موومان به بخش کامل و مستقلی از یک قطعه موسیقی بزرگتر گفته میشود. هر موومان، شروع و پایان مشخص خود را دارد و مانند یک قطعه مجزا در دل یک اثر کامل موسیقایی قرار میگیرد. در ادامه این مطلب از وبلاگ مدیر تولز، بیشتر با مفهوم موومان در موسیقی آشنا خواهید شد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه بیوگرافی هانس زیمر | یکی از ۱۰۰ نابغه زنده جهان!.
مقاله تفاوت ساز دف و دایره چیست؟ حاوی اطلاعات جامعی است.
موومان به چه معناست؟
معمولاً هر قطعه موسیقی بزرگ از سه یا چهار بخش مستقل به نام موومان تشکیل شده است. فرمهایی مانند سمفونی، کنسرتو و سونات همگی از چندین موومان ساخته میشوند. گاهی در یک برنامه کنسرت، تنها یکی از موومانهای یک اثر اجرا میشود، اما اجرای کامل یک قطعه موسیقی زمانی است که همه موومانهای آن پشت سر هم نواخته شوند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، بیوگرافی نوین افروز | اولین کنسرت پیانو بعد از انقلاب! را از دست ندهید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله سوپرانو چیست؟ ادامه دهید.
در بیشتر اجراها، پس از پایان هر موومان و قبل از شروع موومان بعدی، مکث کوتاهی وجود دارد. با این حال، بعضی آهنگسازان مشخص میکنند که موومان بعدی باید بلافاصله و بدون وقفه آغاز شود. برای مثال، بین بخش سوم و چهارم سمفونی شماره ۳ بتهوون که به اِروئیکا (سمفونی حماسی یا قهرمانی) معروف است، این سکوت بسیار کوتاه و ناچیز است.
برای یادگیری پیشرفته، به هوشنگ ظریف | ۱۷ سال تدریس تار در هنرستان موسیقی مراجعه کنید.
موسیقی کلاسیک
در موسیقی کلاسیک غربی، به جز در اپرا، معمول نیست که شنوندگان در میان اجرا یا بلافاصله پس از پایان هر «موومان» دست بزنند. تشویق معمولاً پس از به پایان رسیدن کل قطعه انجام میشود.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معرفی ساز ملودیکا ادامه دهید.
یکی از دگرگونیهای مهم در دوره کلاسیک، تغییر در نگرش به ملودی و گسترش آن بود. در دوره باروک، روش رایج این بود که آهنگساز تم اصلی را در آغاز موومان معرفی میکرد و سپس همان تم را به صورت بافتهشده و با تکرارهای پیاپی در سراسر قطعه گسترش میداد، بدون آنکه فرودهای آشکار و کامل داشته باشد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معرفی ۳ تا از سخت ترین قطعه های ویولن تاریخ! مراجعه کنید.
در این مقاله رنگ صدا در موسیقی به چه معناست؟ اطلاعات مفیدی آمده است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه نحوهی نگهداری و تمیز کردن ملودیکا.
در نتیجه، هر «موومان» حالتی بسیار یکدست و پیوسته پیدا میکرد و تضاد آشکاری در ملودی یا تنالیته وجود نداشت. همچنین، ساختار جملات موسیقی اغلب نامنظم بود و تقسیمبندی مشخصی به بخشهای پرسش و پاسخ نداشت.
آهنگسازان سده هجدهم، روش یکدست باروک در تنالیته و تم را کنار گذاشتند و بیشتر بر نمایش تضاد میان بخشهای گوناگون یک «موومان» و حتی میان خود تمها تمرکز کردند.
حالت پیوسته و بدون وقفه موومانها و روش بافتن تمها در دوره باروک به تدریج از بین رفت و جای خود را به موومانهایی با حالات متضاد و ملودیهای جداگانه داد. این ملودیها اغلب در قالب جملههای مجزای دو یا چهارمیزانی (و گاه شش یا هشتمیزانی) شکل گرفتند. در نتیجه، ساختار تناوبی و جملات کامل با بخشهای پرسش و پاسخ پدید آمد.