اگر من فرشته بودم
اگر من یک فرشته بودم، با بالهای سفید و درخشانم در آسمان پرواز میکردم. اولین کاری که میکردم، این بود که به همه جای دنیا سرک میکشیدم تا به مردم کمک کنم.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره انشا با تضاد معنایی خنده و گریه بیابید.
به خانههای کوچک و محلههای فقیرنشین میرفتم و برای بچههایی که گرسنه هستند، غذا و برای آنهایی که سردشان است، پتو و لباس گرم میبردم. برای کسانی که بیمار هستند و پول درمان ندارند، دارو و شفا هدیه میآوردم.
دلم میخواست صلح را به همه جای جهان ببرم. به کشورهایی که درگیر جنگ هستند، میرفتم و در دل سربازان و فرماندهان، آرامش و عشق میدمیدم تا اسلحههایشان را بر زمین بگذارند و یکدیگر را در آغوش بگیرند.
اگر فرشته بودم، به حیوانات و درختان هم سر میزدم. به جنگلهایی که در حال نابودی هستند، جان تازه میبخشیدم و از حیوانات بیپناه در برابر شکارچیان مراقبت میکردم.
اما زیباترین کار یک فرشته، بخشیدن شادی است. برای کودکان غمگین، اسباببازی و برای پیرزن و پیرمردهای تنها، یک همصحبت مهربان میشدم. با گرد غبار جادویی بالهایم، لبخند را بر لبان همه مینشاندم.
در نهایت، اگر من فرشته بودم، سعی میکردم دنیا را به جای بهتری تبدیل کنم؛ جایی که در آن خبری از گرسنگی، جنگ، بیماری و تنهایی نباشد. دنیایی پر از مهر، دوستی و آرامش.

اگر من فرشته بودم
اگر من فرشته بودم، بر فراز آسمانها به پرواز درمیآمدم. با بالهایی پهن و درخشان، نرم و سبک، مانند ابرهای بهاری بر فراز شهرها و کوهها و دریاها حرکت میکردم. جهان از آن بالا، چه منظره زیبا و تماشایی داشت! همه چیز آرام و کوچک به نظر میرسید.
در صورت علاقهمندی، مطلب انشا با تضاد معنایی سکوت و فریاد را از دست ندهید.
اگر من فرشته بودم، نخستین کاری که میکردم، پخش کردن بذر مهر و محبت در دل همه آدمها بود. به گونهای که کینه و دشمنی برای همیشه از جهان رخت بربندد. بر شانه کودکان مینشستم و برایشان نجوا میکردم که مهربان باشند و با یکدیگر بازی کنند. بر پنجره بیماران میرفتم و نسیمی از شفا با خود میآوردم. برای غمگینان، آواز امیدوارانه زمزمه میکردم.
اگر من فرشته بودم، دستم را بر چهره زمین میکشیدم تا جنگلها سرسبزتر شوند و رودها پرآب. به پرندگان یادآوری میکردم که چه نغمههای قشنگی بلدند. برای کسانی که تنها هستند، همدمی میشدم و با آنان از زیباییهای جهان سخن میگفتم.
اما من یک فرشته نیستم. تنها یک انسانم با آرزوهایی بزرگ. شاید نتوانم پرواز کنم، ولی میتوانم با کارهای کوچک و نیک، دنیا را کمی بهشت کنم. میتوانم با یک لبخند، با یک دست یاریدهنده، با یک کلام محبتآمیز، کمی از نور فرشتهها را به زمین بیاورم.
موضوع انشا در مورد اگر من فرشته بودم 🧚🏻♀️
اگر من فرشته بودم، برای کودکانی که بیماریهای سختی مثل سرطان دارند، هدیه و خوراکیهای خوشمزه میبردم تا لبخند روی لبانشان بنشیند و دلهایشان کمی سبک شود. برای بچههای کار هم کفش و لباس گرم تهیه میکردم و برایشان دفتر و مداد و کتاب میخریدم تا بتوانند درس بخوانند.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه انشا در مورد کرونا با طنز تلخ.
اگر من فرشته بودم، برای کودکان بیپناهی که پدر ندارند، قصههای قشنگ تعریف میکردم و با خودم عروسک و اسباببازی برایشان میبردم. سعی میکردم مردم را تشویق کنم که بیشتر مراقب سلامتی خود باشند، درخت بکارند، از زندگی لذت ببرند و قدر داشتههایشان را بدانند. همچنین به آنها یادآوری میکردم که به فکر افراد نیازمند و خانوادههای کمبضاعت هم باشند.
اگر من فرشته بودم، بیشتر وقتم را صرف برآورده کردن آرزوهای مردم و بچهها میکردم. هر چیزی که بچهها از من میخواستند، سعی میکردم به بهترین شکل برایشان فراهم کنم. اگر فرشته بودم، پیش آدمهای بداخلاق و عصبانی میرفتم و به آنها یادآوری میکردم که زندگی فقط با نامهربانی و بدی زیبا نمیشود، بلکه با عشق و محبت و خوبی است که دنیا قشنگ میشود. سعی میکردم به آنها بفهمانم که با کارهای زشت و بد، نه تنها خوشبخت نمیشوند، بلکه در آخرت نیز عذاب خواهند شد و از طرف مردم هم طرد میشوند.
در پایان، اگر من فرشته بودم، تمام تلاشم را میکردم تا بدیها، زشتیها و پلیدیها را از این دنیا پاک کنم تا همه انسانها بتوانند در کنار هم زندگی خوب و آرامی داشته باشند. اگر شما فرشته بودید، چه کارهایی برای شاد کردن و زیباتر کردن این دنیا انجام میدادید؟
پیشنهادی: انشای خواندنی در مورد اگر من …
انشا اختصاصی _ نویسنده: فاطمه شهری