قهرمان واقعی کسی است که دل بزرگی دارد.

اگر کارگردان بودم، فیلم‌هایم خالی از صحنه‌های خشونت‌آمیز بود تا همه اعضای خانواده بتوانند با آسودگی آن را تماشا کنند. از آهنگ‌های دلنشین، تصاویر زیبا و گفت‌وگوهای پرمغز استفاده می‌کردم تا تماشای فیلم برای همگان لذتبخش شود.

هرچند اکنون کارگردان نیستم، ولی همین رویاپردازی به من انگیزه می‌دهد. شاید روزی این شغل را انتخاب کنم، چون باور دارم با فیلم می‌توان دنیا را تغییر داد، می‌توان شادی آفرید و دل‌ها را به هم پیوند زد. اگر من کارگردان بودم، تنها فیلم نمی‌ساختم؛ بلکه دنیایی سرشار از امید، عشق و آگاهی را پیش چشم مردم قرار می‌دادم.

انشا اگر من قانونگذار بودم
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *